تنهایی

تنهایی

  1. ” خواهشی دارم… تو در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نذار…”
  2. ” تنهایی یعنی : ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است ، اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران است !”
  3. در نهان به آنانی دل می بندیم که دوستمان ندارند و در آشکار از آنانی که دوستمان دارند غافلیم، شاید این است دلیل تنهایی مان..
  4. ” امشب باز هم پستچي پير محله ما نيامد! يا بايد محله مان را عوض كنيم يا پستچي را تو هر روز برايم نامه مينويسي…مگه نه…؟”
  5. ” دستهايت را زير تنهايي ام ستون كن! من از آوارگي بي تو بودن ميترسم”
  6. ” به فكر گرفتن دستان مني ، بي آنكه بداني كه اين دلم است كه تنها مانده ، دستانم دو تايند!”
  7. ” آنقدر””تنهايم””كه كسي نيست صندلي را از زير چوبه ي دارم بكشد…!”
  8. ” آنان كه بودنت را قدر نميدانند… رفتنت را نامردي ميخوانند”
  9. ” قدم زدن در پياده رو جاي خالي تورا به رخم ميكشد! براي همين هميشه دوست داشتم روي جدولها راه بروم!!!”
  10. ” اسكناس مچاله ي توي دستمو سمت راننده تاكسي گرفتم،گفت:يه نفري؟ آهسته گفتم:خيلي وقته…”
  11. ” یه وقتا حس آخرین بیسکویت مونده تو بسته ساقه طلایی رو دارم! تنها و شکسته…”
  12. ” تنهاییم از آنجا شروع شد که میان این همه””بود”” منتظر یکی بودم که”” نبود”””
  13. ” دلم تنهای تنهاست دیگه از همه سیره ولی با همه درداش برای تو میمیره…”
  14. ” آدم ها … ، باهــــــم ها و بی هـــــم ها … زوج و فــــرد … و منـی که انگــــار با پـــلاک تـــنهــــائی … هیچ راهی به محدوده ی زوج و فرد نـدارم…!”
  15. ” بـی تو تنهـاییـم را پک می زنم تـا ریـه هایـم زنـدگـی را کـم بیـاورد و شـرعـی ترین خودکـشـی را تجـربـه کنـم !!”
  16. ” تنهایی ام را با کسی قسمت نخواهم کرد یک بار قسمت کردم ، چندین برابر شد . . .”
  17. ” نبودن هیچ کس سخت نیست فراموش کردن یک بودن سخت است…”
  18. ” باید بدجنس باشی تا عاشقت باشن ! باید خیانت کنی تا دیوونه ات باشن ! باید دروغ بگی تا همیشه تو فکرت باشن ! باید هی رنگ عوض کنی تا دوسِت داشته باشن ! اگه ساده ای ! گه باوفایی ! اگه یک رنگی ! همیشه تنهایی . . .”
  19. ” بخوان مرا خط به خط معنایم کن واژه به واژه ، حرف به حرف تمام بغض هایم ، اشک هایم ، نگفته هایم را مرهم باش . . . که من از برم این قصه ی تنهایی را”
  20. از تنهایی گریزی نیست ، بگذار آغوشم برای همیشه یخ بزند . نمیخواهم کسی شال گردن اضافی اش را دور گردن آدم برفی احساسم بیاندازد . . .
  21. تو زندگی به هیچ چیز زیاد اعتماد نکن حتی سایه ات ، که جاهای تاریک تنهات می ذاره . .
  22. این روزها برای تنها شدن، کافیست صادق باشی . . .
  23. ” این که می نویسم نامه نیست خیال است کاش به انتهای سطرها که می رسم تو لااقل خیال نباشی بیایی!”
  24. چه قدر خوبه یه نفر باشه که وقتی بش فکر می کنی یادت بره اتاقت چه قدر سرده !
  25. کوه ها با همند و تنهایند ، همچو ما با همان تنهایان !
  26. اموخته ام کسی که یادم نکرد یادش نکنم شاید او تنهاتر از من باشد
  27. انگشتانت را به قرض بده….برای شمردن لحظات نبودنت کم اورده ام..
