فک و فامیل داریم

فک و فامیل داریم

“عموم میخواد منو نصیحت کنه میگه :عزیزم مراقب باش به هرکسی اعتماد نکن. مردم ۳۶۰ درجه با همدیگه فرق می کنن! آخه یکی نیست بگه عمو جان، دلبندم، ۳۶۰ درجه که دوباره خودشون میشن! فک و فامیله داریم؟”

  1. رفتیم خاکسپاری فامیلموون داداشش خودش انداخته تو قبر که اول منو باید خاک کنید، باباشون بیل و ور داشته داره خاک میریزه روش میگه آره، توهم برو پیش داداشت نذار اونجا تنها باشه!!!! فک و فامیله داریم؟
  2. “داداشم میگه وقتی موهاتو سیخ سیخی میکنی شبیه فرچه توالت میشی! آیا من سر راهیم؟؟؟ آیا فک و فامیله داریم؟؟؟”
  3. “پسر خاله ام مدارکشو داده واسه ترجمه که اقدام کنه واسه خارج بعد اومده خونه ما میگم چایى میخورى یا شربت؟؟؟ میگه قهوه اسپرسو اگه دارى بیار!!!! میگم هفته پیش که خاکشیرو با کاسه سر میکشیدى یادت نیست؟!!! پسر خاله است ما داریم؟”
  4. “یکی از فانتزیام اینه که ۱۰ دقیقه بعد از خارج شدن از خونه ی اقوام به یه بهونه برگردم خونشون… اونوقته که چهره ی واقعیشون رو با پیژامه در حال حمله به میوه ها می ببینم… بعلهههههه یه همچین فک و فامیلی هستم من…”
  5. “ما یه رسم خانوادگی داریم اونم اینه که وقتی سفره غذا رو پهن می کنیم یا آب میاریم لیوان نمیاریم یا لیوان میاریم آب نمیاریم. این رسم در کل فامیل ما هستش و نسل به نسل منتقل میشه. کلا خود درگیری داریم!!!!!! بعلههههههه این فک و فامیلیه که ما داریم ….. هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا”
  6. “دخترم (گودزیلای۳ساله) فعل جدید اختراع میکنه مثلا: الاغه داشت می میرید :الاغه داشت می مرد میخواستم ببیندمش :میخواستم ببینمش مهمونا نشیندن :مهمونا ننشستن خودم می افتونمت :خودم میندازمت کاریدم :کاشتم!!!! o_O بلعهههههه اینه همینه همینه آخرشیم ما”
  7. “یه دایی دارم از خودم کوچیکتره، اومده خونمون دیدم صورتش باند پیچیه!!! پرسیدم چی شده؟ گفت هیچی فقط موقعی که پسرخالت (۵سالشه) داشت حرف می زد بهش دقت نکردم! اونم با قندون زد تو صورتم… دو تا از دندونامم شکسته… ! -o اینا همه فامیلای ما هستن بعلههههههه”
  8. “یه خواهرزاده دارم ۶ سالشه از صب که پا میشه به همه چرت و پرت میگه تا شب! امروز خیلی بی اعصاب بود برگشته به مامانش میگه :عجب گهی خوردم که شماها منو به دنیا آوردین! : o کلا نسل جدید داغون بی اعصابن اینه فک و فامیله ما …”
  9. “ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺑﺎ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺩﻋﻮﺍ ﮐﺮﺩﻩ. ﻣﯿﮕﻪ ﺍﺻﻼ من میرم شمال پیش مامانم میمونم. بابام فرداش اومده میگه چیشد نرفتی که مامانمم میگه ۳۵ تومن پول باشگاه دادم گفتم بزار تموم شه بعدش میرم. فک و فامیله ما داریم؟؟؟”
  10. “ﺻﺪﺍﯼ ﺑﭽﻪ عموم ﻧﻤﯿﺰﺍﺭﻩ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ ﻣﻦ ﺍﮔﻪ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺸﻢ ﺗﺎ ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﯿﺰﺍﺭﻣﺶ ﭘﺮﻭﺭﺷﮕﺎﻩ ﺑﻌﺪﺷﻢ ﻣﯿﺰﺍﺭﻣﺶ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻌﺪﺷﻢ ﺭﻓﺖ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﯿﺰﺍﺭﻣﺶ ﺧﻮﺍﺑﮕﺎﻩ ﻫﻤﻮﻧﺠﺎﻡ ﯾﮑﯿﻮ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻪ ﺑﺮﻩ ﺳﺮﻩ ﺧﻮﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺩﺍﺭﯾﺎ! والا بخدا… اینه فک و فامیله ما …”
  11. “(مامانم داره تو غذا دارچین میریزه) من :دارچین نریز دوست ندارم! مامان :تاثیری تو مزش نداره!!! من :پس چرا میریزی؟ مامان :خوش مزش میکنه!!!!!!! با این توجیه سالهاست غذاهامون مزه دارچین میده ولی دارچین تاثیری تو مزش نداره 😐 اینه فک و فامیله ما …”
  12. “یه روز گودزیلامون (خواهر کوچیکم) داشت آب میخورد بابام بهش گفت بگو یاحسین خواهرم گفت بابا اخه من بلد نیستم بگم یا حسین فک و فامیله داریم؟؟؟”
  13. “مامیم إمروز موقع أذان میگه پاشو نماز بخون مشکل سازه! ‏ من :جان؟!!! ‏ میگم چی؟ میگه مشکل سازه دیگه. بعد بهش گفتم مادره من اون مشکل گشاست. تازه فهمید و حالا بخند کی نخند! ‏ (چی گفتم! ‏) مامانه نصیحت کنه ما داریم؟! ‏”
  14. دیشب مهمونی بودیم، سر سفره شام واسم مسیج اومد، بازش کردم دیدم پسر خالم نوشته ایمان جلوی من جوجه و کباب نیست برسون!! توش مونده بودم! فک و فامیله داریم؟!!!!!
