خدایا

خدایا

  1. ” دلم آنقدر خسته و شكسته است كه ميخواهم گوشه اي پشت به دنيا زانو هايم را بغل كنم و بگويم خدايا…من ديگر بازي نميكنم”
  2. ” خدايا يك مرگ بدهكارم و هزارن آرزو طلبكارم خسته ام يا طلبت را بده يا طلبت را بگير”
  3. ” از من جدا شد و گفت کار خداست! مانده ام مگر خدای او خدای من نبود…؟”
  4. ” خدایا… دیگر خسته ام! چند بغض به یک گلو؟!”
  5. ” خدایا… سرگذشتمان چنين بود ما به دنيا آمديم … ولي دنيا به ما نيامد…”
  6. ” خدا جون میشه امشب بغلم بگیری؟ چشمامو رو هم بزاری بگی وقتشه بمیری… خدا جون میشه بپرسم تا به کی گریه و زاری…؟ این همه رنج و مصیبت مگه تو دوستم نداری؟؟؟؟”
  7. ” آموخته ام که وقتی ناامید میشوم ، خداوند با تمام عظمتش ناراحت میشود و عاشقانه انتظار میکشد که به رحمتش امیدوار شوم “
  8. ” خدایا ؛ کسی را که قسمت کس دیگریست، سر راهمان قرار نده تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد و روزهای خوشش برای دیگری . . .”
  9. ” خدایا!!! برای خاموشی شب های انتظارم فقط یک فوت کافیست… ♥♥♥خاموشم کن♥♥♥ خیلی خسته ام…”
  10. خدایا… برای داشتنش با قسمتت میجنگم, پس خط و نشان جهنمت را به رخم نکش, که جهنم تر از نبودنش سراغ ندارم…
  11. ” خدایا؟ کمی بیا جلوتر.. می خواهم در گوشت چیزی بگویم…! این یک اعتراف است… من.. بی او.. دوام نمی آورم…”
  12. خدایا دعا میکنم فقط وفقط یک روز بیقرارش کنی تا بفهمه من چی کشیدم
  13. ” گاهی خدا انقدر صدایت را دوست دارد که سکوت می کند. تا بارها بگویی… خدای من”
  14. ” خدایا همه در حسرت یک پروازند… من به پرواز نمی اندیشم. به تو می اندیشم. تو که زیباتر از اندیشه یک پروازی…”
  15. ” آرزوی من مـــاندن اوست … امـــا … خدایــا اگر آرزوی او رفتن من است ؛ آرزوی او را برآورده کن ! من جز آرزوی او آرزویی ندارم …”
  16. “خدایا! زندگیا سخت شده… دیگه صبر عطا نکن بیا پایین ی دستی به غبار زندگیا بکش برو…! نه نرو! بمون بی تو دوباره زندگی ها غبار غفلت میگیره!!!”
  17. “خدایا چشمی زیباست, که پر ازاشک باشد اشکی زیباست, که پر ازعشق باشدوعشقی زیباست که برای توباشد. تابا دستانت اشک را ازگونه هایم پاک کنی. دستانت دریاچه ای ازعشق وچشمانت سکوتی ازخورشید است. پس بمان کنارم و عشق رابه من بیاموزتا تورا ببینم وبه عظمت توپی ببرم”
  18. “گاهی خداوند آنقدر صدایمان را دوست دارد که فقط سکوت میکند تا بارها بگوییم: خدایا….”
  19. “خداوندا از بچگی به من آموختند همه را دوست بدارم حالا که بزرگ شده ام، و کسی را دوست می دارم، می گویند فراموشش کن.”
  20. “خدایا… همه ازتومی خواهندبدهی امامن ازتومی خواهم بگیری… خستگی دلتنگی وغصه هاراازلحظه لحظه ی روزگارعزیزانم… آمین یارب العالمین”
  21. اگربجای هردعایی که کردم یک قدم برمیداشتم الان درکنار خدا بودم..!
