جدایی - دل شکسته

جدایی-دل شکسته

ک”نه تنها ترکت می کنند… حتی وقت رفتن با تمام پر رویی دستور هم میدهند: مواظب خودت باش…!!”

  1. ” گنجشک به اولین قرارش نرسید. لعنت به تفنگ بادی همسایه.”
  2. تو… عزیز خواهی ماند حتی اگر فاصله ها نگاهت را از من دور کند
  3. ” روزهای دور از تو را هرگز نخواهم شمرد, تا همیشه بگویم همین دیروز بود.”
  4. ” هیچ…. گفتم نرو رفتنت تداعی ِ مردن است رفتی بی دلیل و من زنده ام هنوز تو مرده ای در دل در یاد, در فکر و کشف شد رابطه ی رفتن با تفریق ارزشت شدید کاهش یافت مثل صفر در جمع و تفریق که در بود و نبودش هیچ فرقی نیست صفر شده ای, ای هیچ”
  5. ” دوباره مرور میکنم دوستیمون رو باید بفهمم چی برات کم گذاشتم که رفتی ولی هرگز جوابی نمیگیرم لطفا برگرد فقط بگو کمبودت چی بود بعد برو شاید منم اروم شدم با جوابت… شاید…”
  6. روزی به رویایت که هنوز با من است حسادت خواهی کرد… روزیکه دیگر هیچ نشانه ای از من نخواهی داشت…!!!
  7. “همیشه از همان ابتدای آشناییمان در هراس چنین روزی بودم و کابوس خداحافظی را میدیدم اکنون شد آنچه نباید میشد”
  8. خداحافظ دلیل بودنم خداحافظ . . .
  9. “به سادگی رفـت ؛ نــه اینکه دوستم نداشت ! نـــــــــه ، فهمید خیییییییلی دوستش دارم !”
  10. نقاشی اش خوب نبود!اما راهش را کشید و رفت……
  11. خسته تر از آنکه بخواهم راجع بهت فکر کنم ، که بودنت را آرزو کنم یا رفتنت را توجیه …
  12. لاکپشت ها عاشق میشن ولی تحمل درد عشق براشون راحته چون حداقل عشقشون اروم اروم ترکش میکنه!!!
  13. “بعضی دوستیا شوخی شوخی میان و جاگیر میشن توی دلت تبدیل به یه عشق عمیق میشن ته نشین میشن توی قلبت ولی تو سکوت میرن سخته، اما قشنگه باید بلد باشی چطور با یه خاطره کنار بیای…”
  14. ” میدونم اینجایی… اما توقع بازگشت منو نداشته باش… بازگشت دل میخواد… ولی اون روزی که رفتم دلمو پیش تو گذاشتم… دیگه دلی برام نمونده…”
  15. ” دور میشــــــــــــوی… کوچک و کوچکـتر! امــــــــا… بزرگ و بزرگــــــــــــــــتر میشود جای خالیـــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــت در ذهنم!”
  16. خدایا عاشقم کردو کنار من نمیمونه داره دل میکنه میره بهم میگه پشیمونه خودش با من نمیمونه میگه تقدیرموکااینه میذاره گردن قسمت گناهش رو نمیبینه…
  17. پرهایم را چید که “تنها ” جایی نروم اما خود… “بی من” کوچ کرد!!!
  18. “تکیه داده ای به دیوار و می خندی.. انگار نه انگار که تو توی عکسی و من آویزان این زندگی بی تو..”
  19. “قول ماندن داده بودی ولی با بهانه هایت دلیل رفتنت را آشکار ساختی بی وفایی حق من نبود..”
  20. ” اری این تلخ ترین حقیقت زندگی من است… معشوقه ام زندگی در کنار من را نمیخواهد من هم باید به خواست او احترام بگذارم!!! چون عاشقش هستم… او باید به خواسته اش برسد تا من به خواسته ام برسم خواسته ی من رضایت اوست”
  21. تحقیرت هم کنم کافی نیست، تفریقت میکنم از تمام زندگی ام…
  22. ” اینجا تا پیراهنت را سیاه نبینند باور نمی کنند چیزی از دست داده باشی…”
  23. “سرفه هایم از قلیان نیست… خاطرات توست که در قلبم خاک میخورد…”
  24. “یا دست از سر خوابهایم بردار… یا پا از روی قلبم”
  25. گاهی باید ب بعضی ها گفت اگر برام بزرگ شده بودی به خاطر خطای دیدم بود
  26. “فاصله ها کسی را از بین نمی برد نزدیکی های سرد است که انسان را نابود می کند…”
  27. “فاصله تان را با آدم ها رعایت کنید؛ آدم ها یکدفه می زنند روی ترمز؛ و آن وقت شما مقصری…!”
  28. “بمان و تماشا کن کسی که دیروز برای ماندت دست به دعا برداشته بود امروز برای رفتنت نذر کرده است!”
  29. یقه آسمان را چرا گرفته ای؟! خدا بی تقسیر است. خودمان از باهم بودن ترسیدیم…
  30. خوابیده بودم کابوس ندیدنت رامی دیدم ناگهان ازخواب بیدارشدم تابه آغوشت پناه برم افسوس…!؟!؟ یادم رفته بودکه ازنبودنت به خواب پناه برده بودم
  31. “وقتی می روی تمام چیزهای عادی یادگاری می شوند حساس می شوند ترک بر می دارند همه چیز تو را یادآوری می کند تو را و نبودنت را…”
  32. روزگار عجیبی ست. من به تو معتادم. تو مرا ترک می کنی!!!
  33. “من که نباشم دنیا یک من کم دارد تو که نباشی من یک دنیا کم دارم…”
  34. “سردش بود… دلم را برایش سوزاندم…! گرمش که شد، با خاکسترش نوشت “” خداحافظ “””
  35. “اینجا “” زمین “” است بدبختی را “” مستند “” می کنند، خوشبختی را “” سریال “” و از جدایی ها “” فیلم سینمایی “” می سازند!!!”
  36. لرزش صدایم، مال سرمای هواست.. این پرده ی اشک روی چشم هام هم، همین طور.. چیزیم نیست به خدا.. من فقط، دلواپس توام.. لباس گرم در چمدانت گذاشتی؟
  37. “همیشه…. در زمان غلط در جای درست بودیم…. در زمان درست در جای غلط بودیم و همیشه… همینگونه با هم بودن را از دست دادیم….”
  38. ” اخلاقت سگیست… کاش همه ی اخلاقهات سگی بود؛ کاش… بودن وماندنت هم مثل سگ می بود…!”
  39. ” هیسسسس! بگذارید برود ماندن التماسی نیست”
  40. “متأسفم برای اینکه نگفتم چقدر وسعت داشت مهربانی قلبت وقت نشد تشکرکنم بابت آرامشی که هنگام حضور باتو داشتم متأسفم که نگفتم خیلی دوستت دارم نمی دانستم جهانم چه خالی میشود درنبود تو”
  41. “از یه جایی به بعد… نه این که فایده نداشته باشه ها، نه!!! ارزشش رو نداره…”
  42. ” گفتنی نیست قصه ی من با تو… هر چه بو خاطره است؛ وتمنایی ک بی پاسخ ماند… تو مرا بدرود، من تو را فریاد… و زمین گرد است!”
  43. “همیشه بهم میگفت زندگیشم… روز جدایی بهم گفت خداحافظ “”زندگیم””. گفتم :اگه زندگیتم چرا تنهام میزاری؟ لبخند تلخی زدو گفت :هرکسی برای رسیدن به عشقش باید از زندگیش بگذره….”
  44. “حالا دیگه نگران تو نیستم… حالا نگران من هستم… همون منی که هرگز ما نشد…”
  45. “بهای سنگینی دادم.. تافهمیدم کسی راکه””قصد””ماندن ندارد.. بایدراهی کرد..”
