سیگار

سیگار

  1. “چند روزيه سيگار دلمو ميزنه ميلي ندارم بهش اما بي انصافيه اونجور كه تو منو ترك كردي ، تركش كنم”
  2. “سيگار درس خوبي بهم داد! به پاي كسي بسوز كه نفسشو خرجت كنه”
  3. “زیر سیگاریم را گم کرده ام!؟ خودش مهم نیست زیرش دردهایم را پنهان کرده بودم.”
  4. “سلامتی یک نخ سیگارم که حداقل میدونم قبل من با کسی لب نگرفته سلامتی دود سیگارم با اینکه کم رنگه ولی یه رنگه سلامتی سیگارم که بهم یاد داد نتیجه سوختن و ساختن زیر پا له شدنه…؟!”
  5. “شبی گفتم به سیگارم که از جانم چه میخواهی؟؟؟؟ نوشت با خط دود خود… به دردت میخورم گاهی تو بر من مینهی آتش که درد خود کنی تسکین من بیچاره میسوزم تو از حالم چه میدانی؟؟؟”
  6. “ته سیگارهایم،پوکه های خاطرات است… که شلیک میکنم وسط مغزم…میکشد مرا… تا شاید تورا فراری دهد از ذهنم… خطا زدم همه را… پاکت بعدی ، خشابی دیگر”
  7. “امشب دیوانگى در من بالا زده! نه سکوت نه موسیقى نه حتى سیگار … هیچ چیز و هیچ چیز این دیوانگى را تسکین نمى دهد جز عطر تنت لعنتى …”
  8. “صبحی که به جای عـــشق با یک سیگـــار شروع شود….. یک شروع دوبـــــاره نیست……. امتداد پایان اســــــت…… برای کســـــی که دیگر امیــــدی به ادامه ندارد……”
  9. چگونه درگیرت نباشم رفیق، وقتی فندک یادگاریت سیگاریم کرد
  10. “چه یادگاری از تو مانده! شب اتاقم پنجره باز یک صندلی سیگار اشک بی اراده… همین”
  11. باشی یا نباشی زندگی میگذرد! اگر باشی با تو اگر نباشی با سیگار…
  12. “من وسیگاردردمشترکیم!!! ازهردویمان کسی خوب کام گرفت وزیرپا له کرد… درست زمانی که به آخر رسیدیم…!”
  13. شاید روزی برسد سیگارم را به عشق کسی روشن کنم نه با یاد کسی
  14. “کسی که سیگار میکشدازیک درد بزرگتر رنج میبرد…. او را از سرطان نترسان”
  15. به سلامتی سیگار که خوب یادم داد عاقبت سوختن و ساختن پایه کسی که دلش پیشت نیست و تو واسه کسی دیگه دود میکنه عاقبتش آخر زیر پا له شدن هست
  16. بعضیا باید مثل پاکت سیگار, برچسب هشدار داشته باشن, تا فراموش نکنی دوست داشتن اونا فقط واسه تو ضرر داره….
  17. “بعد رفتنت نمیدانم سیگارها کوچک شده اند یا کام های من سنگین تر…!”
  18. “رو پاکت سیگار مینویسن: دخانیات، عامل اصلی سرطان و برای سلامتی زیان اور است! کاش یکی هم روی کارت پستالهای عاشقونه ی ما مینوشت: عشق، عامل اصلی تنهایی و برای قلب ضرر دارد…”
  19. “از روزی که تو رفتی… سیگاری شده است این روزها کودک درونم، نه دستم به او می‌رسد، نه حرف گوش می‌دهد… درد را پُک پُک می‌کشد… و سیگار را تند تند……!!!”
  20. “دیگر قهوه تُرک دم نمی کنم رنگ چشم های توست سیگار روشن نمی کنم طعم لب های توست! آتش بپا نمی کنم تصویر نگاه های توست! من به قهوه، سیگار، آتش معتادم! نمی توان تو را ترک کرد…”
  21. “نگران شبهایم نباش تنها نیستم بالشم، هق هق سکوتم، پاکت سیگارم، لرزش دستانم…. همه هستن تو با اون بخواب من با تنهایی تو از اون کام بگیر من لز سیگار در سینه ام زخم های عمیقی ست انگار کسی مرا با زیرسیگاری اشتباه گرفته است!!!!!!”
