شما یادتون نمیاد

شما یادتون نمیاد

  1. ” شما یادتون نمیاد، همیشه یه دانش آموز خود شیرین دم در وایساده بود که اگه دیر می رسیدیم مدرسه پشت در نگهمون میداشت تا وقتی که صفا برن تو کلاس بعد ناظم بیاد اسممونو یادداشت کنه تا از نمره انظباط مون کم کنه!!”
  2. “شما یادتون نمیان آسیاب بشین میشینم، آسیاب پاشو پامیشم، آسیاب بچرخ میچرخم، آسیاب پاشوپانمیشم؛ جون ننه جون پانمیشم؛ جون باباجون پامیشم، آسیاب تندترش کن تندترتندترش کن، آخرشم ک آسیاب تندترش میکرد؛ وحشی بازی میشدو میریختیم رو سروکله هم (نمیشدبدون تلفات بازی تموم شه)”
  3. شماها یادتون نمیاد ولی قبلا ماها وقتی دبیرستانی می شدیم کلی به مامان باباهامون التماس می کردیم واسمون ازین گوشی نوکیا قدیمیا بخرن کلی هم باهاش حال می کردیم ولی الان بچه دبستانی ها با مامان بابا هاشون دعوا می کنن که دوستم تبلت داره من گوشیم قدیمی شده
  4. شما یادتون نمیاد ما ماهی یبار میرفتیم حموم اونم از نوع عمومیش با یه کیسه و سفیداب برکه میگشتیم دو سه کیلو لاغر میشدیم لیف لایه بردار نبود که!
  5. “شما یادتون نمیاد یه شیشه تقریبا کوچیک، یه عکس کله گاو، یه مایع سفید تیره داخلش، به علاوه دو تاکیک کوچیک شیرین کام، شما رو یاد چیزی نمیندازه فحشم ندین منم با شیر کاکائو پاک خاطره یادم. یادش بخیر “” آخ چقدر خاطره داره روزگار بی مروت……. “””
  6. ” یادش بخیر وقتی تو دبستان معلم میگفت هرکی ساکت بشینه میفرستمش خونه. نمیدونم چرا من با اینکه خیلی ساکت می نشستم باز آخرین فرد میرفتم. معلمo_O نیمکت 😀 همکلاسیهامo_O”
  7. ” شما یادتون نمیاد که کوچک بودیم میگفیم میو میو عوض میشه..”
  8. کیا یادشونه قدیما میرفتیم بالا پشت بوم آنتن میچرخوندیم غاره میزدیم خوبه…؟حالا که آنتنا با کنترل از راه دور میچرخن کانال درست میکنن از ما هم بهتر نیازی هم نیست کسی منت مارو بکشه. *
  9. ” یادش بخیر، بچه که بودیم شب اول مهر حموم میرفتیم، کیف و کفشمون رو ده بار چک میکردیم، ساعت ۹شب میخابیدیم الان تازه ۱۱سر شبه!”
  10. ” شما یادتون نمیاد ولی یه روزهایی پسرها واسه خودشون مردی بودن. البته هنوز هم هستنا ولی خیلی کم هستش تعدادشون”
  11. ” قدیما یادتونه :(البته شما یادتون نمیاد) خجالت میکشیدیم شلوارمون پاره باشه مامانامون کلی وصله پینه میزدنش…. الان افتخار میکنن ک شلوارشون پاره باشه…….. اصن ی وضی……………….”
  12. ” کیا یادشونه؟!؟! با یه چوب و یه لاستیک دوچرخه یا موتور صب تا شب ایران گردی میکردیم… دماغ اویزون… لباسای کثیف… اندازه سری کامل angry birds حال میداد لا مصب!! ((:”
  13. کیا بچگی وقتی تو خونه کسی بهشون املا نمیگفت کتاب رو باز میکردن از رو مینوشتن آخر هم به خودشون ۲۰ میدادن؟؟!!؟
  14. داشتم ورق میزدم که دیدم نوشته بود با خطی زشت/بابا نان آورد مامان آب داد/اما همان خط زشت روزی برایم زیباترین خط دنیا بود.