  46. “میدانم روزی تو مرا در آغوش خواهی گرفت… پشیمان و با چشمانی پر از اشک خودم را که نه عکسم را… عکسی که کنارش نوشته است :””یک سال گذشت”””
  47. “وقتی رفت…! گفت توراهم میبرم… باخوشحالی گفتم :کجا؟ گفت :از یادم”
  48. “کوتاه ترین و تلخ ترین قصه ی دنیا: “”رفت””…”
  49. “مَست از تو می رَقصم تا سَرگیجه تا تار شدن اتاق تا سیاه تر شدن چَشمم تا نبینم نبودن بی دَلیلت را…”
  50. تحقیرت کنم کافی نیست… تفریقت میکنم از تمامِ زندگی ام…
  51. ساده ی ساده از دست میروند همه ی آن چیزها که سخت سخت به دست آمدند!
  52. “چقدر نیستی… از این همه نبودن حوصله ات سر نمیرود”
  53. “چشم هایم را می بندم ودرخیابان گم میشوم ودر کافه ای روبه روی صندلی خالی… چیزی شبیه تورا سفارش می دهم”
  54. “هر کاری کردم که تو رو گم کنم از خاطره‌ها به در بسته خوردم و باز از تو گم شد لحظه‌ها خاطره‌های بودنت چه جور فراموشش کنم دلی که تو آتیش زدی چه جوری خاموشش کنم”
  55. “ای کاش آشنایی ها نبود یا به دنبالش جدایی ها نبود یا مرا بااو نمیکردی آشنا یا مرا ازاو نمیکردی جدا”
  56. ” وقتی “” رفتی “” تا آخر “” برو “”… وقتی “” ماندی “” تا آخر “” بمان “”… این “” تن “” خسته است…! از نیمه رفتن ها…. از نیمه ماندن ها….”
  57. “اشتباه از من بود… زیادی پر رنگ کشیده بودمت… حالا به سختی پاک میشی… ولی من پاکت میکنم…”
  58. “مادرم”… مرا ببخش. درد بدنم بهانه بود، کسی رهایم کرد. که صدای بلند گریه ام اشکهایت رادرآورد…
  59. با هر کس جوری رفتار کن که گویی دیگر هرگز فرصت ملاقات با او را نخواهی داشت……..
  60. ” هوایت… دست سنگینی داشت…! این را وقتی, زد به سرم… فهمیدم………..!”
  61. ” یه روز… ﻧﺎﻣﺖ ﺭﺍ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺖ ﺭﺍ خنده هایت ﺭﺍ ﻭﻟﻤﺲ ﺣﺲ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻫﻤﻪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺳﺮﺩ ﺑﺎﺩ می سپارم و میگویم: ﯾﺎﺩﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ…….!!!”
  62. ” درد دارد… وقتی با نسیمی برود… کسی که به خاطرش به طوفان زده ای…”
  63. ” هيچ ميداني جاي””عزيزم غصه نخور””هاي تورا ديازپام گرفته است…؟”
  64. ” ميگويند شكستني رفع بلاست… اي دل تحمل كن شايد حكمتيست!”
  65. تنهایم مثل همان مسجد بین راه…. هر که می آید مسافر است.. میشکند.. هم نمازش را هم دلم را
  66. ” یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بربخورد… نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد…. راهی نروم که بیراه باشد…. خطی ننویسم که آزار دهد کسی را… یادم باشد که روز و روزگار خوش است همه چیز روبراه است و خوب تنها… تنها… دل ما دل نیست”
  67. ” شکستن دل، … به شکستن استخوان دنده می‌ماند؛ از بیرون همه‌ چیز رو به‌ راه است، اما ، هر نفس،… درد ا‌ست که می‌کشی و من … چه درد می کشم …”
  68. ” همیشه یه نفر هست که باش درد دل کنی ؛ ولی وای به روزی که همون یه نفر بشه درد دلت !”
  69. ” کــــاش بـرایــم کمـی حرفــــــــ مـی زدی! ایـن روزهـا دلـــم صـدای تـــو را کـم دارد… صــدای پـــای بهــــار شنیــده مـی شـــود امـا دل مـن بهـاری جـداگـانـه مـی خـواهد!”
  70. ” بعضی حرف ها را نباید زد بعضی حرف ها را نباید خورد بیچاره دل چه می کشد میان این زد و خورد !”
  71. یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم…. دل نباشد.
  72. ” هی لعنتی… اون طوریم که تو فکر میکنی نیست.. شاید عاشقت بودم، روزی…..! ولی ببین بی تو هم زنده ام، هم زندگی میکنم… فقط گاهی در این میان، یادت… زهر میکند به کامم زندگی را… همین”
  73. ” فکر کنم به بوی عطر تو حساسیت دارم همین که در ذهنم می پیچد از چشم اشک می آید…”
  74. ” اون نگاهی که گوشه اش یه قطره اشک برق میزنه به اندازه ی تموم حرفای دنیا سنگینه…”
  75. ” این بار که کسی‌ آمد نمیگم برو نمی‌خوام حتی نمیگم کس دیگه یی رو می‌خوام فقط میگم… ببین من شکسته‌ام! خسته ام! فقط یکم آرومم کن…”
  76. ” همیشه باید کسی باشد تا…! “”سه نقطه”” ی آخر حرفهایت را بفهمد!”
  77. ” درد دارد امروز حرفی برای گفتن نداشته باشی باکسی ک تا دیروز تمام حرفهایت را فقط به او میگفتی…!”
  78. گفتی :ما به درد هم نمیخوریم… اما هرگز نفهمیدی من تو را برای دردهایم نمیخواستم…
  79. “انقد نگو همه چیو فراموش کنیم. اینا اگه واسه تو خاطره س واسه من زندگیه… چیو فراموش کنم زندگی کردنو…؟؟؟؟؟”
  80. ” خطش راعوض کرد! من ماندم و””دوستت دارم””هایی که هیچ وقت تحویل داده نشد!”
  81. ” چگونه تکه تکه های سهمم از تو را کنار هم بگذارم؟ چگونه بسازمت؟ آدم ها… فراموش نمیکنند…!!… فقط… دیگر ساکت میشوند… همین….!”
  82. من خاطرت رامیخواستم نه خاطره ات را
  83. نخ داخل شمع ازشمع پرسید :چراوقتى من میسوزم توآب میشى؟ شمع جواب داد :مگه میشه کسى که توقلبمه بسوزه ومن اشک نریزم؟
  84. ” شیشه ای میشکند، یک نفر میپرسد: که چرا شیشه شکست؟ یک نفر میگوید :شاید این رفع بلاست دیگری میپرسد :شیشه پنجره را باد شکست؟ دل من سخت شکست، هیچ کس هیچ نگفت که دلش را چه کسی بود شکست! غصه ام را نشنید از خودم میپرسم: ارزش قلب من از شیشه پنجره هم کمتر بود؟”
  85. کسیکه عشق می‌کارد اشک درو میکند.
  86. ” تلخ ترین حرف :دوستت دارم اما… شیرین ترین حرف:… اما دوستت دارم”
  87. ” بین “”الف”” تا “”ی”” فاصله بسیار است… اما فاصله ی بیشتر بین من “”با”” تو و من “”بی”” تو است… گاهی همین الفبا مرگ و زندگی را تعیین میکنند…”
  88. ” من شکستن نمیدانم ولی هرکس از کنارم گذشت شکستن را خوب بلد بود ؛ دلم را ، عهدش را ، غرورم را ، کمرم را … دلم را با نگاه سردش و کمرم را با رفتنش !”
  89. وقتی با مشت هایت قلب مرا شکستی همه ی فکرم این بود مبادا تکه های شکسته قلبم دستانت را ببرد!
  90. مطمئن باش برو ضربه ات کاری بود دل من سخت شکست و چه زشت به من و سادگی ام خندید به من و عشقی پاک که پر از یادتو بود و خیالم میگفت تا ابد مال تو بود.تو برو.برو تا راحتتر تکه های دل خود را ارام سرهم بندزنم
  91. ” گاهی دلم میخواد خودمو بغل کنم! ببرمش روی تخت، بخوابونمش! ملافه روش بکشم! دس ببرم لای موهاشو نوازشش کنم! حتی براش لالایی بخونم! وسط گریه هاش بگم غصه نخور! درست میشه.. اگرهم نشد ب جهنم! تموم میشه،. بالاخره تموم میشه!!!”
