فراموشی

فراموشی

  1. “پدر…… پشتوانه ی درد های روزگار….. روزت مبارک گفتم: فراموشت میکنم! گفت: نمیتونی رفت، بعد از یه مدت برگشت، گفت: دیدی نمیتونی!؟ گفتم: شما؟”
  2. ” بزرگتَرین خَطایَش این بود که می پنداشت مَن بَرای هَمیشه صَبور خواهَم ماند..”
  3. خاطراتمان بوی حلوا میدهد… فاتحه ای بخوان و برو شاید خدا سادگیم را بیامرزد…
  4. ” بودم! دیدم با دیگری شادتری رفتم”
  5. ای نشسته در خیال من فراموشم مکن. با فراموشی وتنهایی هم آغوشم مکن. زندگانی می کنم چون شعله با خود سوختن. زنده ام با سوز و ساز خویش، خاموشم مکن
  6. ” لاﮎ ﻏﻠﻂ ﮔﯿﺮ ﺭﺍ ﺑﺮﻣﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ “ ﺗﻮ ” ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻢ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ… “ ﺗﻮ ” ﻏﻠﻂ ﺍﺿﺎﻓﯽِ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺑﻮﺩﯼ…”
  7. هی لعنتی…. اون طوریم که تو فکر میکنی نیست… شاید عاشقت بودم یه روزی…. ولی ببین بی تو، هم زنده ام… هم زندگی میکنم… فقط گاهی در این میان… یادت… زهر میکند به کامم زندگی را… همین…
  8. نداشتن هیچگاه به تلخی فراموش کردن یک ” داشتن ” نیست…
  9. ” از کنارم رد شد… بی محلی اش ازارم نداد اما اذیت شدم وقتی که گفت: ندیدمت!!!”
  10. ” تو که نمیپرسی خودم میگویم: حالم خوب است، فقط گاهی چیزی از ته قلبم میجوشد و تا چشم هایم بالا می آیند آن هم چیزی نیست. من خوبم!!!!”
  11. برای کسی که نمی خواد چیزی رو فراموش کنه، زمان مرهم خوبی نیست
  12. ” برو فقط برو مثل خیابانی یکطرفه که هیچ راه برگشتی ندارد”
  13. ” میروم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم اغوشت کنم میروم از رفتنم دلشاد باش از عذاب دیدنم آزاد باش”
  14. ” خاطرمان باشد به یاد هم باشیم… شاید سالها بعد در گذر جاده ها از کنار هم بگذریم و بگوئیم آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود… شاید…! √”
  15. ” ﻛﻔﺸﻬﺎﻯ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﺩﻳﺪﺍﺭﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﻕ ﻣﻴﺎﻧﺪﺍﺯﻡ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﻢ ﻛﻮﭼﻜﻨﺪ…!”
  16. ” صفحه ی آخر شناسنامه زیاد مهم نیست گاهی باید توی آیینه خوب نگاه کنی ببینی هنوز زنده ای یا نه”
  17. ” آخر فراموش میشوم… از یادها، از خاطرات، از عشقها، از روزها، از شبها… دیگر کسی حتی، سراغی از من نخواهد گرفت… انگار اصلاً وجود نداشته ام و می آید آن روز و چقدر نزدیک است…… خدافظ”
  18. فراموش شدنى نیستى مانند ماه که باهیچ دستمالى ازشیشه پنجره پاک نمیشود!
  19. “سخت بود فراموش کردن کسی که با او… همه چیز و همه کس را فراموش می‌کردم”
  20. بوی فراموشی گرفته ام… رنگ تنهایی… دل شکستگی… بغض و خاموشی… چیزی نیست تاریخ مصرفم برایش گذشته است..
  21. “برایت گردنبندی از گریه ساختم یادت باشداگر فراموشم کنی گریه هایم گردن توست”
  22. به ما می اموزند که بخاطر بسپاریم چرا نمی اموزند که فراموش کنیم
  23. “پدر…… پشتوانه ی درد های روزگار….. روزت مبارک گفتم: فراموشت میکنم! گفت: نمیتونی رفت، بعد از یه مدت برگشت، گفت: دیدی نمیتونی!؟ گفتم: شما؟”
  24. ” بزرگتَرین خَطایَش این بود که می پنداشت مَن بَرای هَمیشه صَبور خواهَم ماند..”