  28. “دلم میخواست یکی رو داشتم… بعضی وقتا که مردم خستم میکردن… میومد کنارمو دستاش رو میگذاشت دو طرف صورتم زل میزد تو چشام میگفت :»ببین! تو من رو داری!! «”
  29. ” بعضی دکمه های کیبورد شل شده اند بس که استفاده شده اند!!! دکمه های :ک ا ش ب و د ی…”
  30. ” خداحافظی ات ” عجب خرابه ای به بار آورده! نگاه کن… مدت هاست در تلاشند! مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند…
  31. ادم است دیگر… هرچقدر هم قوی ومستقل باشد گاهی دلش میخواهد به یکی تکیه کند, گاهی دلش بک اغوش بی دغدغه میخواهد, گاهی یکی دلتنگش شود عزیزم صدایش بزند, آدم است دیگر…..
  32. ” تنها که باشی گاهی آرزو می کنی یک نفر اسمت را صدا کند، حتی اشتباهی.”
  33. ” هیچی بدتر از این نیست که گوشی رو از جیبت در بیاری و ببنی نه اس و نه میس هیچ هیچ من همیشه سرشار این از این تنهایی هستم”
  34. ” کاش می فهمیدی برای این که تنهایم تو را نمیخواهم؛ برعکس… برای این که میخواهمت؛ تنهایم…!!!”
  35. ” حکایت تلخیست…. مانده ام برای تو… رفته ای برای دیگری…”
  36. حکایت من، حکایت کسی است که عاشق دریا بود، اما قایق نداشت؛ دلباخته ی سفر بود، اما همسفر نداشت؛ حکایت کسی است که زجر کشید، اما بیوفانبود. زخم داشت، ولی ناله ای نکرد؛ نفس میکشید اما همنفس نداشت. خندید اما غمش را کسی نفهمید
  37. ” زیبایی ات از آن دیگران همین سردی همین تنهایی را ترجیح میدهم به بودنت تنهاییم از ناتوانی نیست همیشه هستند کسانی که آدم را هرزه کنند…. و دوستت دارم هایشان بوی گند نیاز بدهد”
  38. ” همیشه نمی شود زد به بی خیالی و گفت: تنها آمده ام؛ تنها می روم… یک وقت هایی! شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای؛ کم می آوری… دل وامانده ات یک نفر را می خواهد”
  39. ” “سـرد اسـت و مـن تـنهایـم” چـه جمـلـه ای ! پــــُر از کـلیـشه… پـــُـر از تـهـوع… جـای ِ گـرمی نـشستـه ای و می خـوانـی : “ســرد اسـت”… یـخ نمـی کنـی… حـس نـمی کنـی… کـه مـن بـرای ِ نـوشتـن ِ همیـن دو کلمـه چـه سرمایـی را گـذرانـدم…”
  40. ” گاهی وقت ها، انعکاس صدایت درون قلبم میپیچد، نا خود آگاه بر میگردم و جز تنهایی چیزی نمی بینم”
  41. خدایا هیچکس رو انقدر تنها نکن که به هر بی لیاقتی بگه.عشقم
  42. ” کافیست کسی اسمم را صدا بزند بعد از اسمم ویرگول بگذارد! کمی مکث کند و بگوید :خوبی؟ آن وقت هیچ نمی گویم، فقط از گریه منفجر می شوم!”
  43. گاهی هیچکس را نداشته باشی بهتر است… داشتن بعضی ها تنهاترت می کند
  44. گلهای افتابگردان در روز های ابری سرگردانند مثل تمام روز های من بی تو….
  45. ” کجاست بگو… اونکه برات میمرده کو…… تنها شدی… باز تف سربالا شدی…… هی روزگار.. … برفی….”
  46. ﺗﻨﻬﺎﻳﻲرابلندترین شاخه درخت خوب میفهمد انگارهرچه بزرگترمیشویم تنهاتر میشویم; براستی خدا ازبزرگی تنهاست یا ازتنهایى بزرگ. ‎ ‎
  47. ” •. ♥آدم بعضی وقا باید به خودش یه سیلی بزنه و بگه: احمق نمیخوادت انقد خودتو کوچیک نکن…! ♥. •”
  48. مدتهاست نه به امدن کسی دلخوشم نه ازرفتن کسی دلگیر.. بی کسی هم عالمی دارد….
  49. ” ” خداحافظی ات ” عجب خرابه ای به بار آورده! نگاه کن… مدت هاست در تلاشند! مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند…”
  50. من نه عاشقم، و نه محتاج نگاهی که بلغزد برمن، من خودم هستم و یک حس غریبی که به صد عشق و هوس می ارزد…
  51. ” روزها از پی هم میگذرند ومن… هم چنان در حصار تن خویش طلوع و غروب آفتاب را می شمارم آیا کسی نیست تن خسته ام را با خود ببرد؟؟؟؟؟”
  52. ” هراسی از تنهایی نیست! بگذار اغوشم برای همیشه یخ بزند. نمیخواهم کسی شال گردن اضافیش را دور گردن ادم برفی احساسم بیندازد….. به فکر نوازش دست های منی! بی انکه بدانی دلم است که تنها مانده دست هایم دوتایند!!!!!!!”