  15. “شما یادتون نمیاد اون روز هایی که هوا برفی و بارونی بود ناظم مدرسه میگف امروز صف نیست مستقیم برید سر کلاس ما هم خر کیف میشدیم میرفتم کلاس!”
  16. “کیا بستنی توپی یادشونه؟ یه توپ پلاستیکی که توش پر بستنی بود. میدونم شما یادتون نمیاد واسه همین گذاشتم تو این قسمت.:))))))”
  17. شما یادتون نمیاد یه وقتایی یه اس ام اس میومد مثه خر کیف میکردیما! لامصب این نرم افزارهای چت کلا داره اس ام اس رو ازمون دور میکنه :- (
  18. “کیا یادشونه؟!؟! مهم نیست منم یادم نمیاد… ولی هر کی یادش اومد به منم بگه که از این سردرگمی دربیارم ((:”
  19. “یادتونه وقتی مامانا رخت خوابارو میریختن تا مرتب کنن ما شیرجه میزدیم روشون بعد سیخ میشدیم طوری که زانومون خم نشه خودمون رو مینداختیم روشون یادش بخیر”
  20. “یادم میاد دغدغه کلاس دوم مون این بود که سال دیگه خط شکسته رو چطوری بخونیم…! حالاداروسازی قبول شدم! دیگه خودتون تصور کنین یه عمر با چه خط هایی سروکار دارم..!!”
  21. کیا یادشونه اون قدیما با جلد ساندیس ساک خرید درست میکردن؟
  22. یادش بخیر چه هیجانی داشت روزی ک قرار بود زنگ آخر به خاطر جلسه معلما زود تعطیل شیم…!
  23. شما یادتون نمیاد ما بچه بودیم مشق هایمان واسه شب می ماند جوری چک در گوشم می زدن که شب وقت خواب با شب ادراری نبرد تن به تن داشتم
  24. “دختر دهه شصتی :وای چه پسر خوشتیپ و با ابهتو با کلاس و با شخصیتیی بچه مثبت هم که هست خدا یا نصیبم کن. دختر دهه هفتادی :وای چه قدر وحشیه قیافش چه موی سیخ و ابروی تر تمیزی اصلا”” شبیه خود جوجه تیغی شده! یعنی من عاشقشم”
  25. “باز آمد بوی lماه مدرسه بوی بازیهای راه مدرسه بوی ماه مهر، ماه مهربان بوی خورشید پگاه مدرسه (حاضر بودم بوی پای داداشم که۴روز تو کفش بود رو تحمل کنم ولی همچین بویی نیاد) *همه دهه شصتیها*”
  26. “کیا یادشونه؟ اولین روزی که عینک شنا گرفتیم ساعاتی رو به خوشی تو حموم خونه طی میکردیم در حالی که عینک رو چشممون بود :- ()”
  27. “کیا یادشونه مامانتون میومد می گفت بچه از اینترنت بیا بیرون می خوام به خالت زنگ بزنم بعد با ناراحتی میومدیم بیرون مامانمون حرف بزنه عجب مرگی بود”
  28. “شما هفتادیا یادتون نمیاد موزیک پلیر ما یه ضبط و پخش اندازه مودم و یه نوار کاست و ۲ تا باتری قلمی توش بود **یادش بخیر**”
  29. شما یادتون نمیاد اون قدیما وقتی یه بزرگی یا شخص مهمی وارد مجلسی میشد می گفتن :بزن زنگو…. صفای قدمش!!! الان باید بگن :بزن لایکو…. اسن یه وضی
  30. شما یادتون نمیاد قدیما پسرا قلیون میکشیدن واسه پوستشونم ضرر ندتشت
  31. شماهایادتون نمیادولی یه زمانی دختراخواستگارهاشون روردمیکردن ولی الان خواستگارهادختراروردمیکنن
  32. کیا یادشونه قبلنا وقتی عروسی داشتیم… بعد از عروسی توی سفره ی شام بدو بدو مسابقه میذاشتیم تا درای فلزی نوشابه ها رو جمع کنیم… اگرم نوشابه اضافه میموند که اینقدر تکونش میدادیم تا کلی گاز کنه بعد عین فواره میپاشید بیرون… اخی یادش بخیر
  33. “شما یادتون نمی یاد یک زمانی تو سرمای زمستون باید می رفتیم تو حیاط برا بخاری تو خونه نفت می آوردیم. چه لطف داشت اون روزها”
  34. آقایادتونه بچه که بودیم یه برنامه کودک میداد بچه ای بود یه ساعت داشت که زمان ومتوقف میکرد. همیشه آرزوم این بود یکی میداشتم هی موقع امتحانام زمان ومتوقف میکردم.