  15. زنبوره اومده نزدیک دختر خالم که ۱۰ سالشه دختر خالم برگشته میگه تورو خدا منو نیش نزن من محصولات شمارو خیلی دوست دارم (فک و فامیله داریم)
  16. دیروز میخواستم واس خالم عکس بفرستم میگم بلوتوث خودتو روشن کن رفته فرهنگ لغت رو برداشته میگه :بلو میشه آبی ولی توث نمیدونم چیه! فک و فامیله داریم؟ عایا؟
  17. “به مامان بزرگم می گم :شوهرت بدیم یا بفرستیمت مکه؟ میگه :والا مکه که در نمیره!! فک و فامیه ما داریم؟”
  18. “تو خونه ما مامانم هر شب میپرسه فردا ناهار چی میخورید؟ هر کی یه نظری میده و در نهایت نظر بابا تایید میشه بعد ما فردا با کلی امید و آرزو میایم خونه میبینیم یه غذای دیگه داری دلیلشو میپرسیم مامان میگه آخه خودم هوس این غذا رو کردم آخه آدم به کی بگه؟؟ اینه فک و فامیله ما …”
  19. “ب بابام میگم تیغ اصلاح داریم؟ میگه نه بروبخر، رفتی میوه بخرعصرمهمون داریم، نون هم نداریم برای ظهر. راستی تا داروخانم برو یک بسته قرص مسکن بگیر منم گفتم نه احساس میکنم ی نمه ته ریش بذارم بد نیست… والا ب غرعان فک و فامیله ماداریم؟؟”
  20. “پسر خالم همچین با اقتدار امده بهم می گه یه عکس تو فیسبوک دیدم خوشم امد, بعده دانلود, لینکشو بلاک کردم کسی دان نکنه. من؟ مجمع حمایت از قانون کپی رایت؟؟ کانون جمع آوری حیوانات وحشی؟؟؟ فکو فامیله داریم ما؟”
  21. “امتحان زبان داشتیم داشتم لغات رو تمرین میکردم بابام پرسید چیکار میکنی؟ داداشم داد زد داره تقلب مینویسه. بابام گف اگ میخای تقلب بنویسی رو ساعد دستت بنویس بهتره خداییش این فک و فامیله دارم؟؟؟”
  22. “به بابام میگم پاشو سحره! میگه ولش کن بعداً بهش زنگ میزنم!!!! فک و فامیله داریم!؟!!؟؟!”
  23. “ﻓﺮﺩﺍ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﻓﺎﻣﯿﻠﻤﻮﻧﻪ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﯿﺎﯼ؟؟؟ ﻣﯿﮕﻢ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﻣﯿﺎﻡ!!!. ﻣﯿﮕﻪ ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺑﯿﺎﯼ ﻣﺎ ﺭﻭ ﺷﻠﻮﻍ ﮐﺎﺭﯾﺎ ﻭ ﺩﻟﻘﮏ ﺑﺎﺯﯾﺎ ﻭ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﺑﺎﺯﯾﺎﺕ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺮﺩﯾﻢ! ﻫﻤﯿﻦ ﺩﯾﮕﻪ… ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺍﯾﻨﻪ…”
  24. “به بابام اس ام اس دادم امروز موفق شدم یه لیوان بشورم بهم اس داده با چی شستی؟ منم گفتم با ریکا 😐 بعد اس داده سرتو با چی میشوری؟ گفتم با شامپو!! گفت نه نه نه اشتباه گفتی باید میگفتی با شامپو گلرنگ 😐 منو میگی؟ اصن ۱ وضی!! فک و فامیله داریم؟؟!!”
  25. “فکرشو کنید یکی بره مسافرت شارژر گوشیشو ببره، ولی گوشیشو جا بزاره! گودزیلای ما یعنی پسر داییم این کارو کرد… فکو فامیله داریم ما…!”
  26. “مامانم :پسرمون شام نخورد.. خاک به سرم.. حتمأ معتاد شده..! بابام :نه بابا حتماً بیرون یه چیزی با اون دخترا کوفت کرده حمال….. و هیچکس ندانست من هیچوقت کوکو سبزی دوست نداشتم!! خونوادست من دارم؟؟؟؟؟؟؟”
  27. “به برادر زادم ۵سالشه میگم عمه دورت بگردم هر روز هفته میگه عمه جون هر روز هفته زیاده خسته میشی یه روز در هفته کافیه فکو فامیله ما داریم؟”
  28. “مادرم یه دخترعمو داره ۱۲۰کیلو وزنشه دیروز با بچه ش اومده بودن خونه ی ما، مادرم گفت هاجرجون روزه ای گفت نه عزیزم روزه نمیگیرم نمیخوام لاغرشم!!! فک و فامیله داریم ما؟؟!”
  29. دارم میرم سفر میگم پشت سرم اب نمیریزید؟ داداشم میگه توبرو من سیفونو میکشم یعنی فک وفامیله داریم؟؟؟!!!