  53. ” سخته بگی سخته و کسی نباشه بگه چرا؟ چته؟ چی سخته؟ نترس من هستم سخته سختیاتو تنهایی به دوش بکشی”
  54. ” هی! کافه چی! میزهایت را تکنفره کن! نمی بینی همه تنهاییم!”
  55. ” عادت نکرده ام هنوز… خیال می کنم روزی باز میگردی آرام از پشت سر می آیی مرا که به انتهای خیابان خیره شده ام با نام کوچک صدا می زنی و عمر تنهاییم به پایان می رسد…”
  56. ” من… تو… هه… زیاد تلاش نکن… این ۲ هیچگاه دیگر ما نمی شوند…”
  57. ” خیلی حالش خراب بود از زمین و زمان بریده بود رفتم تو زندگیش… خیلی طول نکشید که حالش خوب شد؛ تشکر کرد و رفت…”
  58. ” خسته از تمام جهان به خانه برمی گردی در را که باز می کنی چراغ را که خودت روشن می کنی یعنی تنهایی…”
  59. ” وقتی دلیل “” خواب “” فرار از “”بیداری”” باشد یعنی تمام شده ای… تمام…”
  60. ” قندان خانه را پر کرده ام از حرفهایت… تو که میدانی من چای تلخ دوست ندارم…! هوس فنجانی دیگر کرده ام… کمی بیشتر بمان….”
  61. سایه ام امشب زتنهایی مراهمراه نیست؛ گردراین خلوت بمیرم هیچ کس آگاه نیست؛ من دراین دنیابجزسایه ندارم همدمی؛ این رفیق نیمه راهم گاه هست وگاه نیست.
  62. ” به همان قدر که چشم تو پر از زیباییست بی تو دنیای من ای دوست پر از تنهاییست”
  63. ” تنهایی تقدیر من نیست………… ترجیح منه”
  64. ” چه دلگیر است هم جمعه باشد! هم ابر باشد! هم باران باشد! هم خیابان خیس باشد! اما… نه تو باشی! نه دستی برای فشردن! نه پایی یرای قدم زدن! نه نگاهی برای زل زدن!”
  65. ” یکی می آید؛ یکی می رود این قانون بقای زندگی ست اما؛ تو که رفتتی؛ هیچ کس نیامد انگار؛ قانون بقا هم، پوچ است؛ وقتی تو نیستی.”
  66. ” انسان های بزرگ احتیاج به تنهایی دارن… اگه تنهات گذاشت بدون که اونم قبول کرده بزرگی و فهمیده که درحدتو نیست.”
  67. ” چقدر تازگی دارد برایم روزهایی که به امید امدن کسی دلخوش نیستم وشب هایی که از نیامدنش دلگیر نمیشوم بی کسی هم عالمی دارد”
  68. ” تنهایم…… اما دلتنگ آغوشی نیستم خسته ام…… ولی به تکیه گاه نمی اندیشم چشمهایم تر هستند وقرمز ولی رازی ندارم چون مدتهاست دیگر کسی را خیلی دوست ندارم…..”
  69. ” درد مرا انتخاب کرد من، تو را تو، رفتن را آسوده برو! دلواپس نباش من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم”
  70. ” آسمان هم باشی… بغلت خواهم کرد! فکر گستردگی واژه مباش؛ همه در گوشه تنهائی من جا دارند…”
  71. ” ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎﺷﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﮐﻨﯽ ﺑﮕﻮﯾﯽ ﺳﻼﻡ ﻣﯽ ﺁﯾﯽ ﻗﺪﻡ ﺑﺰﻧﯿﻢ؟ ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ… ﺁﺩﻡ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼِ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ندارد!..”