  35. شما یادتون نمیاد واسه درس علوم لوبیا لای دستمال سبز میکردیم میبردیم سر کلاس پز میدادیم 😐
  36. بچه که بودم پوست هندونه رو میتراشیدم و آبش رو هورت میکشیدم و باز میتراشیدم و هورت میکشیدم تا ته پوست سفید میشد…! مادر میگفت اگه باز هم بتراشی بخوری کچل میشی و من باز هم میتراشیدم و هورت میکشیدم و کچل هم نشدم شکر خدا…!
  37. شما یادتون نمیاد بچه که بودیم اینقدر که فلفل تو تربیت ما تاثیر داشت کتاب تعلیمات اجتماعی نداشت….
  38. “کیا یادشونه؟ زیزی گولو آسی پاسی درا کوتا تا به تا چقد من اینو دوس داشتم هعی”
  39. “ما دهه هفتادیا بزرگترین نگرانیمون این بود که خمیر بازیمون رنگاش با هم قاطی بشه کیا یادشونه؟”
  40. دقت کردین بچگیامون می خواستیم بریم تولد طرف اگه بدترین بچه ی کلاس هم بود یا از طرف خیلی بدتون میومد بازم بهش احترام میذاشتین بعدش اون طرف روز تولدش بهترین روز زندگیش میشد!
  41. شما یادتون نمیاد… یه زمانی وقتی هلیکوپتر از بالا ی سرمون پرواز می کرد، اونقدر براش دست تکون میدادیم که تاندون های دستمون پاره میشد… یه همچین تفریحات سالمی داشتیم ما دهه شصتی ها و هفتادیا..
  42. شما یادتون نمیاد ما دهه هفتادیا صبحا ساعت هفت میرفتیم مدرسه ظهر هم ساعت دوازده بر میگشتیم اونوقت حالا پنجشبه که هیچ ساعت ها رو هم کم کردن دیگه آخه حالی به آدم می مونه نه والا
  43. “روز اول مدرسه پرسیدند باباتون چیکارست؟ یکی گفت بابای من قاضیه. شما یادتون نمیاد اون موقع ها، گازهای ما کپسول داشت، گاز ما تموم شده بود به مامانم گفتم نگران نباش بابای دوست من گازیه، زنگ زدم به دوستم… من; -p دوستم :- (((( بابای دوستم :-۰ گازی :-))))”
  44. دهه شصت یعنی :بیدارشدن بابوی نفت بخاری نفتی. یعنی اپول مانتو. یعنی آتاری و میکرو. یعنی فخرفروختن باکتونی میخی یعنی نوار کاست. یعنی نیمکت سه نفره. یعنی تیله بازی. یعنی سریال اوشین. یعنی نامه پسر همسایه دهه شصت یعنی من. یعنی تو. یعنی ما
  45. “کیا این جمله یادشونه؟ هر…. کی…. تک… بی… یاااا… ره… اون…. گرگ…. مییییی…. شه. هههههههههی. چ دورانی بود”
  46. بچه که بودم یه کامیون اسباب بازى داشتم که یه نخ ۶۰ مترى بهش بسته بودم بعد میرفتم توى کوچه. جالب اینجاس که وقتى میخواستم بپیچم توى کوچه, خودم میرفتم ۲تا کوچه جلوتر تا کامیونم میرسید به کوچه مورد نظر
  47. “وحشتناک ترین لحظه ی دوران مدرسه این بود که صبح دیر برسی مدرسه و ببینی هیچکی تو حیاط نیست!”
  48. “بچه که بودم فکر میکردم قاصدک واقعا خبر میرسونه با کلی بدبختی قاصدک میگرفتم پیغاممو براش میگفتم (تازه یواش میگفتم بقیه نشنون) بعد فوتش میکردم بره پیش مادربزرگم خو چیه بچه بودم، خنگولم خودتی!!”