  22. “از خانه که می آیی یک دست مال سفید پاکتی سیگار گزیده شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور احتمال گریستن ما بسیار است….”
  23. “همه ترکم کردند به جز یک دوست قدیمی همان دوست سفید و کمر باریک او دود می شود و من آرام”
  24. “سیگار فروش گوشه ی خیابان هم فهمید ولی تو هنوز نمی دانی که من دود می شوم و این سیگارها بهانه است”
  25. “تلخ ترین قصه دنیاست صبح تا شب بخندی اما شب تا صبح تنهایی سیگار بکشی”
  26. “به چه آسانی ترکم کردی و من به چه آسانی سال هاست که در ترک همین پک آخرم”
  27. “می کِشد ، می کِشی ، می کِشم او ناز تو را تو عشق او را و من … فندکم کجاست ؟”
  28. “سیگار امروز هم به علامت همدری با من خیال خاموش شدن ندارد همچنان می سوزد !”
  29. “عشق من این بار که از کنار من گذشتی واژه ای تلخ بگو تا با آن سیگاری روشن کنم و دنیا را در دود به پشت میز همان کافه همیشگی برگردانم شاید داخل فنجان قهوه تصویر تازه ای پیدا کنیم”
  30. “سیگارم چه خوب درک می کند مرا… وای که چه زیبا کام میدهد… این نو عروس هر شب تنهایی هایم… لباس سپیدش را تا صبح برایم می سوزاند… و من تا صبح بر لبانش بوسه می زنم…”
  31. این بار سیگار را بکش، از طرفی که می سوزد ؛ تا بدانی چه میکشم
  32. “آتشی از نگاهت می خواهم ! سالهاست که این نخ سیگار در دستم خاموش است…”
  33. “سیگاری روشن میکنم و به خاموش بودنم فکر میکنم کام عمیق همراه آهی کوتاه… بیرون میدم دودش رو کمرنگ میشه… مثل خودم . . . نفسم میگیره از زندگی اجباری…”
  34. “سیگار میسوزد، کم میشود ، ولی تکرار میشود من میسوزم… کم میشوم… ولی دیگر تکرار نمیشوم…”
  35. طعم تلخ سیگارو دوست دارم تلخ مثل آخرین بوسه ی لعنتی ما تلخ مثل آخرین دروغ تو که باز هم همو می بینیم تلخ مثل نبودنت . . . !
  36. “زندگی میگفت از هر چیز مقداری باقی می ماند . . . دانه های قهوه در شیشه ، چند سیگار در پاکت و کمی درد در آدمی “
  37. “سیگار م را بیرون میکشم . . . نه برای اینکه کسی از دودش آزرده نشود ! برای اینکه نمیخواهم نمیخواهم کسی در غم و دود سیگارم شریک شود “
  38. “تنها آمده ام اینجا . . . تا شاید دود سیگار فضای زخمم را مه آلود کند . . . هنوز هم به هوای دو نفره بودن هایمان سوال همیشگی را تکرار میکنم . . . آتش داری ؟! ولی دیگر تو پاسخگوی این سوال تکراری نیستی . “
  39. وقتی تو خیابون پشت سر هم سیگار دود میکنم ، همه یجوری نگام میکنن و میگن : جوون حیف شدش ، ولی روزی که داشتم زار زار گریه میکردم، ینفرم با خودش نگفت : طفلی چی میکشه با غمش . . .
  40. بعضی‌ انسان‌ها با چشمهاشون گریه نمیکنن ، پا میشن ، یه سیگار بر میدارن و میرن تو بالکن .
  41. کبریت بکش تا ستاره‌ای به شب اضافه کنیم و خیره شو به مردمان تنهایی که در آسمان سیگار می‌ کشند . . .
  42. چگونه بگویم ؟ اصلا از چی بگم ؟ از این همه تنهایی ؟ یا از این مرحم تنهاییم که فقط سیگار شده ؟ ولی بدون این مرحم الان جای خالیه تورو واسم پر میکنه . منو درک میکنه . همون کارایی که تو هیچوقت نکردی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − سه =