  72. ” دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده تنها مدارا میکنی دنیا عجب جایی شده هرشب تو رویای خودم اغوشتو تن میکنم اینده این خونه رو با شمع روشن میکنم”
  73. ” در تنهاترین لحضه های تنهاییم تو را در تنهاترین اتاق دنیای تنهایی ها یافتم با تو از تنهایی هایم گفتم با من از تنهایی هایت گفتی بی آنکه بدانیم دیگر در تنهاترین اتاق دنیای تنهایی ها تنها نیستیم”
  74. از تنهایی خود لذت ببر تا دیگران نتوانند از بازی دادن تو لذت ببرند…
  75. ” ﻣﺸﺘﺮﮎ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ، ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺍﺯ ﻃﻌﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﺁﻥ ﺻﺪﺍﯼ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ! ﺑﺎﻭﺭ کن ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﮕﻮﯾﯽ که “”ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ” ﺁﺭﺍﻣﺘﺮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﯽ ﺁﯾﻢ…”
  76. ” دل آدم گاهی چه گرم می شود به یک””دلخوشی کوچک”” به یک””هستم”” به یک””کجایی؟ “” به یک””خوبی؟ “” به یک””حضور”” به یک””سلام”””
  77. ” وقتی به روح احترام می گذاری، احساس سربلندی می کند… آنوقت دیگر از تنهایی به دیگران پناه نمی برد! و اگر قرار است انتخاب کند… کمتر به اشتباه اعتماد می کند… یادت باشد… عزت نفس غوغا می کند”
  78. هیچکس با من در این دنیا نبود/هیچکس مانند من تنها نبود/هیچکس دردی ز دردم برنداشت/بلکه دردی بر سر دردم گذاشت/هیچکس آن یار دلخواهم نشد/هیچکس دمساز همراهم نشد/هیچکس جز من چنین مجنون نبود/در کلاس عاشقی دلخون نبود/هیچکس فکر مرا باور نکرد/خطی از شعر مرا معنا نکرد
  79. این فقط تو نیستی که تنهایی ما یک *جمعیتیم* که همه *تنهاییم* خنده دار است؟؟ نه؟؟ برای کوتاه کردن فاصله ها اولین قدم را *تو* بردار…
  80. ” عشق تو شوخی زیبایی بود که خدا با دل من کرد… زیبا بود… ولی شوخی بود… و حالا… تو بی تقصیری… خدای تو هم بی تقصیر است من تاوان اشتباه خود را پس میدهم… تمام این تنهایی… تاوان””جدی گرفتن آن شوخی”” است…”
  81. ” میدونی کِی فهمیدم خیلی تنها شدم؟؟ موقعی که با دوستام نشسته بودم و همه با گوشی هاشون تو دستشون مشغول بودند و من تنها با فنجان بازی میکردم… ◄هرگز نفهمیدم فراموش کردن دَرد داشت یا فراموش شُدن… به هر حال دارَم فراموش میکنم… “”فراموش شُدنم را”
  82. ” در امتداد نگاه تو… لحظه های انتظار شکسته می شود… و بغض تنهایی من… مغلوب وجود تو می شود… و باز هم سه نقطه های بی پایان من..”
  83. “مدتهاست… نه به آمدن کسی دلخوشم، نه از رفتن کسی دلگیر؛ بی کسی هم عالمی دارد”
  84. قــاصدک هــم به مــا رسیــد ، خــبرش یــادش رفــت ….
  85. “دخترک رفت ولی زیر لب این رامیگفت: “اویقینا پی معشوق خودش می آید! ” پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود: “مطمئناکه پشیمان شده برمیگردد! ” عشق قربانى مظلوم “غرور”است هنوز…”
  86. ” تنهایے یعنے :بیטּ آבمآیے بآشے؛ کہ میگטּ בوستت בآرטּ! وَلے…. کِنار בلتنگیآت نیستَטּ…”
  87. ” خواهشی دارم… تو در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نذار…”
  88. ” تنهایی یعنی : ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است ، اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران است !”
  89. در نهان به آنانی دل می بندیم که دوستمان ندارند و در آشکار از آنانی که دوستمان دارند غافلیم، شاید این است دلیل تنهایی مان..
  90. ” امشب باز هم پستچي پير محله ما نيامد! يا بايد محله مان را عوض كنيم يا پستچي را تو هر روز برايم نامه مينويسي…مگه نه…؟”
  91. ” دستهايت را زير تنهايي ام ستون كن! من از آوارگي بي تو بودن ميترسم”
  92. ” به فكر گرفتن دستان مني ، بي آنكه بداني كه اين دلم است كه تنها مانده ، دستانم دو تايند!”
  93. ” آنقدر””تنهايم””كه كسي نيست صندلي را از زير چوبه ي دارم بكشد…!”