  49. “شما یادتون نمیاد وقتى معلم کارت صد آفرین بهمون میداد انگار کل دنیارو بهمون داده و چقدرم پیش دوستامون کلاس میذاشتیم “
  50. دیگه تو حوضا فواره تو پارکا چرخ و فلک تو خیابونا فولکس و ژیان تو مغازه ها بسته های خیلی کوچولوی پفک تو خونه ها بوی نفت چراغ علاءالدین و یا تق تق گوش خراش کانالای تلوزین پیدا نمیشه واقعا گاهی دلم واسه همشون تنگ میشه
  51. “دهه شصتیا یادتون میاد همه مون میرفتیم مدرسه دولتی. چه پولدار چه بی پول. غیرانتفاعی واینجور چیزا نبود. یادش بخیر”
  52. “از بچه های سالهای ۵۹ به بعد تا قبل از ۷۰ کی یادشه اون روزها پاکن هایی داشتیم که شکل پا بود؟ مدادتراشهایی داشتیم که شکل جعبه نوشابه و تلویزیون بود؟! کی یادشه اون روزها تو مدرسه هامون سنگر ساخته بودند؟”
  53. قدیما یادتونه :خجالت میکشیدیم شلوارمون پاره باشه، مامانامون کلی وصله میزدنش.، اما الان افتخار میکنن که شلوارشون پاره باشه!!!
  54. “کیا یادشونه شب یلدا دور کرسی جمع میشیدیم و سنجد و کشمش میخوردیم با هندونه و خربزه تازه ما برفو قاطی شیره انگور میکردیم میخوردیم”
  55. “یادمه اون موقعا که واسه اینترنت باید کارت میخریدی رمز وارد می کردی، یکی ازدوستام اولین بار یه کارت خریده بود از من پرسید اینو باید کجای کیس وارد کنم؟؟؟؟ آخه فک میکرد مث کارت تلفنه اینقد پیشرفته وباهوش بود نسلمون….”
  56. شما یادتون نمییاد یه زمونی جلوی مهمونا زیر سیگاری میذاشتیم و اونا هم اگزوز دود راه می انداختن بعد پیشرفت کردیم الان مهمونا بخوان سیگار بکشن خود جوش میرن رو تراست و یا حیاط خونه
  57. “شما یادتون نمیاد…. منم یادم نمیاد…. هیچکی یادش نمیاد… اونا هم یادشون نمیاد….. چرا هیچ کس هیچی یادش نمیاد”
  58. یادته جناق میشکستیم میگفتیم یادم تورافراموش… ولی امروز تمام استخوان هایم شکسته بازهم تورافراموش نکردم…
  59. “ﻣﻌﻠﻢ ﺭﯾﺎﺿﯽ :ﭼﺮﺍ ﺭﯾﺎﺿﯽ ﻧﺨﻮﻧﺪﯾﻦ؟ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ :ﭼﻮﻥ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﻋﺮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ. *** ﻣﻌﻠﻢ ﻋﺮﺑﯽ :ﭼﺮﺍ ﻋﺮﺑﯽ ﻧﺨﻮﻧﺪﯾﻦ؟؟؟ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ :ﭼﻮﻥ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺭﯾﺎﺿﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ”
  60. شما یادتون نمیاد :ما همه پیروئه قاشق چنگالیم*بر سر سفره ها حمله میبریم * کو غذا کو غذا کوغذای ما؟ اخ که دلم ضعف رفت اخ حوصلم سررفت! مرگ بر بادنجون درود بر فسنجون
  61. “یکی از تفریحات ما تو دوران دبستان این بود که تو صف زیپ کیف جلویی رو بازمی کردیم بعدن می رفتیم ته صف انقدر حال میده”
  62. “شما یادتون نمیاد یه روزی هم بود دخترا جواب رد میدادن!”
  63. تو شب یلدا :همه خانواده زیر کرسی با هم همدل همسو می گفتند می خندیدند. ولی کو وفا عشق های دیروزی الان خیانت بدی جاشونو گرفته بد جور کسی از رو قهر خونه اون یکی نمی ره یا یلدا رو با هم باشن یکم فکر کنیم یلدا سالی یه روزه.