  22. “صدای خنده ی خدا را میشنوی؟ به انچه محال میپنداری میخندد. پس بخواه”
  23. “دﯾﺸﺐ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ ﮔﻔﺖ :ﺗﻮ ﺭﺍ ﭼﻪ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﮔﻔﺘﻢ ﮎ ﭼﺮﺍ؟ ﮔﻔﺖ :ﺗﻮ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺑﯽ ﻭ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﺍﺕ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺨﻠﻮﻗﻪ ﯼ ﺗﻮﺳﺖ ﺷﺎﯾﺪ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺑﯽ ﻭ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﺭﺳﻢ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﺪﺍﺭﯼ”
  24. “ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺍﮔﺮ ﮔﻠﯽ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﭽﯿﻨﻢ. ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ… ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮐﻮﺩﮎ ﺷﺪ؟؟؟؟.. ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺧﺪﺍ! ﺩﻟﻢ، ﻓﺮﺩﺍ ﻫﻮﺍﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؟؟”
  25. در طوفان با خدا بودن بهتر ناخدا بودن است…
  26. برای دردهایم نشانه میگذارم تا یادم بماند کجا دست خدا را رها کرده ام…
  27. ﮔﺎﻫﯽ ﺧﺪاوند آﻧﻘﺪرﺻﺪای ﺗﻮرادوﺳﺖ دارد ﮐﻪ ﺳﮑﻮت ﻣﯿﮑﻨد ﺗﺎﺗﻮﺑﺎرﻫﺎ ﺑﮕویى :ﺧﺪای ﻣﻦ….
  28. اگر بعد از هر لبخند، هرگز خدا رو شکر نمیکنی، حق نداری بعد از هر اشکی، از او گله مند باشی… پس شاکر باش
  29. “خدایااااا چه سخته گم بشی و ندونی!!!”
  30. “آﺩﻡ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩﺷﺎﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ, ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭ… مانند کاری که خدا با تو میکند…”
  31. “چه تلاش بیفایده ای؛ خودش رو از قرصهای آرامبخش پر کرده بود، اونکه قلبش رو از یاد خدا خالی کرده بود…”
  32. “خدایا من ایمان دارم ایمان دارم به اینکه هر که هوایی تو شود تو هوایش را داری”
  33. خدایا این “قسمت” رو کجا فرستادی که هر وقت نوبت من میشه میگن “نیست”؟!
  34. “خدایا چه حکایتیست عده ای راه میروند که غذایشان هضم شود ما میدویم که گرسنه نمانیم…”
  35. “…… یادش بخیر! زمانی که دروغ گو دشمن خدا بود.”
  36. “خدایا: من گمشده ی دریای متلاطم روزگارم و تو بزرگواری! پس ای خدا! هیچ می دانی که بزرگوار آن است که گمشده ای را به مقصد برساند؟ تا ابد محتاج یاری تو، رحمت تو، توجّه تو، عشق تو، گذشت تو، عفو تو، مهربانی تو، و در یک کلام… محتاج توام!”
  37. “خدایا! غلط کردم گفتم مواظبش باش… تو برش گردون…. خودم مثل چشام مواظبشم!!!!”
  38. “ﺩﻟﻢ ﺗﻨﮓ ﻣﯽﺷﻮﺩ.. ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ.. خدایا..! ﻓﺮﻭ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﻐﺾ ﺭﻭﺯﻩ ﺭﺍ ﺑﺎﻃﻞ ﻧﻤﯽﻛﻨﺪ..؟”
  39. “یوسف می دانست تمام درها بسته هستند اما بخاطر خدا، حتی به سوی درهای بسته دوید و تمام درهای بسته برایش بازشد… “”اگر تمام درهای دنیا هم برویت بسته بود، بدو، چون خدای تو و یوسف یکیست”””
  40. “خدای من خداییست که اگرسرش فریاد کشیدم، به جای اینکه بامشت به دهانم بزند باانگشتان مهربانش نوازشم میکندو میگویدمیدانم جزمن کسی نداری! -خدایا.. شرمنده ام!”
  41. ” در ساحل دریای زندگی قدم میزدم همه جا دو ردپا دیدم جای پای من و خدا. به سخت ترین لحظه ها که رسیدم فقط یک جای پا دیدم. گفتم :خدایا مرا در سخت ترین لحظات رها کردی؟ ندا آمد :تو را در سخت ترین لحظه ها به دوش کشیدم.”
  42. وقتی سکوت خدا را در برابر راز و نیازت دیدی، نگو خدا با من قهر است؛ او به تمام کائنات فرمان سکوت داده تا حرف دلت را بشنود، پس حرف دلت رابه او بگو… الهی، بحق ماه قشنگ”رمضان” هیچ کدام از آرزوهایت؛ آرزو نماند*
  43. ” هر چه دلم خواست نه آن می شود هر چه خدا خواست همان می شود”
  44. خدایا، من اینجا دلم سخت معجزه میخواهد؛ وتوانگار معجزه هایت راگذاشته ای برای روزمبادا…!!!