  94. ” آنان كه بودنت را قدر نميدانند… رفتنت را نامردي ميخوانند”
  95. ” قدم زدن در پياده رو جاي خالي تورا به رخم ميكشد! براي همين هميشه دوست داشتم روي جدولها راه بروم!!!”
  96. ” اسكناس مچاله ي توي دستمو سمت راننده تاكسي گرفتم،گفت:يه نفري؟ آهسته گفتم:خيلي وقته…”
  97. ” یه وقتا حس آخرین بیسکویت مونده تو بسته ساقه طلایی رو دارم! تنها و شکسته…”
  98. ” تنهاییم از آنجا شروع شد که میان این همه””بود”” منتظر یکی بودم که”” نبود”””
  99. ” دلم تنهای تنهاست دیگه از همه سیره ولی با همه درداش برای تو میمیره…”
  100. ” آدم ها … ، باهــــــم ها و بی هـــــم ها … زوج و فــــرد … و منـی که انگــــار با پـــلاک تـــنهــــائی … هیچ راهی به محدوده ی زوج و فرد نـدارم…!”
  101. ” بـی تو تنهـاییـم را پک می زنم تـا ریـه هایـم زنـدگـی را کـم بیـاورد و شـرعـی ترین خودکـشـی را تجـربـه کنـم !!”
  102. ” تنهایی ام را با کسی قسمت نخواهم کرد یک بار قسمت کردم ، چندین برابر شد . . .”
  103. ” نبودن هیچ کس سخت نیست فراموش کردن یک بودن سخت است…”
  104. ” باید بدجنس باشی تا عاشقت باشن ! باید خیانت کنی تا دیوونه ات باشن ! باید دروغ بگی تا همیشه تو فکرت باشن ! باید هی رنگ عوض کنی تا دوسِت داشته باشن ! اگه ساده ای ! گه باوفایی ! اگه یک رنگی ! همیشه تنهایی . . .”
  105. ” بخوان مرا خط به خط معنایم کن واژه به واژه ، حرف به حرف تمام بغض هایم ، اشک هایم ، نگفته هایم را مرهم باش . . . که من از برم این قصه ی تنهایی را”
  106. از تنهایی گریزی نیست ، بگذار آغوشم برای همیشه یخ بزند . نمیخواهم کسی شال گردن اضافی اش را دور گردن آدم برفی احساسم بیاندازد . . .
  107. تو زندگی به هیچ چیز زیاد اعتماد نکن حتی سایه ات ، که جاهای تاریک تنهات می ذاره . .
  108. این روزها برای تنها شدن، کافیست صادق باشی . . .
  109. ” این که می نویسم نامه نیست خیال است کاش به انتهای سطرها که می رسم تو لااقل خیال نباشی بیایی!”
  110. چه قدر خوبه یه نفر باشه که وقتی بش فکر می کنی یادت بره اتاقت چه قدر سرده !
  111. کوه ها با همند و تنهایند ، همچو ما با همان تنهایان !
  112. اموخته ام کسی که یادم نکرد یادش نکنم شاید او تنهاتر از من باشد
  113. انگشتانت را به قرض بده….برای شمردن لحظات نبودنت کم اورده ام..
  114. “دلم میخواست یکی رو داشتم… بعضی وقتا که مردم خستم میکردن… میومد کنارمو دستاش رو میگذاشت دو طرف صورتم زل میزد تو چشام میگفت :»ببین! تو من رو داری!! «”
  115. ” بعضی دکمه های کیبورد شل شده اند بس که استفاده شده اند!!! دکمه های :ک ا ش ب و د ی…”
  116. ” خداحافظی ات ” عجب خرابه ای به بار آورده! نگاه کن… مدت هاست در تلاشند! مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند…
  117. ادم است دیگر… هرچقدر هم قوی ومستقل باشد گاهی دلش میخواهد به یکی تکیه کند, گاهی دلش بک اغوش بی دغدغه میخواهد, گاهی یکی دلتنگش شود عزیزم صدایش بزند, آدم است دیگر…..
  118. ” تنها که باشی گاهی آرزو می کنی یک نفر اسمت را صدا کند، حتی اشتباهی.”
  119. ” هیچی بدتر از این نیست که گوشی رو از جیبت در بیاری و ببنی نه اس و نه میس هیچ هیچ من همیشه سرشار این از این تنهایی هستم”
  120. ” کاش می فهمیدی برای این که تنهایم تو را نمیخواهم؛ برعکس… برای این که میخواهمت؛ تنهایم…!!!”