  92. خیلی ازش ناراحتم خیلی دلمو شکونده. چند وقت یه بار حتی یه پیام خشک و خالی نمیده حالمو بپرسه!!! ولی وقتی دلش از همه جا پُره و گرفته میاد پیش من!!! با این حال من بازم قبولش میکنم به نظر شما چرا؟ فکر کنم هنوزم دوسش دارم!!! ای باباااااااا
  93. ” ساعت اتاقم را خوابانده ام… بی کوک، بدون باطری تا حتی هوس یک ثانیه حرکت هم به سرش نزند..! گورِ پدر دقایق! بی تو بودن شمارش نمیخواهد…”
  94. خسته ام…انقدر ک شاید ب اولین دشمن هم برسم در اغوش خوابم ببرد…….
  95. ” بهم گفت منبع نوشته هات کجاست؟ گفتم زیاد دور نیست. یک وجبی بغضم…”
  96. ” خاکستر گفت: آتش را می بخشم ولی تبر را هرگز”
  97. شکسته ام،میفهمی؟
  98. به انتهای بودنم رسیده ام!امااشک نمیریزم!پنهان شده ام پشت لبخندی که خیلی درد دارد…
  99. هرگز نخواهم کوبید!!
  100. بگذار بسته بماند دری که پشتش تو نیستی..!!…
  101. تنها یک خداحافظی بی دلیل ، دل تمام سلام هایم را شکست !
  102. ” مدت هاست دلم احساس سنگینی می کند… مدت هاست یاد گرفته ام گریه نکنم… مدت هاست دلم نتوانسته خودش رو سبک کنه… مدت هاست دیگر در عمق قلبم کسی لانه ندارد… مدت هاست تمام باورم این است که هرچه بود تمام شد، چه خوب چه بد نسیمی بود که وزید و رفت…”
  103. ” به تاوان اینکه شکستند دلم را میشکنم دلها را گناهش پای کسی که دلم راشکست!!”
  104. ” من به هر تحقیری که شدم با صدای بلند خندیدم…. نام مرا گذاشتند “با جنبه”! بی آنکه بدانند؛ خندیدم تا کسی صدای شکسته شدن قلبم را نشنود”
  105. ” میگن قسمت نیست، حکمته…! من معنی قسمت و حکمت رو نمی دونم! اما تو معنی طاقت رو می دونی! مگه نه…؟!”
  106. ” بیا با پنجه راه برویم روی تن این دنیا بگذار خواب بماند نفهمد از قانونش گریخته ایم و دل باخته ایم”
  107. ” در فصل سبز شدن برگ های امید هنوز آرزو هایم در هوای پاییزیشان به سر میبرند. هنوز هم منتظر اندک نسیمی هستند تا فرش شوند زیر پا هایم…! و چه غمگین است صدای خرد شدن آرزو هایم….”
  108. دلم را می شکنی و از آسمان عذر خواهی میکنی؟! این عادلانه نیست…
  109. ” سرخاک من! اونی که بیشتراذیتم کردبیشترگریه میکنه. اونی که حتی نیومدتولدم میادزیرتابوتم اونی که جواب سلامم روندادمیادواسه خدافظی عجب روزیه اون روز حیف که خودم نیستم.”
  110. ” خیلی حرفارو راحت میشه زد اما بعضی حرفارو نمیشه گفت، باید خورد… ولی بعضی حرفارو نه میشه گفت، نه میشه خورد! میمونه سر دل! میشه دلِ تنگ! .. میشه سکوت! میشه بغض… میشه درد… میشه همون وقتی که خودتم نمیدونی چه مرگته…!”
  111. ” به سیم آخر… ساز میزنم امشب…! به کوری چشم دنیا…. که ساز مخالف میزند… با من….!!!!!!”
  112. ” کسی چه میداند؟ شاید روزی بیاید که حال من هم خوب شود. هوا خوب شود… عشق خوب شود و تو خوب من شوی.”
  113. ” این هم از یک عمر مستی کردنم،… سالها شبنم پرستی کردنم،… ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت،… خنده ای بر خاطراتت کردو رفت،… من که گفتم این بهار افسردنیست،… من که گفتم این پرستو رفتنیست،… آه عجب کاری بدستم داد دل هم شکستو هم شکستم داد دل…..؛”
  114. ” شانه هایت ک رفت، سرم افتاد، دلم شکست…”
  115. ” نه که شهامت نداشته باشم که بهش نگم بهش گفتم، هزار بارم بش گفتم “” دوستت دارم “” ولی شهامت کم بود، به قول خودم آدم باید “” لیاقت “”م داشته باشه…”
  116. ” با موجودات عجیبی زندگی میکنیم!!! موجوداتی که تنها با “بی محلی” آدم می شوند…”
  117. ” دنیای دست ها…… از هر دنیایی بی معرفت تر است…. امروز دست هایت را میگیرند…. قصه عادت که شدی…… فردا همان دست ها را برایت تکان میدهند….”
  118. اون نگران خیس شدن پاهایش بود. در ان زمان اب از سر من گذشته بود…!
  119. ” وقتی کسی در کنارت هست، خوب نگاهش کن به تمام جزئیاتش به لبخند بین حرف هایش به سبک ادای کلماتش به شیوه ی راه رفتنش، نشستنش به چشم هاش خیره شو دستهایش را به حافظه ات بسپار گاهی آدم ها انقد سریع میروند، که حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند”
  120. گاهی فکر میکنم بعضی هااا همان بعضی هااا بمانند بهتر است!
  121. ” وقتی رفتی هواست نبود منو شکستی… برنگرد تکّه هامو گم کردم… دیگه هرگز اونی نمیشم که بودم…!!!”
  122. حالم اصلا خوب نیست یک مسکن قوی می‌خواهم بدون تجویز روزگار هم… مرگ می‌دهی؟!
  123. ” تمام تنم می لرزد—- از زخم هایی که خورده ام!!.. من از دست رفته ام… شکسته ام می فهمی؟ به انتهای بودنم رسیده ام اما!… اشک نمی ریزم پنهان شده ام پشت لبخندی که درد می کند”
  124. ” بی تفاوت باش…!!! به جهنم… مگر دریا مُرد از بی بارانی…؟!!!”
  125. ” مقصر خود ماییم عشق را به کسانی ارزانی میکنیم که از زندگی، جز آب و علف روزانه، نه میفهمند, نه میخواهند!”
  126. ” یه نگاه به خط تولید ادم سازیت بنداز. خیلی از این ادما دل ندارن”
  127. ” نه تلخم نه شیرین مزه ی بی تفاوتی میدهم این روزها جنس حالم زیاد مرغوب نیست”
  128. ” می بخشم اما فراموش نمی کنم”
  129. ” سیب را که چیدم در دستم جان داد و گندید فکر کنم، میدانست که دیگر “”حَوّای “” من “”هَوایَش”” در این “”حَوالی”” نیست…”
  130. ” حکم اعدام بود… اعدامی لحظه ای مکث کردو بوسه ای برطناب زد!!! دادستان گفت :صبرکنید آقای زندانی این چ کاریست؟ زندانی خنده ای کردوگفت :بیچاره طناب نمیزاره زمین بیفتم، اماآدم ها!! بدجوری زمینم زدن!”
  131. هیچ وقت به کوچه بن بست ناسزانگو» رنج بن بست بودن برای کوچه کافیست!
  132. ” کلی سوال توی بازی زندگی هست اگه نتونی برای سوالاتت جواب پیدا کنی بدون بازنده ای…!”