  64. “کی یادشه دبستان که بودیم سه تا ثلث داشتیم بین سه تا ثلثم هر از گاهی معلما امتحان قوه میگرفتن که زیادم مهم نبود!! اما از اونجایی که من بسیار آدم خرخونی تشریف داشم همونا رو هم همیشه بیست بودم!! عجب الاغ خونی بودیما!!”
  65. “شما یادتون نمیاد یه مدت سرویس آشپزخونه عروسها لیمویی بود. دهه شصتیای عزیز یادشونه؟”
  66. شما که یادتون نمی یاد ما بچه که بودیم تلاش میکردیم و گریه میکردیم و الکی می گفتیم برادرمون مریض بود نتونستیم تمرین حل کنیم بعد با کلی چشم پف کرده بر می گشتیم خونه
  67. “همه ساکت بودند, ناگهان خری گفت; گوینده خر است! کی یادشه..”
  68. یادتونه اون قدیما وقتی کسی بهمون فحش میداد کف دستمونو نشونش میدادیم و تند تند میگفتیم “آینه آینه… “
  69. یادش بخیر وقتی سر کلاس حوصله ی درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهونه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم دم سطل آشغال که مدادمونو بتراشیم!!!
  70. “شما یادتون نمیاد… قدیما یه دفتر هایی داشتیم که هر چی کارت پستال از دوستامون گرفته بودیم میچسبوندیم توش، زیرشم مینوشتیم از طرف دوست عزیزم…”
  71. یادتونه وقتی زیر پاهامون سر کلاس پرآشغال بودوناظم ومعلم کلی اعتراض می کردن که این چه وضعیه؟ میگفتیم ماآشغال نریختیم که صبحیا ریختن….. انقد کیف می داد =) ماخب چه فایده باز مجبوربودیم جمعشون کنیم
  72. شما یادتون نمیاد توعروسیا اینا که خیلی میخواستن مجلس و کرم کنن میرفتن رومیز میرقصیدن
  73. بچه ها مداد سوسمار یادتونه……… سبز لجنی بود. روشم عکس یه سوسمار که چه عرض کنم مارمولک بود.
  74. بیایم اعتراف کنیم بهترین قسمت زمین خوردن بچه گیامون یاحتی حالا بعضی موقع ها وقتی بود که زخممون خشک میشد بعد اروم اروم بادست میکندیمش! واقعا لذت بخش بود♥
  75. “بیاین اعتراف کنیم یکی از ترسناکترین جمله های دوران مدرسه امون این بود: برگه ها رو دربیارین¡”
  76. شماها یادتون نمیاد ما قبلا اذیت که میکردیم پدر مادرامون چپو راست در اتاق رو از رومون میبستن، ماهم پشت در مثل بیچاره ها میشنستیم 😐 بعضی هامونم گریه زاری راه مینداختن تا زود نجات پیدا کنن اینا آدمای باسیاستی بودن دمشون گرم:)
  77. “طیب طیب الله احسنت باریک الله… دختران دهه شستی در کلاس دینی ابتدایی!!!!”
  78. “یادتونه یه بازی بود کش بازی با نخ بازی که یه کش میکردیم تو دستمون و هزار بار میپیچوندیمش با دوستمون؟؟ آخرش همیشه باز میشد و به یه زحمت و با هزارتا پیچوندن مرحله من درآوردی اختراع میکردیم:)”
  79. شما یادتون نمیاد قبلا هفت هشت تا خواننده داشتیم با کلی اهنگ پر خاطره الان هفت هشت هزار خواننده باکلی اهنگ فحش و دوست دخترو چرت پرت… بد میگم ایا؟؟؟ یارو با دوست دخترش قهر میکنه میره خواننده میشه… اصن یه وضعی
  80. شما یادتون نمیاد تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی میرفت زیر میز
  81. دهه شصتیا یادتونه فقط دو تا شبکه داشتیم :یک و کودک. راحت بودیم دیگه لازم نبود هی شبکه ها رو دور بزنیم سرگیجه بگیریم
  82. اون قدیما شما یادتون نیست صف نانوایی خیلی شلوغ بود دو بچه داشتن سر نوبت با هم دعوا می کردن یهو دیدم خیلیا نوناشون رو گرفتن و رفتن اونا هنوز دعوا می کردن حتی ممکن بود نون هم بهشون نرسه
  83. کیا یادشونه پفک می خریدم دونه ای پنجاه تومن از توش صد تومن در میومد یعنی تو اون دوران یکی از بهترین خوشی های من بود.