  30. “دعوت مودبانه ی بابام از من برای صرف شام تَن لَشتو از پشت کامپیوتر جمع کن بیا پای سفره پهن شو!!! فک وفامیله داریم!!!”
  31. “فردا امتحان تافل دارم کتاب خاستگار قبلیمو ازش قرذ گرفتم بخونم مامانم میگه براش دلمه ببر تشکر کن!! فک و فامیله ما داریم؟ عایا”
  32. “آقا تو ماشین نشسته بودیم داشتم دنبال جا پارک میگشتم که یهو داداشم گفت :نگا اونجا پر فضای خالیه! منو میگی؟ آینه بغلو گاز میزدم فک و فامیله ما داریم!”
  33. “رتبه کنکور ارشد پسر عموم رو سه رقم سه رقم از راست جدا کردیم که بتونیم بخونیمش یه همچین فکو فامیل نابغه ای داریم ما!”
  34. “به دخترعموم میگم :ایمیل داری برگشته میگه :باورکن روزم فک وفامیله ماداریم!!!!!!!”
  35. “اقا رفتم خونه مادر بزرگم دیدم جلو تلوزیون داره گریه میکنه! میگم چی شده؟ میگه مرد! میگم کی مرد؟ میگه مرد! میگم بگو چی شده؟؟؟ میگه پسرم!!! میگم کی؟؟؟؟؟؟ میگه جومونگ مثل بچم بود ای خدا… نه جون من این فکو فامیله مادارریم ما”
  36. “یه مادر پدر دلسوز هم ندارم که واسه اینکه از سربازی معاف شیم از هم طلا ق بگیرن. “”اینم فک و فامیله ما داریم”””
  37. “داداش کوچیک دوستمو بردیم آمپول بزنیم… پرستار گفت :بخواب آمپولتو بزنم… بچه گفت :خوابم نمیاد… فک و فامیله ما داریم؟!”
  38. “با دخترعموم رفته بودیم بیرون… بعد از این که یه مدت آدامسشو جوید گفت سرم درد می کنه منم به خاطر الکلی که آدامسا دارن بهش گفتم از پنجره ماشین بندازش دور… برگشت بهم گف :تف نیس؟ منو میگی: o بعد گف منظورم اینه که زشت نیس؟ فک و فامیله داریم؟:)))”
  39. “دارم مسواک میزنم بابابزرگم دندون مصنوعیش رو آورده گذاشته تو جیبه پیرهنم میگه یه دستی هم به دندونا ما بزن: فک و فامیله داریم؟”
  40. “ﺧﻮﻧﻪ ی ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﺑﻮﺩﻳﻢ ﺩاﺷﺘﻴﻢ ﻫﻨﺪﻭﻧﻪ ﻣﻴﺨﻮﺭﺩﻳﻢ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺰﺭﮔﻢ :ﺗﻮ ﻛﻪ ﭼﺎﻳﻲ ﻧﺨﻮﺭﺩﻱ, ﺑﻴﺎ ﻫﻨﺪﻭﻧﻪ ﺑﺨﻮﺭ ﮔﻮﺩﺯﻳﻼﻣﻮﻥ :ﺧﺐ ﭼﺎﻳﻲ ﻧﻴﺎﻭﺭﺩﻳﻦ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺑﺨﻮﺭﻡ… ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺰﺭﮔﻢ :ﺧﺐ ﭼﺎﻳﻲ ﻧﺪاﺷﺘﻴﻢ ﻛﻪ ﺑﺮاﺕ ﺑﻴﺎﺭﻡ ﻳﻜﻲ ﻣﻨﻮ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﻩ….. ﻓﻚ و ﻓﺎﻣﻴﻠﻪ ﺩاﺭﻳﻢ?????”
  41. “کاملا واقعی! یه پسر دایی دارم وقتی پیش دبستانی بود ماهی قرمزشو از اب دراورده بود گذاشته بود تو جیبش برده بود مدرسه که ب معلمش نشون بده!!!!!! پسرداییم :-))))))) ماهی قرمز)))))))) -: معلم :-O فک و فامیله دارم عایااااااا؟!”
  42. “با بابام تو یه ماشین بودیم بعد ۲ نفر خارجی‌ سوار شدن بابام رفت بپرسه اهل کجایین؟ خیلی‌ با اعتماد به نفس با یه لحن سوالی‌ گفت: mede in؟ وااای غش کردم از خندههههه فک و فامیله ما داریم؟”
  43. مورد داشتیم کلاغه تو کلیپسه دختره لونه درست کرده بوده, اشتباهی فکر کرده بوده درخته
  44. کنار بابام نشستم. یهویی یه عطسه خفن کرد! بعد میگه :بعده عطسه و سرفه یه پوزش خواستن ضرری نداره! میگم :این چیزا کلا با یه پوزش حل میشه؟؟ میگه :همشون که نه، تو بعضی موارد باید پاشی بری بیرون!!!!
  45. دیروز با خانواده نشسته بودیم پای تلویزیون خواهرم داشت کانال هارو جا ب جا میکرد ساعت ۲۰ :۰۰ بود یهو بابام گفت رد نکن رد نکن اخبار ۲۰ :۳۰ مارو میگی اصلا یه دقیقه سکوت بود اصلا یه وضی. ولی قربون بابام برم منکه عاشقشم.