  121. ” حکایت تلخیست…. مانده ام برای تو… رفته ای برای دیگری…”
  122. حکایت من، حکایت کسی است که عاشق دریا بود، اما قایق نداشت؛ دلباخته ی سفر بود، اما همسفر نداشت؛ حکایت کسی است که زجر کشید، اما بیوفانبود. زخم داشت، ولی ناله ای نکرد؛ نفس میکشید اما همنفس نداشت. خندید اما غمش را کسی نفهمید
  123. ” زیبایی ات از آن دیگران همین سردی همین تنهایی را ترجیح میدهم به بودنت تنهاییم از ناتوانی نیست همیشه هستند کسانی که آدم را هرزه کنند…. و دوستت دارم هایشان بوی گند نیاز بدهد”
  124. ” همیشه نمی شود زد به بی خیالی و گفت: تنها آمده ام؛ تنها می روم… یک وقت هایی! شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای؛ کم می آوری… دل وامانده ات یک نفر را می خواهد”
  125. ” “سـرد اسـت و مـن تـنهایـم” چـه جمـلـه ای ! پــــُر از کـلیـشه… پـــُـر از تـهـوع… جـای ِ گـرمی نـشستـه ای و می خـوانـی : “ســرد اسـت”… یـخ نمـی کنـی… حـس نـمی کنـی… کـه مـن بـرای ِ نـوشتـن ِ همیـن دو کلمـه چـه سرمایـی را گـذرانـدم…”
  126. ” گاهی وقت ها، انعکاس صدایت درون قلبم میپیچد، نا خود آگاه بر میگردم و جز تنهایی چیزی نمی بینم”
  127. خدایا هیچکس رو انقدر تنها نکن که به هر بی لیاقتی بگه.عشقم
  128. ” کافیست کسی اسمم را صدا بزند بعد از اسمم ویرگول بگذارد! کمی مکث کند و بگوید :خوبی؟ آن وقت هیچ نمی گویم، فقط از گریه منفجر می شوم!”
  129. گاهی هیچکس را نداشته باشی بهتر است… داشتن بعضی ها تنهاترت می کند
  130. گلهای افتابگردان در روز های ابری سرگردانند مثل تمام روز های من بی تو….
  131. ” کجاست بگو… اونکه برات میمرده کو…… تنها شدی… باز تف سربالا شدی…… هی روزگار.. … برفی….”
  132. ﺗﻨﻬﺎﻳﻲرابلندترین شاخه درخت خوب میفهمد انگارهرچه بزرگترمیشویم تنهاتر میشویم; براستی خدا ازبزرگی تنهاست یا ازتنهایى بزرگ. ‎ ‎
  133. ” •. ♥آدم بعضی وقا باید به خودش یه سیلی بزنه و بگه: احمق نمیخوادت انقد خودتو کوچیک نکن…! ♥. •”
  134. مدتهاست نه به امدن کسی دلخوشم نه ازرفتن کسی دلگیر.. بی کسی هم عالمی دارد….
  135. ” ” خداحافظی ات ” عجب خرابه ای به بار آورده! نگاه کن… مدت هاست در تلاشند! مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند…”
  136. من نه عاشقم، و نه محتاج نگاهی که بلغزد برمن، من خودم هستم و یک حس غریبی که به صد عشق و هوس می ارزد…
  137. ” روزها از پی هم میگذرند ومن… هم چنان در حصار تن خویش طلوع و غروب آفتاب را می شمارم آیا کسی نیست تن خسته ام را با خود ببرد؟؟؟؟؟”
  138. ” هراسی از تنهایی نیست! بگذار اغوشم برای همیشه یخ بزند. نمیخواهم کسی شال گردن اضافیش را دور گردن ادم برفی احساسم بیندازد….. به فکر نوازش دست های منی! بی انکه بدانی دلم است که تنها مانده دست هایم دوتایند!!!!!!!”
  139. ” سخته بگی سخته و کسی نباشه بگه چرا؟ چته؟ چی سخته؟ نترس من هستم سخته سختیاتو تنهایی به دوش بکشی”
  140. ” هی! کافه چی! میزهایت را تکنفره کن! نمی بینی همه تنهاییم!”