  84. شما یادتون نمیاد، یه زمانی با دستکش تو مدرسه کلاه قرمزی رو درست میکردیم.
  85. “شما یادتون نمیاد از مدرسه نرسیده می نشستیم فیتیله سوخته های چراغ والور پاک می کردیم. حس مهندس بودن دس می داد…. ما هم باهاش دس می دادیم!”
  86. یادش بخیر بچه های دهه شصتی که خوب یادشونه یه چند سالی مد شده بود فرفره درست میکردیم و رویه کارتون مقوایی میچیدیم و سر کوچمون میفروختیم. یعنی اینجور شدید به فکر اقتصاد خانواده بودیما!
  87. یکی ازتفریحات دوران بچگیمون این بود که ی قند مینداختیم هوا بعد با دهن میگرفتیم میخوردیم
  88. “شما یادتون نمیاد… اون موقع ها خنده دارترین وپرهیجان ترین تفریح ما این بود که به بهانه ی گفتن یه حرف مهم سر دو تا از رفیق فابریکامونو میاوردیم جلو تاحواسشون پرت میشدمیکوبیدیم به هم و الفراااار… ینی ازخنده ضعف میکردیم… هههههی یادش بخیر”
  89. “به چنداصل مهم تو کارتون فوتبالیستها دقت کردین: ۱. زمین گردبود ونصف هرقسمت صرف رسیدن به دروازه میشد ۲. قانون جاذبه دراون زمین هیچ معنایی نداشت وپرشهایی به طول برج میلاد اتفاق می افتاد ۳. توپها درهنگام شوت بیضی می شدند”
  90. “اعتراف می کنم: زمان بچگی وقتی برق می رفت روی زنگ همه همسایه ها چسب نواری می چسبوندیم حالا شما زمان اومدن برق رو تصور کنین!”
  91. یادم میاد بچه که بودم ادامسامو زیرفرش قایم می کردم…..
  92. “کسی یادش هست؟!: چشم چشم دو ابرو… دماغ دهن یه گردو…. چوب چوب قلمبه این آقا چقد قشنگه!!!!”
  93. “یادش بخیر یه زمانی مامور آبخوری بودن اُبهتی داشت واسه خودش! هِی روزگار”
  94. “تیتراژ “” آن شرلی”” یادته: آنی تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت وقتی روشنی چشمهایت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بودبامن بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیت, از تنهایی معصومانه ی دستهایت…”
  95. “غصه خوبه یا شادی، البته شادی شادی شادی کجاست همینجاست، توقلب ما بچه هاست بازی خوبه چه جورش، نه بی نمک نه شورش بازی کنیم یه عالم، یواش یواش و باهم… یادش بخیر؛ تیتراژ برنامه بازی شادی تماشا کیا یادشونه؟”
  96. “شمایادتون نمیاد مااول ابتدایی بودیم معلممون براتشویقمون تودفترمشقمون مهر صدافرین و هزارافرین میزد هییییییییی یادش بخیر……..”
  97. شما یادتون نمی یاد وقتی ما بچه بودیم یه کارتونایی نشون می داد که وقتی شخصیتاش سرشون به جاییی می خورد دور سرشون ستاره های خوشگلی می چرخید… منم برای اینکه دور سرم از اون ستاره ها بچرخه محکم سرمو می کوبیدم به کمد……شما هم اینجوری بودین عایا…
  98. این شعر و که یادتونه <<اقای راننده پاتو بذار رو دنده>>من اصلا هرچی فکر میکنم نمیتونم بفهمم چه دلیلی میتونه وجود داشته باشه که یکی پاشو بذاره رو دنده اصلا مث خوره افتاده به وجودم ولم نمیکنه
  99. “شما یادتون نمیاد یه زمانی دیالوگ معروف دوران کودکی ما بود: کبریت نداری؟ نه فندک دارم یادش بخیر”
  100. شما یادتون نمیاد اون موقع که مدارس تهران بخاطر موشک باران تعطیل شد!!!