  46. “همه چی در همه، یکی از دوستان امروز میخواست خبر تصادف مینی بوس امروز صبح رو بهم بده، اینجوری گفت :امروز صبح یه مینی بوس مرده دانش آموزان تو مینی بوس تصادف کردند…..!!!! اصن یه وضیی!!!”
  47. “من و داداشم وقتی بچه بودیم بعد یه کتک کاری مفصل که من توش ناکام میموندم، بهش میگفتم بذار وقتی شب خواب بودی حالیت میکنم. بعدشم تا شب بشه ۱۰بار باهم آشتی کرده بودیم. اگرم خبری از آشتی نبود خبری از تلافی هم نبود. چقد دلم واسه کودکی بی دردسرم تنگ شده”
  48. “اومدم خونه، میبینم یه سری کاغذ چسبیده به دیوار، روش نوشته +۱۸، همینطور که مسیر کاغذها رو دنبال میکنم، میبینم میرسه تو آشپزخونه، آخرین برگ روش نوشته: ” آشغالا رو بزار دم درب ” مامان خلاقه دارم؟”
  49. “سه شنبه :جرو بحث میان پدر و مادر بخاطر خرج های بی حساب مادر چهار شنبه :تلافی کردن مادر و محروم شدن ما از صبحانه ناهار و شام پنج شنبه :ورود پدر به خانه با یک سبد گل و یک سرویس جواهر!!! “” اصن یه طور عجیبی مرد سالاری تو خونه ما غوغا می کنه. “””
  50. بخشی از سخنرانی پدرا برای تشویق بچه ها ب اشتغال :پسرم، دوره زمونه عوض شده، تو باید دستت تو جیب خودت باشه، اصلا هم نترس!!! انقدر بی شعورتر از تو هستن ک الآن سرکار می رن…!
  51. “پسر خالم کلاس سوم دبستانه! تو امتحانشون یه سوال داشتن که گفته بود :آیا میدانید رود هیرمند به کدام دریا میریزد؟ اینم نوشته بود :بله میدانم!”
  52. دیشب با داداشم نشستیم پای هندونه و جاتون خالی با قاشق تمام مغزش رو تراشیدیم و خوردیم ، بابام از اونور داد میزنه میگه : یه ذره هندونه بزارید بمونه روی اون پوست ، تا رومون بشه بزاریمش دم در؛ اینجوری مردم فک میکنن بُز تو خونه بستیم …
  53. “پسر خالم رفته خواستگاری وقتی رفتن تو اتاق تنها صحبت کنن دختره گفته من قصد ازدواج ندارم. پسرخالم هم خودشو از تک وتا ننداخته گفته منم فقط اومدم موز بخورم”
  54. “به گودزیلامون میگم :از این بعد باید حجابت رعایت کنی. اگه یه تارموتم بیرون باشه، از همون یکی تو آتیش جهنم آویزونت میکنن! میگه :یه تار مو که دردش خیلیه… پس بذار همش بیرون باشه! منو میگی؟!”
  55. “کودزیلامون خونرو کذاشته بود تو سرش. مامانم داد زد الان میام اینقد میزنمت که به خر بکی داداش. من :& شیرخوارکاه :@ خر مش حسن 🙂 حکمت وجودمون ثابت شد”
  56. “مامانم واسه ناهار ابگوشت گذاشته بود ولی خوب جانیفتاده بود ماهم کمی غرغر کردیم درجواب میگه :من که از خدابالاتر نیستم مگه خدا همه بنده هاشو سالم افرید؟ که من همیشه غذام خوب بشه؟؟!!! یه بارم غذای خوب نخورید!!! یعنی تفسیراتش تو حلقم! فک وفامیله داریم!”
  57. داشتم تلویزیون میدیدم یهو داداشم داد زد کمک کمک پریدم تو آشپزخونه دیدم از ماکروویو آتیش میزنه بیرون نگو این شاهکاره خلقت داشته تو ماکروویو جورابشو خشک میکرده؟ آخه الان من چی بگم بهش؟ فک و فامیله داریم؟
  58. “۲ تا گودزیلامون داشتن با هم دعوا می کردن یدفعه یکی اون یکی رو زد بهش میگم چرا زدیش میگه بی تربیت واسه من ادای سوسک در می اورد من 😐 گودزیلامون :$ سوسک:)))) عمو قناد D:”
  59. “ﻣﻦ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻧﺘﻮﻧﻢ ﻓﺮﻕ ﻭﺍﯾﺮﻟﺲ ﻭ ﺩﯾﺎﻝ ﺁﭖ ﺭﻭ ﺑﺮﺍ ﭘﺪﺭﻡ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺑﺪﻡ؛ ﻣﺠﺒﻮﺭﻡ ﻧﺼﻒ ﭘﻮﻝ ﺗﻠﻔﻦ ﺭﻭ ﺧﻮﺩﻡ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﻢ…. |: ﺗﺎﺯﻩ ﭘﻮﻝِ ﺑﺮﻕ ﻫﻢ ﻧﺼﻔﺶ ﺍﺯ ﻟﭗ ﺗﺎﭘﻪ ﻣﻨﻪ |:”
  60. “دختر خاله من ۹ سالشه به مامان بزرگم میگه: مامانی من بزرگ شدم وقتی خواستم شوهر کنم به اسم و فامیلش توجه میکنم بعدا بچمون ابروش نره… :///والا ما همسن اینا بودیم نمدونستیم شوهر با کدوم شین نوشته میشع… ایششششش… دختر خاله اینده نگره داریم؟!!!!”