  141. ” عادت نکرده ام هنوز… خیال می کنم روزی باز میگردی آرام از پشت سر می آیی مرا که به انتهای خیابان خیره شده ام با نام کوچک صدا می زنی و عمر تنهاییم به پایان می رسد…”
  142. ” من… تو… هه… زیاد تلاش نکن… این ۲ هیچگاه دیگر ما نمی شوند…”
  143. ” خیلی حالش خراب بود از زمین و زمان بریده بود رفتم تو زندگیش… خیلی طول نکشید که حالش خوب شد؛ تشکر کرد و رفت…”
  144. ” خسته از تمام جهان به خانه برمی گردی در را که باز می کنی چراغ را که خودت روشن می کنی یعنی تنهایی…”
  145. ” وقتی دلیل “” خواب “” فرار از “”بیداری”” باشد یعنی تمام شده ای… تمام…”
  146. ” قندان خانه را پر کرده ام از حرفهایت… تو که میدانی من چای تلخ دوست ندارم…! هوس فنجانی دیگر کرده ام… کمی بیشتر بمان….”
  147. سایه ام امشب زتنهایی مراهمراه نیست؛ گردراین خلوت بمیرم هیچ کس آگاه نیست؛ من دراین دنیابجزسایه ندارم همدمی؛ این رفیق نیمه راهم گاه هست وگاه نیست.
  148. ” به همان قدر که چشم تو پر از زیباییست بی تو دنیای من ای دوست پر از تنهاییست”
  149. ” تنهایی تقدیر من نیست………… ترجیح منه”
  150. ” چه دلگیر است هم جمعه باشد! هم ابر باشد! هم باران باشد! هم خیابان خیس باشد! اما… نه تو باشی! نه دستی برای فشردن! نه پایی یرای قدم زدن! نه نگاهی برای زل زدن!”
  151. ” یکی می آید؛ یکی می رود این قانون بقای زندگی ست اما؛ تو که رفتتی؛ هیچ کس نیامد انگار؛ قانون بقا هم، پوچ است؛ وقتی تو نیستی.”
  152. ” انسان های بزرگ احتیاج به تنهایی دارن… اگه تنهات گذاشت بدون که اونم قبول کرده بزرگی و فهمیده که درحدتو نیست.”
  153. ” چقدر تازگی دارد برایم روزهایی که به امید امدن کسی دلخوش نیستم وشب هایی که از نیامدنش دلگیر نمیشوم بی کسی هم عالمی دارد”
  154. ” تنهایم…… اما دلتنگ آغوشی نیستم خسته ام…… ولی به تکیه گاه نمی اندیشم چشمهایم تر هستند وقرمز ولی رازی ندارم چون مدتهاست دیگر کسی را خیلی دوست ندارم…..”
  155. ” درد مرا انتخاب کرد من، تو را تو، رفتن را آسوده برو! دلواپس نباش من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم”
  156. ” آسمان هم باشی… بغلت خواهم کرد! فکر گستردگی واژه مباش؛ همه در گوشه تنهائی من جا دارند…”
  157. ” ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎﺷﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﮐﻨﯽ ﺑﮕﻮﯾﯽ ﺳﻼﻡ ﻣﯽ ﺁﯾﯽ ﻗﺪﻡ ﺑﺰﻧﯿﻢ؟ ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ… ﺁﺩﻡ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼِ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ندارد!..”