  133. این روزها هرکی منو میبینه میگه واااای خوشبحالت چقدر لاغر شدی… رمز موفقیتت چی بوده؟ من فقط لبخند میزنم و تو دلم میگم بازیچه شدن
  134. ” آنکه ویران شده از یار مرا میفهمد، آنکه تنها شده بسیار، مرامیفهمد چه بگویم که چنان ازتو فرو ریخته ام که ففط ریزش آوار مرا میفهمد،”
  135. من پذیرفتم شکست خویش را/پندهای عقل دوراندیش را/ من پذیرفتم که عشق افسانه است /این دل درداشنا دیوانه است/ میروم ازرفتن من شاد باش /ازعذاب دیدنم آزادباش/ گرچه تو تنهاترازمن میروی آرزودارم توهم عاشق شوی /آرزو دارم بفهمی درد را/ معنی برخورد های سرد را!
  136. ” ﮔﺎﻫﯽ ﻋﻤﺮ ﺗﻠﻒ ﻣﯿﺸﻮﺩ؛ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﯾﮏ ﺍﺣﺴﺎﺱ…. ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺗﻠﻒ ﻣﯿﺸﻮﺩ؛ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﻋﻤﺮ! ﻭ ﭼﻪ ﻋﺬﺍﺑﯽ ﻣﯿﮑﺸﺪ، ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻫﻢ ﻋﻤﺮﺵ ﺗﻠﻒ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻫﻢ ﺍﺣﺴﺎﺳﺶ.”
  137. ” دلم پر از زخمهایی است که قرار است وقتی بزرگ شدم، فراموششان کنم… آیا از این بزرگتر می شوم؟؟”
  138. ساده بودم…… باختم…..!
  139. ” می گویند: خوش به حالت! از وقتی که رفته حتی خم به ابرو نیاوردی…! نمی دانند بعضی دردها کمر خم می کنند، نه ابرو…!”
  140. تمام عمر دویدم و نرسیدم و با حیرت به کسانی نگاه کردم که ندویدند و رسیدند…. پس ایستادم و شکستم!! لعنت بر این بودن…
  141. دارم شکست میخورم کسی میل ندارد? *!
  142. ” نه حرفی برای گفتن… نه امیدی برای ماندن… نه پایی برای رفتن… نه تمایلی برای دوباره ساختن… تو از اول هم هیچ نداشتی!”
  143. باید زد تو دهنه اونایی که بعد از کلی محبت برگردن بهت بگن “خیلی دوست داشتم اینطوری نشه ولی شد”
  144. حرفی که توی دلت بمونه و هیچوقت نتونی بزنیش حرف نیست؛ درده
  145. ……………………. دور دلم نقطه چین میگذارم…
  146. ” شاید به درد کودکی بخورد که با مدادی به هم برساندشان، و به گوش تو برساند که تو را از دلم پاک نکرده ام…!……………………..”
  147. ” فقط چند قدم مانده بود برسم به تو… اگر این خواب ادامه داشت..”
  148. “باید قمارباز باشی تا بفهمی فرق است بین ‘باختن’ و ‘بد’ باختن…”
  149. خیالت راحت، نفرین هایم نمیگیرد. نفرین باید از ته دل باشد، دل شکسته ته ندارد.
  150. ” ﺧﻮﺑﻢ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺍﺷﮑﻬﺎ ﺭﺍ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺍﻡ ﻏﺼﻬ ﻬﺎ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﻡ ﻧﺒﻮﺩﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺷﻤﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﻡ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺧﺸﻢ، ﻧﻔﺮﺕ، ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺱ…”
  151. ” روزی را یاد دارم که دلم غلط ِ زیادی میکرد و هی بهانه میگرفت دل، قِلِق دارد قلقش هم دستم آمده دیگر دلم را آدم کردم فقط گاهی… نمی دانم چرا گاهی پُر می شود از کینه از نفرت نفرت از یک حس حس مزخرف دوست داشتن”
  152. ” خَسته اَم… خَسته! بآیَد یک به یک آرزوهآیَت بَر بآد برود.. تآ بِدآنی وقتی میگویَم خسته ام یَعنی چه…! ۸۶ گاهی نیاز است دکتر به جای یک مشت قرص… برایت فریاد تجویز کند……”
  153. ” ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺩﻝ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﮑﻨﯽ ﺻﺪﺍﯼ ﺷﮑﺴﺘﻨﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﺴﭙﺎﺭ.. ﺗﺎ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﻨﺪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻧﺰﻧﯽ ﺧﺪﺍﯾﺎ!! ﺑﻪ ﮐﺪﺍﻣﯿﻦ ﮔﻨﺎﻩ….!”
  154. این روزها جای خالی تورا با عروسکی پر میکنم… همانند توست/مرا دوست ندارد/احساسی ندارد/اما هرچه هست دل شکستن بلد نیست…
  155. ” خیال خام پلنگ من به سوی ماه پنجه کشیدن بود و ماه راز بلندایش به روی خاک کشیدن بود چه سرنوشت تلخ غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم تمام عمر قفس می بافت ولی به فکر پریدن بود…”
  156. ﻫﺮﭼﻪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺭﻭ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﻟﻌﻨﺘﯽ ﺍﺳﯿﺮ ﻧﺸﺪ ﺳﯿﺮﺷﺪ!
  157. ” از درد سخن گفتن و از دردشنیدن بامردم بی درد ندانی که چه دردیست…”
  158. ” گاهی حرفها وزن ندارند ریتم ندارند… اهنگ ندارند.. اما خوب گوش کن گاهی حرفها درد دارند”
  159. ” <<همینجوری برای دلم>> دلم””تو””را… فقط وفقط “”تو””را از میان این همه ضمیر میخواهد! همین… و باز هم “”تو””نیستی حالال که باید باشی و این یعنی ته بدبختی””من”” !!!”
  160. ” نگران اشک‌هایم نباش! از لبخندم بترس که معنایش اشک‌های فردای توست…………!”
  161. ” دلم درد میکنه….. انگار خام بود خیالهایی ک به خوردم دادی”
  162. ” میشنوی???? دیگر صدای نفس هایم نمی آید…. به دار کشیده مرا بغض نبودنت….”
  163. ” نشسته ام… بیاد ِ کودکی هایم، دور ِ “غلط“ها، یک خط ِ بسته می کشم! دور ِ تو!”
  164. دلی که شکستی را گچ چاره نکرد ، گل گرفتمش . .
  165. ” تو دور می شوی و من در همین دور می مانم … پشیمان که شدی برنگرد ، لاشه ی یک دل که دیدن ندارد !”
  166. حواست باشد وقتِ رفتن,, همه کسِ یک مرد نباشی‌…
  167. ” بعضیها فقط رهگذرند از همان اول… میآیند که بروند میآیند که نمانند یادت باشد هیچ وقت دل نبندی به بودنشان!!! چون وقتی بروند تو میمانی و دلی که دیگر تا ابد دل نمیشود برایت…..”
  168. ” درد دارد… وقتی با نسیمی برود… کسی که به خاطرش به طوفان زده ای…”
  169. ” هيچ ميداني جاي””عزيزم غصه نخور””هاي تورا ديازپام گرفته است…؟”
  170. ” ميگويند شكستني رفع بلاست… اي دل تحمل كن شايد حكمتيست!”
  171. تنهایم مثل همان مسجد بین راه…. هر که می آید مسافر است.. میشکند.. هم نمازش را هم دلم را
  172. ” یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بربخورد… نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد…. راهی نروم که بیراه باشد…. خطی ننویسم که آزار دهد کسی را… یادم باشد که روز و روزگار خوش است همه چیز روبراه است و خوب تنها… تنها… دل ما دل نیست”
  173. ” شکستن دل، … به شکستن استخوان دنده می‌ماند؛ از بیرون همه‌ چیز رو به‌ راه است، اما ، هر نفس،… درد ا‌ست که می‌کشی و من … چه درد می کشم …”
  174. ” همیشه یه نفر هست که باش درد دل کنی ؛ ولی وای به روزی که همون یه نفر بشه درد دلت !”