  61. “یه گودزیلا داریم ۸سالشه یه باربهم گفت :کی میشه تو زن بگیری بری خونت این سیستم ماله من شه/مامانم ازتوو آشپزخونه دادزد :به این دسته بیل نمیدن چه برسه به زن$ اصن محبت توخونمون موج میزنه”
  62. خواهرزادم ساعت دیواریمون رو برداشته واستاده روش میگه ترازوئه، میخوام ببینم چند تومن شدم!
  63. گودزیلامون عاشق دوغه قرمه سبزی داشیم هی گریه کرد دوغ میخوام حالا ن ماست تو خونه داشتیم ن دوغ یه لیوان شیر بهش دادیم تا تهشو با قرمه سبزیش خورد. اینادر اینده چی میخوان بشن؟؟
  64. یکی از فانتزیام به وقوع پیوست! مامانم از بیرون اومد تا اومد از چیپسم برداره گفتم :اول دستتو بشور!! آقا یَک حالی داد که نگو…. فقط یکم شکستگی لگنم اذیتم میکنه؛ ولی تمام کبودیام خوب شده، تازه دکتر گفته هفته دیگه گچ دست و پامم باز میکنه..!!
  65. “مورد داشتیم بادختر عموم رفتم عابربانک پول درآوردم کیف همرام نبود کارت وپول رو دادم بهش بزاره توجیبش میگه :پول رو بزارم پیش کارت نمیسوزه یعنی وضع بی وضعیه…”
  66. “به گودزیلامون میگم :می تونی درساتو خودت بخونی، این هفته می رم دانشگاه مامان همراه من بیاد؟ قاطعانه میگه :نه! چند لحظه بعد برگشته میگه اگه خونه اجاره کنین با دوستام بریم اونجا آره درس می خونم! من@@ مامانم :(( خونه ی مجردی// دوره ی آخرالزمان //”
  67. “امروز، لیوان از دستم افتاد و شیکست! مامان با ناراحتی گفت این بچه درست بشو نیس!! عاشق بابامم که میگه زن از قدیم گفتن دندون لقو باید کشید!!!! اصن عواطف میپاچه رو در و دیوار!”
  68. به گودزلامون میگم ۱ لیوان واسه من آب بیار میگه :برو باباع یه ساعته، از زور تشنگی دارم اب دهنمو قورت میدم.. بلند شدی ۱ لیوانم واسه من آب بیار… منو میگی…
  69. “ﺑﻪ ﺧﺎﻟﻪ ﺍﻡ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﺑﺎ ﮐﻠﯽ ﺫﻭﻕ ﻭ ﺷﻮﻕ ﮔﻔﺘﻢ :ﺧﺎﻟﻪ! ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡﺑﯿﺎﻡ ﺍﻭﻥ ﺟﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻢ. ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﻣﯽ ﮔﻪ :ﺧﻮﺏ ﺍﯾﻦ ﺟﺎ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﺮﯼ ﭘﯿﺸﺶ؟ ﺧﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﻻﻣﺼﺐ ﻋﻤﻪ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍ ﺧﻮﺩﺵ”
  70. “عاغا دیشب یکی از فامیلای دور بابام اومده بود خونمون میخواست شبو بمونه خونه ما اومدیم جاهارو بندازیم بخوابیم گودزیلامون میگه عمو ما میخوایم بخوابیم نمیخوای بری؟ ما 😐 فامیلمون:) ستاد حمایت از مسافران 🙁 پدرم; O”
  71. گاهی اوقات مامانم جوری با حسرت نگاهم می کنه که احساس می کنم کاملا از دست رفتم و دیگه برای اصلاح شدنم خیلی دیر شده… گاهی اوقات تو تنهایی برای خودم یه فاتحه می خونم و بلافاصله می گم حیف شد زود از دنیا رفتم!!!
  72. ببینم آیا شماهم تو صف نونوایی از دونفرجلویی تون که هرکدوم ده تا نون میگیرن متنفرین؟ روزمبارزه با دونفر جلویی صف نونوایی گرامی باد
  73. آقا، بعد دوساعت خرد کردن گوشت یک گاو گنده، مامانم اومده میگه :پسر، تازه تموم کردی، من تو بیست دقیقه انجام میدادم!!! منو میگی!!!
  74. خواهرم دیروز رفته مانتو خریده، از دیروز به جای اینکه بگه :خب الان چی بپوشم؟ میگه :خب امروز کجا بریم؟
  75. “تو ترافیک گیر کرده بودیم که یه BMW ۵۳۰ اومد بغلمون به بابام گفتم بابا یه دونه از این بی ام و ها بگیر، بابم گفت ماشین ماشینه دیگه چه فرقی داره؟ ببین الان هم ما تو ترافیک گیر کردیم هم این یارو! یعنی خداوکیلی تا حالا اینجوری قانع نشده بودم”
  76. امتحانای دانشگامون داره شروع میشه منم داشتم درس میخوندم. قیافم خیلی داغونوخسته بود. داداشم اومده تواتاق زده زیره خنده میگه قیافشونگاه شبیه ۵صب میمونه… فکوفامیله ماداریم؟؟؟
  77. “قبض تلفن ازهردری که بیاد توو؛ ادب پدر از همون در میره بیرون!”