  45. ” مرد گفت :خدایاحرف بزن. یک ساز خواند. نشنید – :بگذار ببینمت. ستاره ای درخشید. مردندید – :یک معجزه نشان بده. نوزادی متولدشدتوجهی نکرد فریادزد :خدایا مرا لمس کن. در همین زمان خداوندپایین آمدو مرد رالمس کرد. اما مرد پروانه را بادستش پراند و به راهش ادامه داد”
  46. ” الهی! کمکم کن تا دیرتر برنجم، زودتر ببخشم، کمتر قضاوت کنم و بیشتر فرصت دهم…”
  47. ” خدایا… مهارت مراقبت از آنچه بما داده ای را در قلبمان قرار ده، زیرا ما در از دست دادن داشته هایمان استاد شده ایم… **دکتر شریعتی **”
  48. ” خدایا اگه قرار باشه امشب ازت چیزی بخوام اون چیز نه پوله.. نه شهرت… نه سلامتی… فقط کسی که دوستش دارمو ازم نگیر. با هر چیزی که می خوای امتحانم کن. ولی با اون نه همین”
  49. خداجان! نترس نه به جهنم میروی نه به گناه می افتی من وتو به هم محرمیم… دستم رابگیر.
  50. ” خدایا! اون دنیا اگه خواستی گناه هآآی یواشکی مون رو نشون بدی! لطفا… گریه های یواشکی مون رو هم نشون بده!”
  51. ” عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم…. بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری!… بعد از چند روز به دوستی… اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم……..”
  52. خدایااگرتودردعاشقی رامیکشیدی /توهم زهرجدایی رابه تلخی میچشیدی/اگرچون من به مرگ آرزویت میرسیدی/پشیمان میشدی ازاینکه عشق راآفریدی. بگوهرگزسفرکردی؟ سفرباسختی خون جگرکردی؟ کسی رابدرقه باچشم ترکردی؟ نکردی! بارالها باکدامین تجربه به مانظرکردی؟؟….
  53. خدایا !……….دریاب حال مرا که….از وصف حالم عاجزم….و خسته….
  54. خدایا !…بگذار دست یابم به هر آنچه که دلم با او آرام میگیرد …و مگذار ! تو را قسم به خداییت مگذار گناه کنم….
  55. خدایا ! مواظبم باش ! مواظب این روح بی قرار و تنهایم باش !
  56. خدای مهربانم ای بی کران نازنین !…عاشقم بر تو و هر آنچه که به من هدیه می کنی !
  57. ای خدای بزرگ ! تو چه باشی وچه نباشی ،من اکنون سخت به تو نیازمندم . تنها به این نیازمندم که تو باشی
  58. خدای من خدای من وقتش فرا رسیده پس چرا کاری نمی کنی سنگ ریزه های زیر پایم در حال فرو ریختنند پس چرا یاریم نمی دهی .
  59. خدایا تورو به حق بزرگیت هیچ کسی و بیماری لاعلاج نده
  60. خدایا مرا آن ده که به
  61. خدایا . . .خواستم بگویم تنهایم اما نگاه خندانت،مرا شرمگین کرد چه کسی بهتر از تو
  62. “روی پـــــرده کعــبه این آیه حک شده اســت : نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــيمُ و مـــن . . . هنــــوز و تا همیشــه به همین یک آیــه دلخــوشــــم “” بندگانم را آگاه کن که من بخشنده‌ ی مهــــربانم “
  63. وقتي تنها مي شوي بدان خدا همه را بيرون كرده تا با تو تنها باشد
  64. “خداوند با دستان تو دست انسان گرفتاری را گرفته است ، وقتی دست افتاده ای را میگیری و لبخند را مهمان قلبش می کنی ؛ و این چه زیباست. نازنین ، دستانت نورانی و بوسیدنی شده اند …”
  65. “خداوندا! تقدیرم را زیبا بنویس. کمکم کن آنچه را تو زود خواهی من دیر نخواهم… و آنچه تو دیر می خواهی من زود نخواهم…”
  66. “دست به دامن خدا که می شوم چیزی آهسته درون من به صدا می آید که… نترس! از باختن تا ساختن دوباره فاصله ای نیست…!”
  67. وقتی خداوند از پشت،دستهایش را روی چشمانم گذاشت،از لای انگشتانش آنقدر محو دیدن دنیا شدم که فراموش کردم منتظر است نامش را صدا کنم…