  175. ” کــــاش بـرایــم کمـی حرفــــــــ مـی زدی! ایـن روزهـا دلـــم صـدای تـــو را کـم دارد… صــدای پـــای بهــــار شنیــده مـی شـــود امـا دل مـن بهـاری جـداگـانـه مـی خـواهد!”
  176. ” بعضی حرف ها را نباید زد بعضی حرف ها را نباید خورد بیچاره دل چه می کشد میان این زد و خورد !”
  177. یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم…. دل نباشد.
  178. ” هی لعنتی… اون طوریم که تو فکر میکنی نیست.. شاید عاشقت بودم، روزی…..! ولی ببین بی تو هم زنده ام، هم زندگی میکنم… فقط گاهی در این میان، یادت… زهر میکند به کامم زندگی را… همین”
  179. ” فکر کنم به بوی عطر تو حساسیت دارم همین که در ذهنم می پیچد از چشم اشک می آید…”
  180. ” اون نگاهی که گوشه اش یه قطره اشک برق میزنه به اندازه ی تموم حرفای دنیا سنگینه…”
  181. ” این بار که کسی‌ آمد نمیگم برو نمی‌خوام حتی نمیگم کس دیگه یی رو می‌خوام فقط میگم… ببین من شکسته‌ام! خسته ام! فقط یکم آرومم کن…”
  182. ” همیشه باید کسی باشد تا…! “”سه نقطه”” ی آخر حرفهایت را بفهمد!”
  183. ” درد دارد امروز حرفی برای گفتن نداشته باشی باکسی ک تا دیروز تمام حرفهایت را فقط به او میگفتی…!”
  184. گفتی :ما به درد هم نمیخوریم… اما هرگز نفهمیدی من تو را برای دردهایم نمیخواستم…
  185. “انقد نگو همه چیو فراموش کنیم. اینا اگه واسه تو خاطره س واسه من زندگیه… چیو فراموش کنم زندگی کردنو…؟؟؟؟؟”
  186. ” خطش راعوض کرد! من ماندم و””دوستت دارم””هایی که هیچ وقت تحویل داده نشد!”
  187. ” چگونه تکه تکه های سهمم از تو را کنار هم بگذارم؟ چگونه بسازمت؟ آدم ها… فراموش نمیکنند…!!… فقط… دیگر ساکت میشوند… همین….!”
  188. من خاطرت رامیخواستم نه خاطره ات را
  189. نخ داخل شمع ازشمع پرسید :چراوقتى من میسوزم توآب میشى؟ شمع جواب داد :مگه میشه کسى که توقلبمه بسوزه ومن اشک نریزم؟
  190. ” شیشه ای میشکند، یک نفر میپرسد: که چرا شیشه شکست؟ یک نفر میگوید :شاید این رفع بلاست دیگری میپرسد :شیشه پنجره را باد شکست؟ دل من سخت شکست، هیچ کس هیچ نگفت که دلش را چه کسی بود شکست! غصه ام را نشنید از خودم میپرسم: ارزش قلب من از شیشه پنجره هم کمتر بود؟”
  191. کسیکه عشق می‌کارد اشک درو میکند.
  192. ” تلخ ترین حرف :دوستت دارم اما… شیرین ترین حرف:… اما دوستت دارم”
  193. ” بین “”الف”” تا “”ی”” فاصله بسیار است… اما فاصله ی بیشتر بین من “”با”” تو و من “”بی”” تو است… گاهی همین الفبا مرگ و زندگی را تعیین میکنند…”
  194. ” من شکستن نمیدانم ولی هرکس از کنارم گذشت شکستن را خوب بلد بود ؛ دلم را ، عهدش را ، غرورم را ، کمرم را … دلم را با نگاه سردش و کمرم را با رفتنش !”
  195. وقتی با مشت هایت قلب مرا شکستی همه ی فکرم این بود مبادا تکه های شکسته قلبم دستانت را ببرد!
  196. مطمئن باش برو ضربه ات کاری بود دل من سخت شکست و چه زشت به من و سادگی ام خندید به من و عشقی پاک که پر از یادتو بود و خیالم میگفت تا ابد مال تو بود.تو برو.برو تا راحتتر تکه های دل خود را ارام سرهم بندزنم
  197. ” گاهی دلم میخواد خودمو بغل کنم! ببرمش روی تخت، بخوابونمش! ملافه روش بکشم! دس ببرم لای موهاشو نوازشش کنم! حتی براش لالایی بخونم! وسط گریه هاش بگم غصه نخور! درست میشه.. اگرهم نشد ب جهنم! تموم میشه،. بالاخره تموم میشه!!!”
  198. خیلی ازش ناراحتم خیلی دلمو شکونده. چند وقت یه بار حتی یه پیام خشک و خالی نمیده حالمو بپرسه!!! ولی وقتی دلش از همه جا پُره و گرفته میاد پیش من!!! با این حال من بازم قبولش میکنم به نظر شما چرا؟ فکر کنم هنوزم دوسش دارم!!! ای باباااااااا
  199. ” ساعت اتاقم را خوابانده ام… بی کوک، بدون باطری تا حتی هوس یک ثانیه حرکت هم به سرش نزند..! گورِ پدر دقایق! بی تو بودن شمارش نمیخواهد…”
  200. خسته ام…انقدر ک شاید ب اولین دشمن هم برسم در اغوش خوابم ببرد…….
  201. ” بهم گفت منبع نوشته هات کجاست؟ گفتم زیاد دور نیست. یک وجبی بغضم…”
  202. ” خاکستر گفت: آتش را می بخشم ولی تبر را هرگز”
  203. شکسته ام،میفهمی؟
  204. به انتهای بودنم رسیده ام!امااشک نمیریزم!پنهان شده ام پشت لبخندی که خیلی درد دارد…
  205. هرگز نخواهم کوبید!!
  206. بگذار بسته بماند دری که پشتش تو نیستی..!!…
  207. تنها یک خداحافظی بی دلیل ، دل تمام سلام هایم را شکست !
  208. ” مدت هاست دلم احساس سنگینی می کند… مدت هاست یاد گرفته ام گریه نکنم… مدت هاست دلم نتوانسته خودش رو سبک کنه… مدت هاست دیگر در عمق قلبم کسی لانه ندارد… مدت هاست تمام باورم این است که هرچه بود تمام شد، چه خوب چه بد نسیمی بود که وزید و رفت…”
  209. ” به تاوان اینکه شکستند دلم را میشکنم دلها را گناهش پای کسی که دلم راشکست!!”
  210. ” من به هر تحقیری که شدم با صدای بلند خندیدم…. نام مرا گذاشتند “با جنبه”! بی آنکه بدانند؛ خندیدم تا کسی صدای شکسته شدن قلبم را نشنود”
  211. ” میگن قسمت نیست، حکمته…! من معنی قسمت و حکمت رو نمی دونم! اما تو معنی طاقت رو می دونی! مگه نه…؟!”
  212. ” بیا با پنجه راه برویم روی تن این دنیا بگذار خواب بماند نفهمد از قانونش گریخته ایم و دل باخته ایم”
  213. ” در فصل سبز شدن برگ های امید هنوز آرزو هایم در هوای پاییزیشان به سر میبرند. هنوز هم منتظر اندک نسیمی هستند تا فرش شوند زیر پا هایم…! و چه غمگین است صدای خرد شدن آرزو هایم….”
  214. دلم را می شکنی و از آسمان عذر خواهی میکنی؟! این عادلانه نیست…
  215. ” سرخاک من! اونی که بیشتراذیتم کردبیشترگریه میکنه. اونی که حتی نیومدتولدم میادزیرتابوتم اونی که جواب سلامم روندادمیادواسه خدافظی عجب روزیه اون روز حیف که خودم نیستم.”
  216. ” خیلی حرفارو راحت میشه زد اما بعضی حرفارو نمیشه گفت، باید خورد… ولی بعضی حرفارو نه میشه گفت، نه میشه خورد! میمونه سر دل! میشه دلِ تنگ! .. میشه سکوت! میشه بغض… میشه درد… میشه همون وقتی که خودتم نمیدونی چه مرگته…!”