  78. بابام هی بخاریو کم می کنه میگم چرا بخاریو کم می کنی؟ میگه میخوام استقامتت نسبت به سرما بیشتر بشه وگرنه پول گاز فدای سرت!
  79. “مامانم عینکش به چشمشه بعد داره تو کیفش تند تند دنبال عینکش میگرده… خالم زل زده تو صورتش میگه عینکتو نیاواردی!!! بیا مال منو بزن!”
  80. “نذر کردم اگه تا سال دیگه همین موقع شوهر کردم مادر شوهرمو پیاده بفرستم کربلا”
  81. “گودزیلامون 12 سالشه پست گذاشته امروز هوا برام دو نفرست….. اونوقت من۲۰ساله نمیدونم هوا چیه….”
  82. “اقا ما یه گودزیلا دهه ۹۰ی داریم وقتی مامان بزرگم داشته فیزیوتراپی میکرده رفته پیچ ولتاژ زیاد کرده 😐 زیاد کردن همانا برق گرفتن همانا کُرک و پر مادر بزرگ ریختن همانا O-o”
  83. “گودزیلامون ۱۱ سالشه استاتوس زده ای زندگی چرا اینقدر منو خسته میکنی! زیرش نوشتم :چی شده باز ننت فرستادتت بری نون بخری؟!!”
  84. “به بابام میگم میخوام برم سمت گیاهخواری، نظرت چیه؟ بابام میگه :آفرین مگه تو چیت از بز کمتره؟”
  85. “برادر زادم چهار سالشه زنگ زده می گه عمو اون اسباب بازیه که گفتم حتما برام بخری ها اگه یادت رفت زنگ بزن بهم تا یادت بیارم”
  86. مورد داشتیم :طرف تو مهمونی بوده بعد به مادرش میگه مامان زود بریم خونه من باید درسامو بخونم فردا امتحان ورزش دارم.
  87. “pou ریختم رو گوشی آبجیم فرداش دیدم آروم صحبت میکنه گفتم خواهر چرا آروم؟ گفت pou خوابه! خدایا من تحمل ندارم…”
  88. “خودمو زدم به خواب گودزیلامون اومده بیدارم کنه نتونسته رفته به بابام میگه متاسفانه مرد ولی خوشبختانه همه ی خودکاراش مال من شد الان چند تا موضوع منو درگیر کرده: ۱-فک و فامیله داریم ۲-اصن یه وضیه ۳-من الان سرمو کجا بکوبم…”
  89. “اینقدری که بابام واسه تربیت کاسکوش کتاب خونده اگه واسه تربیت من میخوند الان فرزند شایسته دنیا شده بودم والا:”
  90. “رفتیم خونه عموم می بینم پسر عموم حمومه داره می خنده از دختر عموم می پرسم چرا می خنده می گه چیزی نیست داره سنگ پا می زنه فک و فامیله داریم؟”
  91. به مامانم میگم باز عطر منو زدی؟ میگه :کی؟ من؟ کدومو؟ عمرا! برو با اون عطر بیخودت… روسریشو بردم دم بینیش گفتم :اینو میگم.. میگه :به این نزدم که به لباسم زدم!!!!!!!!!!!! فک و فامیله داریم ما؟ آیا؟؟؟؟؟؟؟؟
  92. “خداااااااا، منو بکش راحتم کن. دیشب بابام از دستشویی اومده بیرون، میگه :بو، سرده، کاپشنم کو؟؟ فک و فامیله داریم!!!؟؟”
  93. با داییم اینا رفته بودیم بیرون بعد هی زنداییم میگفت چقدر بوی دستشویی میاد؟ هی گفت اینو بعد برگشت به پسر داییم نگاه کرد گفت تو خرابکاری کردی دیدم داره میخنده گفت مامانم من اشتباهی بوگیر دستشوویی رو به جای اسپری زدم منو باید باکارتک از کف ماشین جمع میکردن
  94. “دیروز داشتم تخمه میخوردم به جای پوست تخمه مغزشو انداختم بیرون خدایی از شکست عشقی بدتره…………. شمام اینجوری هستین یا من فقط اینجوریم عایا؟؟؟؟”
  95. “تنها سودی که رشته ی تحصیلیم تا الان داشته این بوده که؛ هر بار میرم تو اشپز خونه بابام میگه :مهندس یه ۲ تا چایی بیار بخوریم! فک و فامیل داریم ما “
  96. پس خالم میگه همیشه دوس داشتم بعد از تجدید اوردن ریاضی فیزیک یه بار اسممو تو برترینای هفته میدیدم روحیه مجدد میگرفتم
  97. “گودزیلامون اومده بهم میگه چهارتا دوست دارم! میگم :چهارتا یعنی چقدر؟ ده تا انگشت های دستشو نشونم داده میگه :یعنی یازده ها!!! راضی ام ازش ریاضیش به خودم رفته=)))”
  98. با فک و فامیل نشستیم اسم فامیل بازی کردیم دائیم برای میوه با «ی» نوشته یه کیلو خیار.
  99. “داشتم فیلم اکشن میدیدم که یهو بابام یه لگد محکم بهم زد گفتم چرا میزنی میگه خواستم حس تلویزیون سه بعدی بهت دست بده‌. ‌.. فک وفامیله…….”