  25. خاطراتمان بوی حلوا میدهد… فاتحه ای بخوان و برو شاید خدا سادگیم را بیامرزد…
  26. ” بودم! دیدم با دیگری شادتری رفتم”
  27. ای نشسته در خیال من فراموشم مکن. با فراموشی وتنهایی هم آغوشم مکن. زندگانی می کنم چون شعله با خود سوختن. زنده ام با سوز و ساز خویش، خاموشم مکن
  28. ” لاﮎ ﻏﻠﻂ ﮔﯿﺮ ﺭﺍ ﺑﺮﻣﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ “ ﺗﻮ ” ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻢ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ… “ ﺗﻮ ” ﻏﻠﻂ ﺍﺿﺎﻓﯽِ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺑﻮﺩﯼ…”
  29. هی لعنتی…. اون طوریم که تو فکر میکنی نیست… شاید عاشقت بودم یه روزی…. ولی ببین بی تو، هم زنده ام… هم زندگی میکنم… فقط گاهی در این میان… یادت… زهر میکند به کامم زندگی را… همین…
  30. نداشتن هیچگاه به تلخی فراموش کردن یک ” داشتن ” نیست…
  31. ” از کنارم رد شد… بی محلی اش ازارم نداد اما اذیت شدم وقتی که گفت: ندیدمت!!!”
  32. ” تو که نمیپرسی خودم میگویم: حالم خوب است، فقط گاهی چیزی از ته قلبم میجوشد و تا چشم هایم بالا می آیند آن هم چیزی نیست. من خوبم!!!!”
  33. برای کسی که نمی خواد چیزی رو فراموش کنه، زمان مرهم خوبی نیست
  34. ” برو فقط برو مثل خیابانی یکطرفه که هیچ راه برگشتی ندارد”
  35. ” میروم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم اغوشت کنم میروم از رفتنم دلشاد باش از عذاب دیدنم آزاد باش”
  36. ” خاطرمان باشد به یاد هم باشیم… شاید سالها بعد در گذر جاده ها از کنار هم بگذریم و بگوئیم آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود… شاید…! √”
  37. ” ﻛﻔﺸﻬﺎﻯ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﺩﻳﺪﺍﺭﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﻕ ﻣﻴﺎﻧﺪﺍﺯﻡ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﻢ ﻛﻮﭼﻜﻨﺪ…!”
  38. ” صفحه ی آخر شناسنامه زیاد مهم نیست گاهی باید توی آیینه خوب نگاه کنی ببینی هنوز زنده ای یا نه”
  39. ” آخر فراموش میشوم… از یادها، از خاطرات، از عشقها، از روزها، از شبها… دیگر کسی حتی، سراغی از من نخواهد گرفت… انگار اصلاً وجود نداشته ام و می آید آن روز و چقدر نزدیک است…… خدافظ”
  40. فراموش شدنى نیستى مانند ماه که باهیچ دستمالى ازشیشه پنجره پاک نمیشود!
  41. “سخت بود فراموش کردن کسی که با او… همه چیز و همه کس را فراموش می‌کردم”
  42. بوی فراموشی گرفته ام… رنگ تنهایی… دل شکستگی… بغض و خاموشی… چیزی نیست تاریخ مصرفم برایش گذشته است..
  43. “برایت گردنبندی از گریه ساختم یادت باشداگر فراموشم کنی گریه هایم گردن توست”
  44. به ما می اموزند که بخاطر بسپاریم چرا نمی اموزند که فراموش کنیم
  45. “گفتی فراموش کردن کار ساده ایست، تو فراموش کن!! من این ساده ها را بلد نیستم…”
  46. دولت عشق با کودتای فراق سرنگون گردید…
  47. گاهی بی هیچ بهانه کسی را دوست داری اما گاهی با هزار دلیل هم نمیتوانی یکی را دوست داشته باشی!