  217. ” به سیم آخر… ساز میزنم امشب…! به کوری چشم دنیا…. که ساز مخالف میزند… با من….!!!!!!”
  218. ” کسی چه میداند؟ شاید روزی بیاید که حال من هم خوب شود. هوا خوب شود… عشق خوب شود و تو خوب من شوی.”
  219. ” این هم از یک عمر مستی کردنم،… سالها شبنم پرستی کردنم،… ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت،… خنده ای بر خاطراتت کردو رفت،… من که گفتم این بهار افسردنیست،… من که گفتم این پرستو رفتنیست،… آه عجب کاری بدستم داد دل هم شکستو هم شکستم داد دل…..؛”
  220. ” شانه هایت ک رفت، سرم افتاد، دلم شکست…”
  221. ” نه که شهامت نداشته باشم که بهش نگم بهش گفتم، هزار بارم بش گفتم “” دوستت دارم “” ولی شهامت کم بود، به قول خودم آدم باید “” لیاقت “”م داشته باشه…”
  222. ” با موجودات عجیبی زندگی میکنیم!!! موجوداتی که تنها با “بی محلی” آدم می شوند…”
  223. ” دنیای دست ها…… از هر دنیایی بی معرفت تر است…. امروز دست هایت را میگیرند…. قصه عادت که شدی…… فردا همان دست ها را برایت تکان میدهند….”
  224. اون نگران خیس شدن پاهایش بود. در ان زمان اب از سر من گذشته بود…!
  225. ” وقتی کسی در کنارت هست، خوب نگاهش کن به تمام جزئیاتش به لبخند بین حرف هایش به سبک ادای کلماتش به شیوه ی راه رفتنش، نشستنش به چشم هاش خیره شو دستهایش را به حافظه ات بسپار گاهی آدم ها انقد سریع میروند، که حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند”
  226. گاهی فکر میکنم بعضی هااا همان بعضی هااا بمانند بهتر است!
  227. ” وقتی رفتی هواست نبود منو شکستی… برنگرد تکّه هامو گم کردم… دیگه هرگز اونی نمیشم که بودم…!!!”
  228. حالم اصلا خوب نیست یک مسکن قوی می‌خواهم بدون تجویز روزگار هم… مرگ می‌دهی؟!
  229. ” تمام تنم می لرزد—- از زخم هایی که خورده ام!!.. من از دست رفته ام… شکسته ام می فهمی؟ به انتهای بودنم رسیده ام اما!… اشک نمی ریزم پنهان شده ام پشت لبخندی که درد می کند”
  230. ” بی تفاوت باش…!!! به جهنم… مگر دریا مُرد از بی بارانی…؟!!!”
  231. ” مقصر خود ماییم عشق را به کسانی ارزانی میکنیم که از زندگی، جز آب و علف روزانه، نه میفهمند, نه میخواهند!”
  232. ” یه نگاه به خط تولید ادم سازیت بنداز. خیلی از این ادما دل ندارن”
  233. ” نه تلخم نه شیرین مزه ی بی تفاوتی میدهم این روزها جنس حالم زیاد مرغوب نیست”
  234. ” می بخشم اما فراموش نمی کنم”
  235. ” سیب را که چیدم در دستم جان داد و گندید فکر کنم، میدانست که دیگر “”حَوّای “” من “”هَوایَش”” در این “”حَوالی”” نیست…”
  236. ” حکم اعدام بود… اعدامی لحظه ای مکث کردو بوسه ای برطناب زد!!! دادستان گفت :صبرکنید آقای زندانی این چ کاریست؟ زندانی خنده ای کردوگفت :بیچاره طناب نمیزاره زمین بیفتم، اماآدم ها!! بدجوری زمینم زدن!”
  237. هیچ وقت به کوچه بن بست ناسزانگو» رنج بن بست بودن برای کوچه کافیست!
  238. ” کلی سوال توی بازی زندگی هست اگه نتونی برای سوالاتت جواب پیدا کنی بدون بازنده ای…!”
  239. این روزها هرکی منو میبینه میگه واااای خوشبحالت چقدر لاغر شدی… رمز موفقیتت چی بوده؟ من فقط لبخند میزنم و تو دلم میگم بازیچه شدن
  240. ” آنکه ویران شده از یار مرا میفهمد، آنکه تنها شده بسیار، مرامیفهمد چه بگویم که چنان ازتو فرو ریخته ام که ففط ریزش آوار مرا میفهمد،”
  241. من پذیرفتم شکست خویش را/پندهای عقل دوراندیش را/ من پذیرفتم که عشق افسانه است /این دل درداشنا دیوانه است/ میروم ازرفتن من شاد باش /ازعذاب دیدنم آزادباش/ گرچه تو تنهاترازمن میروی آرزودارم توهم عاشق شوی /آرزو دارم بفهمی درد را/ معنی برخورد های سرد را!
  242. ” ﮔﺎﻫﯽ ﻋﻤﺮ ﺗﻠﻒ ﻣﯿﺸﻮﺩ؛ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﯾﮏ ﺍﺣﺴﺎﺱ…. ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺗﻠﻒ ﻣﯿﺸﻮﺩ؛ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﻋﻤﺮ! ﻭ ﭼﻪ ﻋﺬﺍﺑﯽ ﻣﯿﮑﺸﺪ، ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻫﻢ ﻋﻤﺮﺵ ﺗﻠﻒ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻫﻢ ﺍﺣﺴﺎﺳﺶ.”
  243. ” دلم پر از زخمهایی است که قرار است وقتی بزرگ شدم، فراموششان کنم… آیا از این بزرگتر می شوم؟؟”
  244. ساده بودم…… باختم…..!
  245. ” می گویند: خوش به حالت! از وقتی که رفته حتی خم به ابرو نیاوردی…! نمی دانند بعضی دردها کمر خم می کنند، نه ابرو…!”
  246. تمام عمر دویدم و نرسیدم و با حیرت به کسانی نگاه کردم که ندویدند و رسیدند…. پس ایستادم و شکستم!! لعنت بر این بودن…
  247. دارم شکست میخورم کسی میل ندارد? *!
  248. ” نه حرفی برای گفتن… نه امیدی برای ماندن… نه پایی برای رفتن… نه تمایلی برای دوباره ساختن… تو از اول هم هیچ نداشتی!”
  249. باید زد تو دهنه اونایی که بعد از کلی محبت برگردن بهت بگن “خیلی دوست داشتم اینطوری نشه ولی شد”
  250. حرفی که توی دلت بمونه و هیچوقت نتونی بزنیش حرف نیست؛ درده
  251. ……………………. دور دلم نقطه چین میگذارم…
  252. ” شاید به درد کودکی بخورد که با مدادی به هم برساندشان، و به گوش تو برساند که تو را از دلم پاک نکرده ام…!……………………..”
  253. ” فقط چند قدم مانده بود برسم به تو… اگر این خواب ادامه داشت..”
  254. “باید قمارباز باشی تا بفهمی فرق است بین ‘باختن’ و ‘بد’ باختن…”
  255. خیالت راحت، نفرین هایم نمیگیرد. نفرین باید از ته دل باشد، دل شکسته ته ندارد.
  256. ” ﺧﻮﺑﻢ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺍﺷﮑﻬﺎ ﺭﺍ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺍﻡ ﻏﺼﻬ ﻬﺎ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﻡ ﻧﺒﻮﺩﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺷﻤﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﻡ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺧﺸﻢ، ﻧﻔﺮﺕ، ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺱ…”
  257. ” روزی را یاد دارم که دلم غلط ِ زیادی میکرد و هی بهانه میگرفت دل، قِلِق دارد قلقش هم دستم آمده دیگر دلم را آدم کردم فقط گاهی… نمی دانم چرا گاهی پُر می شود از کینه از نفرت نفرت از یک حس حس مزخرف دوست داشتن”
  258. ” خَسته اَم… خَسته! بآیَد یک به یک آرزوهآیَت بَر بآد برود.. تآ بِدآنی وقتی میگویَم خسته ام یَعنی چه…! ۸۶ گاهی نیاز است دکتر به جای یک مشت قرص… برایت فریاد تجویز کند……”
  259. ” ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺩﻝ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﮑﻨﯽ ﺻﺪﺍﯼ ﺷﮑﺴﺘﻨﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﺴﭙﺎﺭ.. ﺗﺎ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﻨﺪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻧﺰﻧﯽ ﺧﺪﺍﯾﺎ!! ﺑﻪ ﮐﺪﺍﻣﯿﻦ ﮔﻨﺎﻩ….!”