  100. “خالم یه دختر نشون داده میگه اینو برای فلانی بگیریم بد که دیدمش میگم لایک داره…. بعده دو ساعت نگاه کردن به طرف میگه نه لاک نداره:))))))))))))))))))) اصن یه وضییییییییی”
  101. یه عمو دارم با قرآن میره خریدبه فروشنده میگه دس رو قرآن بذار بگو چند خریدی! فک و فامیله داریم؟
  102. “به گودزیلامون میگم برو بخواب ٬ نخوابی لولو میاد میخورتت برگشته میگه لولو وجود نداره. اونوقت منه خاکبرسرو یه بار تو بچگی با لولو ترسوندن خداشاهده هنوز از تاریکی میترسم شبخواب روشن میکنم میخوابم اصن باعث خجالته این وض…”
  103. بابام میگه اول گوش کن ببین چی میگم بعد یا قبول کن یا برو فکراتو بکن بعد قبول کن…!!! پدر دموکراته ما داریم.!؟!؟!؟
  104. آغا از وقتی هوا سرد شده موتور سواری کیف نمیده داداشم مهربون شده موتورشو دراختیار من قرار داده
  105. “داداشم با هیجان دیروز می گفت: هیچ لذتی بالاتر از این نیست که یه تیکه از سرعت گیر کنده شده باشه و آدم بتونه ۲ تا چرخش ماشینشو از اونجا رد کنه… هست خدایی؟! خدایا این لذتارو از ما نگیر…”
  106. “توصیه به پدران و مادران گرامی: وقتی بچه تون اومد خونه عطر زده بود آدامس هم مجویید هیچوقت ازش نپرسین :“سیگار کشیدی!؟ ” مستقیم بزنین زیر گوشش!”
  107. “خواهر دوستم بچه که بود سر امتحان جغرافیش خیلیی خونده بود… بعد شب که میخوابه مامانش میره بالا سرش میگه.. سردته؟؟ پتو بندازم روت…؟؟؟ حالا طرف تو خواب جواب میده… معتدل و مرطوب!!! :))))) لامصب… بد وضیییه!!!”
  108. “دیروز زنگ زدم به دوستم میگم سلام چطوری بعد دوستم نه سلامی نه علیکی برگشته میگه بیشور کجایی دلم واست یه ذره شده حیوون!!! عایا این حرفا ازشدت علاقه بود؟ یکی آدرس دقیق دیوار چینو با کروکی بده بهم برم سرمو بکوبم بهش بیام…..”
  109. “داشتم احساس خفگی میکردم… فک کردم بغض دارم تا اینکه مامانم گفت :لباستو چرا برعکس پوشیدی؟”
  110. “عموم با همراه اول دائمی زنگ زده میگه :زود بهم زنگ بزن الان شارژم تموم میشه. شما بگین گوشای من درازه؟ نه خدایی شما بگین”
  111. “ابجیم اصرار می کنه بیا بیا چای بخور میگم خوب بریز بخورم میگه برو بیار بخوریم من واقعا باید چیکاااااااااااار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟ اینه فک و فامیل ما”
  112. “با مامانم یه چیزو همزمان گفتیم موهای منو کشیده میگه شوهر من خوشگلتره! آخر زمونه!”
  113. گودزیلامون ۷سالشه تو کتابش ازش خواسته سه تا حیوان با o بنویسه بعد نوشته شتر؛ اردک؛ درسا….!!!!!!! بعد ک میگم عزیزم, درسا ک اسمه آدمه مى گه ن پس حیوانه باتعجب مى گم پس چرا نوشتى؟ مى گه آخه با دوستم درسا دعوام شده….!!! منو میگى تا ۵دقه تو شوک بودم
  114. گودزیلای عموم ۳ سالشه امروز خونمون بودن مامانش ازش پرسید منو بیشتر دوس داری با باباتو اونم با اطمینان کامل درومد گقت بابمو بیشتر دوست دارم توهم بشین گرییه کن دیگه
  115. “طرف یه تیکه آشغال می پره تو چشمش. می ره جلوی آینه تو چشش فوت میکنه. خانمش بهش میگه دیوونه تو فوت نکن بذار اون فوت کنه! ا۳ن ی وضی”
  116. “ﻋﺎﻏﺎ ﻣﺎ ﯾﻪ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻫﺮﺩﻭ ﮐﺮﻥ. ﺑﻌﺪ ﻭﺧﺘﯽ ﺩﻋﻮﺍﺷﻮﻥ ﻣﯿﺸﻪ ﺯﻧﻪ ﺑﻪ ﺯﺑﻮﻥ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﻠﯽ ﻓﻮﻭﻭﻭﺵ ﻭ ﺑﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻕ ﻧﺜﺎﺭ ﻣﺮﺩﻩ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﻌﺪ ﻭﺧﺘﯽ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﻣﯿﺨﺎﺩ ﺟﻮﺍﺑﺸﻮ ﺑﺪﻩ ﺯﻧﻪ ﭼﺮﺍﻏﺎﺭﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﯾﻨﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﺧﻼﻗﯿﺖ ﺩﺍﺭﻧﺎ”
  117. “گودزیلامون واس اینکه ب بابام نشون بده تو خونه بیشتر از همه صرفه جویی میکنه, دیروز دستمال کاغذیای دماغیشو بعد از اینکه چندبار توش فین میکرد و استفاده کرد باز میذاشت رو بخاری که خشک بشه دوباره استفاده کنه دستمال کاغذی :/ بابام ×_× من دیگه حرفی ندارم^_^”
  118. “یه شوهر عمه داریم هیچ وقت توی رانندگی راهنما نمیزنه ازش پرسیدم عمو چرا راهنما نمیزنی؟؟؟ گفت عمو جون اگه راهنما بزنم، راهنما اصطحکاک پیدا میکنه و خراب میشه. یکی نیس بهش بگه بابا راهنما رو واسه همین گذاشتند دیگه. فک و فامیله ما داریم؟؟؟”
  119. یکی از فانتزیای مامانم اینه که بیاد تو اتاقم ببینه همه چی مرتبه….