  48. من تو را فراموش نکردم فقط کمی فاصله
  49. “دلم رانذرآمدنت کرده ام، تا بى دل نشده ام بیا! نذرکرده ام کوه شوم وپاى نبودن هایت بایستم…”
  50. “نه “”طناب”” می خواهد نه “”چهارپایه””!!! هوای نبودنت به “”دارم”” کشیده…”
  51. “خودم را آماده میکنم برای رقص باید در جشن آشنایی تو و عشق جدیدت سنگ تمام بگذارم”
  52. زجرنبودن بعضی به منت بودنشون میرزه به خدا
  53. میخواهم راحت باشم بی جسارت و بی خجالت در جواب چه خبر ها؟! چشمانم را ببندم و بگویم :ناخوشی…
  54. “””او “” اگر رفت با رفتنش پیغام داد که لیاقت این اتش ارزشمند را ندارد. چه بهتر بگذار برود تا صاحب واقعی این شور و هیجان فرصت جلوه گری و ظهور پیدا کند. به همین سادگی…..”
  55. “شازده کوچولو پرسید ازکجا بفهمم وابسته شدم؟؟ روباه جواب داد”” تا وقتی هست نمی فهمی…!!! و چه حقیقته تلخیست….”
  56. “بفهم لعنتی…! یک بار هم بفهم… همان که در دستت بازیش می دهی! عروسکت را میگویم! اسمش قلب است… می تپد! قبل از تو رنگ داشت امید داشت….!!! تو سردش کردی… سنگش کردی… تنگش کردی… دیگر نفس ندارم…. پس بده…. من قلبم را می خواهم….”
  57. “راستی، هنوزوعده هایمان رابیادداری؟ قراربودوقتی پیرشدیم خودت قاشق غذارادردهانم بگذاری و گاهی دندان های مصنوعیم راقایم کنی دیگر کار از کار گذشته فقط تورابه خداقسم، کس دیگری را بجای من در این رویاها نیاور!!!”
  58. “مدتهاست چهره ات را عاشقانه در ذهنم نقاشی میکنم کارم را خوب بلدم هیس بین خودمان باشد بدجور سر کشیدن چشمانت گیر کرده ام!”
  59. ما بخار شیشه ایم نازمون کنی اشکمون درمیاد چه برسه فراموشمون کنی
  60. تنهایی چیزهای زیادی را به انسان می آموزد تو نرو بگذار من نادان بمانم
  61. امروز هم پستچی پیر محلمان نیامد !! یاباید خانمان را عوض کنیم یا پستچی را ، تو که هرروز برایم نامه مینویسی مگه نه؟؟/
  62. خدایا التماست میکنم همه دنیایت ارزانی دیگران ! ولی … آنکه دنیای من است مال دیگری نباشد
  63. “در چشمان کسی که پرواز را نمیفهمد. هرچه اوج بگیری، کوچکترخواهی شد.”
  64. خودت نیستی اما، غمت رو به رومه؛ میخندم به بغضی که توی گلومه
  65. “ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺳﻨﮓ ﻫﺎ ﮔﻔﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺷﻮﯾﺪ ﺳﻨﮓ ﻫﺎ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﮐﺎﻓﯽ ﺳﺨﺖ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ”
  66. “چه ظریفانه است خلقت ادمی: به کلامی میشکند به لحنی می سوزد و به یادی می تپد.”
  67. “از این زمانه انتظاری نداشته باش او خودش هم هر بیست و چهار ساعت از نو شروع میکند”
  68. جناغ میشکستیم میگفتیم یادم تورا فراموش ولی امروز تمام استخوان هایم شکسته است اما باز هم تورا فراموش نکرده ام.
  69. “میدونی بن بست| زندگی کجاست؟؟؟ جایی که… نه حق خواستن داری نه توانایی فراموش کردن…”
  70. “گفتم میشکنم بری رفت آرام صدایی آمد آری شکستم فقط این را میخواستی؟ من کافی نبودم؟ کم بودم برایه کمبودهایت؟ میدانم روزی برمیگردی آن وقت سخت میشکنمد و فقط به امید آن روز زنده هستم!!!”