  260. این روزها جای خالی تورا با عروسکی پر میکنم… همانند توست/مرا دوست ندارد/احساسی ندارد/اما هرچه هست دل شکستن بلد نیست…
  261. ” خیال خام پلنگ من به سوی ماه پنجه کشیدن بود و ماه راز بلندایش به روی خاک کشیدن بود چه سرنوشت تلخ غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم تمام عمر قفس می بافت ولی به فکر پریدن بود…”
  262. ﻫﺮﭼﻪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺭﻭ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﻟﻌﻨﺘﯽ ﺍﺳﯿﺮ ﻧﺸﺪ ﺳﯿﺮﺷﺪ!
  263. ” از درد سخن گفتن و از دردشنیدن بامردم بی درد ندانی که چه دردیست…”
  264. ” گاهی حرفها وزن ندارند ریتم ندارند… اهنگ ندارند.. اما خوب گوش کن گاهی حرفها درد دارند”
  265. ” <<همینجوری برای دلم>> دلم””تو””را… فقط وفقط “”تو””را از میان این همه ضمیر میخواهد! همین… و باز هم “”تو””نیستی حالال که باید باشی و این یعنی ته بدبختی””من”” !!!”
  266. ” نگران اشک‌هایم نباش! از لبخندم بترس که معنایش اشک‌های فردای توست…………!”
  267. ” دلم درد میکنه….. انگار خام بود خیالهایی ک به خوردم دادی”
  268. ” میشنوی???? دیگر صدای نفس هایم نمی آید…. به دار کشیده مرا بغض نبودنت….”
  269. ” نشسته ام… بیاد ِ کودکی هایم، دور ِ “غلط“ها، یک خط ِ بسته می کشم! دور ِ تو!”
  270. دلی که شکستی را گچ چاره نکرد ، گل گرفتمش . .
  271. ” تو دور می شوی و من در همین دور می مانم … پشیمان که شدی برنگرد ، لاشه ی یک دل که دیدن ندارد !”
  272. حواست باشد وقتِ رفتن,, همه کسِ یک مرد نباشی‌…
  273. ” بعضیها فقط رهگذرند از همان اول… میآیند که بروند میآیند که نمانند یادت باشد هیچ وقت دل نبندی به بودنشان!!! چون وقتی بروند تو میمانی و دلی که دیگر تا ابد دل نمیشود برایت…..”
  274. “شنیده بودم پا، قلب دوم است اما!!! باور نداشتم تا آن زمان که فهمیدم وقتی دل ماندن ندارم، پای ماندن هم نیست…”
  275. پشیمان می شوی از رها کردنم همچون کودکی که در شلوغی بازار دست مادرش را…
  276. حال ماهی را دارم که دهان جفتش به قلاب ماهیگیر گیر کرده.
  277. “بغل گرفتمت انگار دوباره خوابه و تکرار باز نبودیو من تکیه دادم به دیوار….”
  278. “مهم نیست که چقدر از آن روزها گذشته است… مهم نیست هرکدام در کجای این دنیا ایستاده ایم… مهم این است باز هم باران که میبارد هرکجا که هستی باز دلم صادقانه هوایت را میکند…”
  279. میخواهم امشب روحت را احضار کنم تا تمام عقده هایم را بگشایم میخواهم انقدر بگویم واشک بریزم که سنگینی تمام ان حرفها که به زبان نیاوردم از روی دلم برداشته شود امشب دیگر میخواهم پایان دهم به این منی که دیگر رنگ تو را تا ابد نخواهد دید تنها با یک شمع!!!!
  280. میزی برای کار.. کاری برای تخت.. تختی برای خواب.. خوابی برای جان.. جانی برای مرگ.. مرگی برای یاد.. یادی برای سنگ…. این بود زندگی…
  281. این روزها من روزه سکوت گرفته ام… آرام گرفته ام تا آرامش آنان که زیرپا له ام کردند خط خطی نشود….
  282. “ﭼﺮﺍ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ؟ ﺗﻮ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﮑﺮﺩﯼ!؟ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺭﻓﺘﯽ ﻣﻦ ﺑﯽ ﺟﻨﺒﻪ ﺑﻮﺩﻡ، ﺳﻮﺧﺘﻢ!”
  283. “گفتی فراموش کردن کار ساده ایست، تو فراموش کن!! من این ساده ها را بلد نیستم…”
  284. “برای بعضیا”تحقیر”شدن کافی نیس باید” تفریق “شن از کل زندگیت!”
  285. دندانپزشک آخرین دندان گرگ را کشید، نگاهی به صورت گرگ انداخت و پوزخندی زد…! گرگ زیر لب گفت :بخند… این است عاقبت گرگی که عاشق گوسفندی شده باشد…!
  286. “میدونی حقیقت چیه :خواستن من وتلخ :نخواستن تو اینه اون حقیقت تلخ…….!!!!”
  287. “اگه میخوای خودتو بکشی…. روزی یه پاکت سیگار بکش… روزی یه شیشه الکل بخور… معتاد شو… آدم بکش… اخرش میمیری… ولی میدونی دردناک ترینش چیه؟ اینکه عاشق کسی بشی که عاشقت نیست…”
  288. “آنقدر سبزی در خاطرم…. که هزاران خزان برگی از یادت را زرد نمی کند”
  289. “در دلم آرزوی آمدنت میمیرد رفته ای اینک، اما آیا باز برمیگردی؟ چه تمنای محالی خنده ام میگیرد!”
  290. برای عشق گریه کن، اماکسی رابه خاطرعشق به گریه کردن ننداز!! باعشق بازی کن، اماهرگزکسی را با عشق بازی نده!!
  291. “زن که باشی عاشق شوی “”چشم سفید””خطابت میکنند….. راست میگویند چشمانم سفید شد به جاده هایی که “”تو””مسافر هیچکدام نبودی…!”
  292. “از وقتی که تو رفتی، آینده هیچ وقت نیامد که هیچ گذشته هم هیچ وقت نگذشت…”
  293. “دوستانم به من می گویند که با گذشت زمان عشق فراموش میشود اما آنها نمی دانند که از آن روز که ترکم کردی زمان نیز متوقف شده است. تمام این روز های من در رویای دیروز می گذرد…”
  294. “آرام بگیر دلم… تنگ نشو برایش….. مگر نشنیدی جمله آخرش را؟ “”چیزی بینمان نبوده”””
  295. “گاهی نرسیدن!! زیباترین پایان یک عاشقانس، بیا به هم نرسیم…”
  296. “این روزا خیلی چیزا دست من نیست… مثلا دست هایش!”
  297. گاهی که دلتنگت میشوم فراموش میکنم که او فقط یک خاطره س!
  298. “برو بدون بدونه تو، دلِ من آروم میگیره خیال نکن یادِ توام، وقتی که بارون میگیره”
  299. “برای خداحافظی نیا، بی خبر برو، میگویند تا ادمها چیزی را با چشمشان نبینند باور نمیکنند”
  300. “چه دنیای ساکتی… دیگر صدای تپش قلبها غوغا نمیکند… بی گمان همه شکسته اند…”
  301. “شنیده بود لذتی در گذشت است… لعنتی،، از من “”گذشت”” و رفت…”
  302. “من و تو از همان روز اول، محکوم به از دست دادن بودیم! تو، همان یک ذره احساست را… و من… تمام زندگی ام را….!”