  120. “مشتری اومده واسه خونه میگه: بدی خونه اینه که در دستشویی تو حال باز میشه بابام برگشته میگه :میخوای زیرگذر بزنیم از تو آشپزخونه بیای بیرون؟”
  121. “با کلی شور واشتیاق به خالم میگم فیزیکمو بیست شدم (فیزیک ۳ ریاضی!!!!) میدونید چی میگه؟؟؟ خالم :خاک تو سَرت!!!! هنوزم بیست میشی؟؟؟ آخه بزرگ شدی پس کی یادمیگیری دیگه بیست نشی!!”
  122. یه بار داشتم تو اینترنت می گشتم بابام اومد پشت سرم هیچی دیگه مجبور شدم کل help ویندوز رو بخونم!
  123. “بابام خطاب به من: بخدا پولی که تو این ۲۰ سال خرج تو کردم میدادم سکه میخریدم الان میلیاردر بودم و الان با اون پول میتونستم یه پسر تحصیل کرده ی دانشمند همسن و سال تو واسه خودم بخرم وبهش افتخارکنم!!!!!! “”الان تکلیف من چیه عایا؟؟؟؟ “””
  124. “خواهرم واسم اس ام اس داده ش م خ د… هر کاری کردم نتونستم بخونم؛ زنگ زدم میگم چی نوشتی؟ میگه واقعا متاسفم برات که نتونستی بخونیش، نوشتم شام مهمونیم خونه داداش! فکر کنم باید ۳۷واحد کلاس رمزنگاری و رمزگشایی واسه ادامه زندگی با خانوادم پاس کنم…”
  125. “مامانم باهام لج کرده میگه از بس هر خواستگاری نشونت دادیم یه ایرادی گرفتی اگه پسر مورد علاقت پیدا شد اسید میپاشم روش!”
  126. “مامان بزرگم اومده میگه ننه من شعر نو گفتم :(( تا تو نگاه میکنی منم نگاه میکنم وقتی مو نگاه میکنم تو هم نگاه میکنی پس ما دو کار میکنیم هم تو نگاه میکنی هم مو نگاه میکنم + تا حالا اینقدر دلیل محکم و قاطع واسه محو شدن در افق نداشتم”
  127. “پسرخالم ۷ سالشه بعد بهم اس داده :سریع تند زود چندتا اس عاشقانه بفرس لازم دارم…… من هم سن این کثافط بودم یکی از این گوشیا داشتم که هردکمشو میزدی یه صدا داشت اونقدم ذوق میکردم که نگو…..”
  128. “داشتیم ناهار می خوردیم خاله ام هرچی نمی خورد می ریخت تو غذای من. ینی وجدانن فک و فامیله داریم ما. کلیپس دختر همسایمون بزنه از کمرم اگه دروغ بگم. والا.”
  129. “داداشم مثل این شوفر اتوبوسا یه فلاسک چایی گذاشته پایینه میز کامپیوتر همینطور که نگاش به مانیتوره خم میشم میارش بالا… انگار قراره ماشین از جلو بیاد!”
  130. “من نمیدونم این مامانا که وسایل خودشون رو یه جایی میزارن, بعد خودشونم یادشون میره کجاس… چه جوریه که تو پیدا کردن وسایلی که ما به اصطلاح تو ۷ تا سوراخ موش قایم میکنیم تبحر خاصی دارن!!”
  131. “مامان و بابام نشسته بودن داشتن چایی میخوردن، بهشون گفتم: خوب حال میکنیدا پسر به این شاخ شمشادی دارید. چند لحظه سکوت کردن و بهم خیره شدن! بابام یه آهی کشید و با افسوس به مامانم گفت :چاییتو بخور..”
  132. “خواهر کوچیکم سالی دوازده ماه تحویلم نمیگیره. اومده میگه داداشی جون، چقد دوسم داری؟ گفتم خیلی گفت یعنی چقد؟ گفتم خیلی زیاد برگشته میگه من و بیشتر دوس داری از همه چ دیگه؟ گفتم آره پرو جسد تیکه تیکه شده گوشیمو گذاشت جلوم رفت!!!”
  133. “رفیقم بهم میگه داخل کامپیوترت چقد اهنگ داری گفتم ۱۰۰ گیگ، برگشته میگه من دوتا فلش هشت بهت بدم جا میشه…. الان من چی بگم بهش، دیواری هست اینجا سرمو بکوبم بهش این رفیق ما داریم آیا “
  134. “دیروز بابام داشت میومد خونه همه رفته بودن به جز من وقتی منو دید گفت :تویی؟ فکر کردن آدمیه ترسیدم فک فامیله داریم ما”
  135. “داشتم گیتار می زدم چشمم بسته بود یهو دیدم یکی زارتی زد توسرم چشمو وا کردم دیدم بابام بالا سرمه میگم چرا می زنی. می گه :زدم تا ی وقت نری توحس فکرای ناجور کنی فک وفامیل داریما اصن۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ وعضی”