  71. ترسیدم ازت بپرسم دوسم داری یه وقت بگی نه ترسیدم بریو بازم یه عمریو به پات بشینیم ترسیدم نباشیو من باعکستو اروم بگیرم ترسیدم یه روز یه جای بازم تورو ببینم…
  72. هر موقع بارون میاد من پشت پنجره وایمیستم تا بارون بند بیاد…! چون عاشق بوی نم بارونم… ارامش رویایی ای به عاشقا میده!!!!…
  73. “وقتی در آغوشش غرق میشدم حتی لحظه ای به نبودش نمی اندیشیدم… چه زود گذشت “”خوشبختی هایمان””!”
  74. “در آغوش خودم هستم! من خودم را در آغوش گرفته ام…! نه چندان با لطافت نه چندان با محبت… اما وفادار……….”
  75. “خودم پراندمت… وقتی که در شعرهایم بالت دادم حالا رنگ آسمانهای دیگر را به رخم میکشی..؟”
  76. سردش بود. دلم را برایش سوزاندم…! گرمش که شد با خاکسترش نوشت خداحافظ…
  77. “ای که از اول جاده به سکوت شدی گرفتار منو از خاطره کم کن، تا ابد خدانگهدار”
  78. هیچ کس نمی داند این روزهای بی او برای من چگونه می گذرد بی من کجایی ای تمام وجود من.
  79. کاش میشد بدانی فراموش کردنت مثل براورده شدن ارزوهایم محال است
  80. “دلش خون است…. کسی که به هر کسی میرسد از “”درد دلش”” میگوید…!”
  81. “به جهنم که نیستی مگر مغول ها یک قرن تمام حمله نکردند؟! مگر نگذشت؟؟! نبودن توهم می گذرد…”
  82. دیگر هوای برگرداندنت را ندارم، هرجا که دلت میخواهد برو… فقط آرزو میکنم وقتی دوباره هوای من برسرت زد، انقدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه باز هم چشمانت آرام نگیرد!!
  83. “امروز دیدمت منی ک آرزوی دیدنت و داشتم. ولی وقتی دیدمت پاهام و مغزم به دلم اجازه نداد وایسم.”
  84. “مثل سیگار مانده ام میان دو انگشتت!! نه مرا میکشی نه خاموش میکنی… فراموش کرده ای دارم میسوزم…!”
  85. “مهربانیت را به دستی ببخش؛ که می دانی با او خواهی ماند…. وگرنه حسرتی می گذاری بر دلی که دوستت دارد…!!!”
  86. “دنیای تو رنگارنگ است و دنیای من سیاه ولی یک رنگیه من به همه ی دنیای تو می ارزد!”
  87. “یادمه که همیشه میگفتی: برو من همیشه پشتت هستم ولی هیچ وقت فکر اون خنجری که پشتت قایم کرده بودی رو نمی کردم!”
  88. عشق واسه یه زن وقتیه ک از روی ناراحتی با دستای ظریفش رو سینه ی مردش میکوبه و مرد آروم بغلش میکنه و میگه :نزن گلم دستای خودت درد میگیره….
  89. “تو را به خدا به یادم نیا!!! به یادم که می آیی نمازم بی اختیار میشکند!!! دلم به هیچ صراطی مستقیم نمی شود دیگر!!!!”
  90. چه غریب است حال کبریتی که میداند”ساخته”میشودکه “سوخته”شود
  91. به خاطر پابرهنه بودنم از من گذشت همان کسی که در راهش کفش هایم پاره شد……!!!!!
  92. “خداوندا؛ دقیق یادم نیست آخرین بار.. کی خود را پیدا کردم؛ اما خوب یادم هست؛ هر گاه که گم شدم؛ دستم در دست تو نبود…”
  93. پاکترین عشق دنیا را به پای کسی ریختیم که عشق یک بچه به آشغالِ چی توز موتوری هم برایش زیاد بود………..