  303. “گفت :برم؟ گفتم :برو… (اما نگفتم تا ابد… خدایا…. هیچی!!!!)”
  304. “همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت آنچه در خواب نرفت چشم من و یاد تو بود.”
  305. پنجره را محکم می بندم بعد رفتنت نور هم حق ندارد به من نزدیک شود
  306. “ﻣﻦ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﻢ ﻭ ﺗﻮ ﻗﺎﯾﻢ ﺷﺪﯼ.. ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻤﺎﺭﻡ…! ﻭ ﺗﻮ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯿﺸﻮﯼ. ﯾﺎ ﻣﻦ ﺑﺎﺯﯼ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ! ﯾﺎ ﺗﻮ ﺟﺮ ﺯﺩﯼ”
  307. “دینگ… دینگ.. چه سریع ثانیه ها نداشتنت را به رخم میکشند”
  308. “عذاب میکشم ولی عذاب من گناه نیست.. وقتی شکنجه گر تویی شکنجه اشتباه نیست..”
  309. “عشق مثه”” کشی”” میمونه که دو نفر دارن میکشن اگه یکی ولش کنه؛ دردش فقط واسه کسیه که هنوز اونو نگه داشته!”
  310. “از بعد رفتن تو… عمیقا مایلم ماهی باشم… ماهی حافظه اش هشت ثانیه است… بی هیچ خاطره ای…”
  311. “استاد گفت فعل “”رفتن”” را صرف کن…………. “”رفتم، رفتی، رفت”” ساکت شدم………………… خندیدم ولی خنده ام تلخ شد…………. استاد داد زد :خب بقیش؟ گفتم :””رفت، رفت، رفت”””
  312. “یه روزایی، یه ساعتایی، یه لحظه هایی آدم دلش بدجور هوایی میشه! اونوقته که “”فقط”” باید به جای خالی کسی نگاه کنه که دیگه نیست…”
  313. “تلاش برای زنده کردن یک رابطه از دست رفته مثل اینه که بخوای یه چای سردشده رو با ریختن آب جوش گرم کنی نه رنگش مثل اول میشه نه طعمش”
  314. “انکه دائم هوس سوختن ما میکرد ای کاش می امدوازدورتماشامیکرد”
  315. “خسته ام…! خسته ی نبودنت…! خسته ازروزهایی که بی تو شب میشود… و شبهایی که باز هم بی تو میگذرد تا که طلوعی و غروبی دیگربیایند… و باز هم گذر زمانها که بی تو میگذرد.! میگذرد… بازهم میگذرد…”
  316. هوای مردن بیخ گوش من است… همان جایی که روزی رد نفس های تو بود
  317. همه چیز را می توان حاشا کرد, جز عطر آنکه “دوستش داری”…
  318. “دنیای عجیبیست… اینجالبخندها راهم باید زد…”
  319. من هرگز از بیگانه ننالیدم که هرچه بامن کرد آشنا کرد…
  320. “عاقلانه انتخاب کن تا عاشقانه زندگی کنی… چون اگر عاشقانه انتخاب کنی عاجزانه زندگی میکنی..!”
  321. “ما همیشه چیزی را بدست می آوریم که از آن گریزان بوده ایم, هرگاه خیالی در قلب ما بصورت آرزویی در امد, باید برای همیشه با آن وداع کنیم از چیزی متنفر باش تا همان چیز را بدست اوری”
  322. “ای کودکی… ای هفت سالگی… بعد از تو هرچه رفت، در انبوهی از جنون وجهالت رفت.”
  323. مرا به هیچی فروخت ومن هنوز بر سر انم که تازه یک تار مویش را به دنیا ندهم.
  324. رفیقی دارم به نام ابرکه طاقت اشک ریختنم رانداردوهمیشه بجای من اشک میریزدوشروع به باریدن میکند…!
  325. “سکوت توی گوشی تلفن سنگینترین سکوتهاست… نه از دستها کاری ساخته است… نه از چشمها..”
  326. “آدم ها لالت می کنند… بعد هی می پرسند… چرا حرف نمی زنی؟؟! این خنده دارترین نمایشنامه ی دنیاست…!”
  327. حسادت نکن… انکه بعد از تو مرا سخت در “اغوش” میگیرد خاک است….
  328. “لعنت بر تومن چون بخاطرش ((تو)) هستی اما بی ((من))”
  329. “کِنار مے نشینم… آرام میگیرم… و یَواش یَواش خودم را محو میکنم… از ذِهטּ تو… از ذِهטּ خودم… اما تو بگو… با دِلَم… با دِلَت….چِه کُنم؟؟”
  330. غریبه ای با همه غریبه ای آشنا… تنهای تنها… ساکت و آرام مثل سایه یک سایه ی سیاه و این آخر زندگیمه
  331. گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی، دیگر نفسی برای ماندن در کنار او باقی نخواهد ماند!
  332. “کسی که از صدا میگفت به لب مهر سکوتم زد مرا بالای بالا برد ولی سنگ سقوطم زد چه ها گفتند و نشنیدم بدی کردند و بخشیدم ز تیغ گریه اشکم ریخت ولی من باز خندیدم سکوتم حرفها دارد ولی چشم و دهان بستم ببین ای خوب دیروزی کجا بودم؟ کجا هستم؟؟؟”
  333. “دلتنگ روزهایی هستم که معنای خداحافظ این بود :تارسیدی خونه اس بده”
  334. “چرا همه میگویند :چون میگذرد غمی نیست! چرا هیچکس نمیگوید :تا بگذرد درد کمی نیست؟؟!!!!!”
  335. “این روزهای سخت از هر انگشتم یک هنر می بارد! شبها می بافم خیالت را.. روزها می کشم دردهای نبودنت را.. و غروب ها هم، واااای غروب ها میرقصم با ساز دلتنگی هایم..”
  336. “ازم پرسید؟؟؟ اون سیگاره دستت؟ گفتم خب آره! برگشت بم گفت :گفته بودی نمیکشی؟! منم گفتم :خب تو هم گفته بودی “”نمیری””…!”
  337. “حالا که میخواهی بروی لطفا قدمهایت را تندتر بردار دلم را فرستاده ام دنبالِ نخود سیاه…!”
  338. “نبار باران عاشقانه اش نکن بغضم را نترکان خاطرات را زنده نکن من و او دیگر کنار هم نیستیم او زیر چتر دیگری و من خیس خاطراتم”
  339. “چه سخت است تشییع عشق برروی شانه های فراموشی،، وچه سخت سپردن دل به قبرستان جدایی، وقتی میدانی پنجشنبه ای نیست تارهگذری بربی کسی ات فاتحه بخواند…!!”
  340. “داستان غریبیست!!! دستی که داس را برداشت همان دستی بود که گندم کاشت…”
  341. دست سرنوشت را باید قطع کرد او دزد ارزو های من است!!!
  342. “خانه را از نو ساختم… در باغچه گلهایی که تو دوست داری, کاشتم… نام شهر را به اسم تو تغییر دادم… بهار را هم که دوباره اوردم! چند سال گذشته… نمی ایی!!؟!؟”
  343. “یه وقتا هم هست. کار به جایی میرسه. که ادم دیگه صداش در نمیاد… فقط تا دلش میشکنه… چشاش پر اشک میشه…!!”
  344. “مدتی است دلم شکسته از همان جای قبلی…! کاش میشد آخر اسمت نقطه گذاشت تا دیگر شروع نشوی…!”
  345. “نمے دانے، چه دردے دارد! وقتے حالم.. در واژه ها هم نمے گنجد…”
  346. “چه سخت است تشییع عشق برروی شانه های فراموشی،، وچه سخت سپردن دل به قبرستان جدایی، وقتی میدانی پنجشنبه ای نیست تارهگذری بربی کسی ات فاتحه بخواند…!!”
  347. اشتباهم این بود که با دیدن اولین “دل” حکم کردم…
  348. “سقف آرزوهای ما… کف آرزوهای دیگری ست… دنیا به طور ناجوانمردانه ایی آپارتمان است…!”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 3 =