  101. شما یادتون نمیاد! شرکت های ضبط و پخش برای کپی رایت، نوار کاست هارو یه تیکشو میشکوندن که نَشه از روش ضبط کرد، ما هم با دستمال کاغذی و چسب نواری سوراخشو پر میکردیم و واسه رفیقمون اِبی ضبط می کردیم!!!
  102. “آنا.. نمانا.. دوو.. دوو.. اسکاچی!! آنا.. ماناااااا.. کلااااااااچییییی!!!!:| کیا یادشونه؟؟؟!!”
  103. “کیا یادشونه که آخر سال تحصیلی دفتر خاطراتمون رو میدادیم به همکلاسیها تا برامون خاطره بنویسن و این شعرها هم صد در هزار توشون بود: “”از عشق تو مستم زدم لامپ و شکستم”” آخرشم یه قلب بود که یه تیر ازش رد شده و داره ازش خون میچکه…”
  104. کیا یادشونه دوربینو یواشکی از خونه میبردیم مدرسه تا چندتا عکس یادگاری بگیریم؟؟ اونایی که اون زمانا عکس گرفتن، دارن هنوز عکساشونو واااااای که چه سمندونایی بودن از ترس ناظم 😀 طرف حسابم با شما گودزیلاها نیستا
  105. “اون موقع ها که از طرف مدرسه میرفتیم اردو انقد تو ماشین برای سلامتی “” آقای راننده”” صلوات میفرستادیم فک کنم اگه راننده سرطانم داشت همون شب شفا پیدا می کرد… والااا”
  106. “شما بازم یادتون نمیاد یکی از تفریحات ما این بود که نارنگی میزدیم به تخته سیاه دیگه گچ روش نمی نوشت!!! بعله! همچین آدمایی بودیم ما”
  107. “شماها یادتون نمیاد، یه زمانی ملت کارشون که با کامپیوتر تموم میشد روی کیبورد و مانیتور و کیس، کاور میکشیدن در حد رو مبلی پذیرایی!!! =)))”
  108. قدیما یه چیپسایی بود تو شهربازی که هیچ نوع اسم و بسته بندی نداشت، تو یه پلاستیکای شفاف و دراز میریختن و سرشو منگنه میکردن، خیلی خوشمزه بود. یهدونه اش می ارزید به ۱۰ تا بسته از این چیپسا که همش توش هواس…!
  109. “شما یادتون نمیاد قبلنا تخم مرغ ها دو زرده بودن:)”
  110. “رفتم خونه خواهرم، خواهرم به علی (بچه خواهرم) املا میگفت بعدش علی هم یه گوشی دستش به صورت خیلی عادی املا اس ام اسی مینوشت!!! ما بچه بودیم پامونو جلو بزرگترامون دراز نمیکردیم…!!!”
  111. شما یادتون نمیاد کوچیک که بودیم نصف دوستای ما به جنگ رفتن و برنگشتن ولی بچه های الان فوقش توی بازی میمیرن و گیم اور می شن
  112. شما یادتون نمیاد ما یه کلمه طلایی بنام (عمل صالح) تو درس دینی داشتیم که تو همه جوابا ازش استفاده میکردیم شاید نمره کاملُ نمیگرفت اما نیم نمره رو شاخش بود….
  113. شما یادتون نمیاد کوچیک که بودیم وقتی معلم ازمون سوالی می پرسید که جوابشو بلد نبودیم می گفتم آغا ما فقط تا تصمیم کبری درس خوندیم.
  114. دقت کردین تو دوران مدرسه هر سال کلاس ما بدترین کلاس و بچه های سال گذشتمون بهترین کلاس بودن؟!؟!؟!
  115. یادش بخیر می رفتیم نوشمک (یخمک) می خریدیم می زدیم رو زانومون می شکست بعدش هم شربت آبلیمو درست می کردیم می ریختیم توش میذاشتیمش تو فریزر
  116. شمایادتون نمیاددهه شصتی هاخوب یادشونه زمستون که میشدباباهامون می گفتن اگه میخوای برف بخوری برف اول رونخور کثیفه برف دوم وسوم روبخورمنظورشون فصل اول ودوم زمستون بودیه همچین زمستونایی داشتیم اماحالا….