  94. “ﺑﻌﺪ ﻣَﺮﮔَﻢ!!! ﺟِﻨﺎﺯَﻡُ ﺑﺴﻮﺯُﻧﯿﻦ!!! ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ!!! ﺣَﺴﺮﺕ ﺳَﺮِﺧﺎﮐ ﺍﻭﻣَﺪﻧَﻢ ﺑﻪِ ﺩِﻝِ ﺧﯿﻠﯿﺎ ﺑﻤﻮﻧﻪ…”
  95. دشمنت را فراموش کن…. تنها کسی که می تواند تو را به خاک سیاه بنشاند یک دوست کاملا مورد اعتماد است.
  96. “گفتند فراموشش کن آرام میگیری… فراموشش کردم اما کمی قبر تنگ است!”
  97. “”” ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﻮﻡ ﮐﺠﺎﯾﯿﺪ ﺩﻻﯾﻠﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﺪ… “””
  98. “قوانین فیزیک را بر هم زده ای نبودنت وزن دارد تهی… اما… سنگین”
  99. خدایا ما که ”وزنی” نداریم پس چرا بردل دیگران ”سنگینی”میکنیم؟؟؟!
  100. من تورو ذره ذره جمع کردم.. حق نداری خروار خروار بری لعنتی…!!
  101. “تویی که مرا در سقوط میبینی… تا به حال اندیشیده ای که شاید، تو، خود وارونه ایستاده ای؟”
  102. ساقی….، بیخیال من!! سهم مرا هم بریز برای زمین. بگذار جاده ها مست کنند شاید مسافرم را برایم پس آوردند!!
  103. “خداوندا از بچگی به من آموختندهمه را دوست بدار حال که بزرگ شده ام و کسی را دوست می‌دارم می‌گویند: فراموشش کن”
  104. “بغض ها را گاهى باید قورت داد، عاشقانه ها را از پنجره تف کرد و درها را به روى همه بست… گاهى هیچکس ارزش دچار شدن را ندارد!”
  105. “من می خندم…. تو هم پندار که من خوبم حال خراب من را…. تنها سیگارها شاهدند”
  106. یه روز میای سراغم که خیلی وقته رفتم
  107. “داستان ما را کلاغ ها تعبیر خواهند کرد… بُگذر خاطره ها در خواب باشند…”
  108. منو ببر به اون حالت.. همون حرفا، همون ساعت.. به اندوهِ غروبی که… به دلشوره ی خوبی که… تو چشمام خیره می مونی.. به من چیزی بفهمونی.. منو ببر به دنیاموبه اون دستا که می خواموبه اون شبا که خندونم که تقدیرو نمی دونم..
  109. “نه یک نخ، نه یک پاکت، نه… یک عمر هم که سیگار بکشم فایده ندارد تا خودم نسوزم دلم آرام نمیگیرد!”
  110. سکوت و صبوری ام را به حساب ضعف و بی کسی ام نگذار، دلم به چیز هایی پای بند است که تو یادت نمی آید…!!! تلنگری بزنی آواره میشوم…. شکستنی تر از آنم که محتاج سنگی باشم…….
  111. “وانمود میکنم که میخندم ولی… ته خندهام یه غمه بزرگه غمه نبودنت”
  112. “چقدر دلم تمام شدن می خواهد… از آن تمام شدن هایی که بشود نقطه سرِ خط… و آنگاه دیکته تمام شود! و من دیگر آغاز نشوم…”
  113. “چشمانت را می خواهم عکست دیگر کفاف نمی دهد…”
  114. “عادت ندارم درد دلم را به همه کس بگویم…. پس خاکش میکنم در زیر چهره خندانم تا همه فکر کنن نه دردی دارم نه قلبی….”
  115. “کسی که خنجر به پشتم فرو کرد بوی تنش آشنا بود این عطر را خودم برایش خریده بودم…”
  116. “تو نمیتونی مثه من باشی تو خیلی چیزا کم داشتی فاز غلطی ورداشتی یه چیزایی میگی که توی جمع جاش نی تو نمیتونی مثه من باشی فرقی نداری با یه نقاشی دیگه قیدتو زدم کاشکی یکمی با دوروبریات فرق داشی”
  117. چه حالی داریم امشب به یاد تو منو بارون…
  118. “شما”گرچه واژه محترمیست…. اما….. “تو”شدن لیاقت میخواهد….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − 12 =