  158. ” دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده تنها مدارا میکنی دنیا عجب جایی شده هرشب تو رویای خودم اغوشتو تن میکنم اینده این خونه رو با شمع روشن میکنم”
  159. ” در تنهاترین لحضه های تنهاییم تو را در تنهاترین اتاق دنیای تنهایی ها یافتم با تو از تنهایی هایم گفتم با من از تنهایی هایت گفتی بی آنکه بدانیم دیگر در تنهاترین اتاق دنیای تنهایی ها تنها نیستیم”
  160. از تنهایی خود لذت ببر تا دیگران نتوانند از بازی دادن تو لذت ببرند…
  161. ” ﻣﺸﺘﺮﮎ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ، ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺍﺯ ﻃﻌﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﺁﻥ ﺻﺪﺍﯼ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ! ﺑﺎﻭﺭ کن ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﮕﻮﯾﯽ که “”ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ” ﺁﺭﺍﻣﺘﺮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﯽ ﺁﯾﻢ…”
  162. ” دل آدم گاهی چه گرم می شود به یک””دلخوشی کوچک”” به یک””هستم”” به یک””کجایی؟ “” به یک””خوبی؟ “” به یک””حضور”” به یک””سلام”””
  163. ” وقتی به روح احترام می گذاری، احساس سربلندی می کند… آنوقت دیگر از تنهایی به دیگران پناه نمی برد! و اگر قرار است انتخاب کند… کمتر به اشتباه اعتماد می کند… یادت باشد… عزت نفس غوغا می کند”
  164. هیچکس با من در این دنیا نبود/هیچکس مانند من تنها نبود/هیچکس دردی ز دردم برنداشت/بلکه دردی بر سر دردم گذاشت/هیچکس آن یار دلخواهم نشد/هیچکس دمساز همراهم نشد/هیچکس جز من چنین مجنون نبود/در کلاس عاشقی دلخون نبود/هیچکس فکر مرا باور نکرد/خطی از شعر مرا معنا نکرد
  165. این فقط تو نیستی که تنهایی ما یک *جمعیتیم* که همه *تنهاییم* خنده دار است؟؟ نه؟؟ برای کوتاه کردن فاصله ها اولین قدم را *تو* بردار…
  166. ” عشق تو شوخی زیبایی بود که خدا با دل من کرد… زیبا بود… ولی شوخی بود… و حالا… تو بی تقصیری… خدای تو هم بی تقصیر است من تاوان اشتباه خود را پس میدهم… تمام این تنهایی… تاوان””جدی گرفتن آن شوخی”” است…”
  167. ” میدونی کِی فهمیدم خیلی تنها شدم؟؟ موقعی که با دوستام نشسته بودم و همه با گوشی هاشون تو دستشون مشغول بودند و من تنها با فنجان بازی میکردم… ◄هرگز نفهمیدم فراموش کردن دَرد داشت یا فراموش شُدن… به هر حال دارَم فراموش میکنم… “”فراموش شُدنم را”
  168. ” در امتداد نگاه تو… لحظه های انتظار شکسته می شود… و بغض تنهایی من… مغلوب وجود تو می شود… و باز هم سه نقطه های بی پایان من..”
  169. “مدتهاست… نه به آمدن کسی دلخوشم، نه از رفتن کسی دلگیر؛ بی کسی هم عالمی دارد”
  170. قــاصدک هــم به مــا رسیــد ، خــبرش یــادش رفــت ….
  171. “دخترک رفت ولی زیر لب این رامیگفت: “اویقینا پی معشوق خودش می آید! ” پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود: “مطمئناکه پشیمان شده برمیگردد! ” عشق قربانى مظلوم “غرور”است هنوز…”
  172. ” تنهایے یعنے :بیטּ آבمآیے بآشے؛ کہ میگטּ בوستت בآرטּ! وَلے…. کِنار בلتنگیآت نیستَטּ…”
  173. “نخند لبخندهایت حال مرا خوب نمیکند درد دارد وقتی اشکهایم را تو پاک نمیکنی… حتی از گریه کردن هم بیزار میشوم وقتی دستهای تو نیست!”
  174. “تنها، تنها نیست که تنهایى عاشق اوست تنها، تنهایى عشق است که تنهایى معشوق اوست”
  175. “بغل گرفتمت انگار دوباره خوابه و تکرار باز نبودیو من تکیه دادم به دیوار….”
  176. “چند وقت ِ مثل این کامپیوتر ها کمی که آزادم میگذارند با چشمانی باز به خواب میروم نمیدانم اگر کسی صدایم نکند چه میشود؟؟!!”
  177. “کافر شده ام به عدالت دنیایی که… خدای عادلش قیامت چشمانم را نادیده گرفته است..”
  178. اینجاجهنم است, بدون آتش..! بی هیزم..! نگاه سرد این جماعت دل میسوزاند
  179. “گاهی دلم برای گوش هایم میسوزد؛ طفلکی ها سکوت را هم باید گوش کنند…”
  180. “تو+خاطراتت+اشک هایت+دست هایت+چشمانت+لبخندت بی انصاف چند نفر به یک نفر؟”
  181. خدایا برای خاموشی شبهای پر دردم فقط یک فوت کافیست خاموشم کن…
  182. “من آنقدر دیوانه ام که وقتی (دورم میزنی) باز نگرانم سرت گیج نره…”
  183. “تنها نشسته ام و چای می نوشم و بغض می کنم هیچکس مرا به یاد نمی آورد این همه آدم روی کهکشان به این بزرگی و من حتی آرزوی یک نفر هم نبودم”
  184. دلتنگی نه با قلم نوشته می شود نه با دکمه های سرد کیبورد دلتنگی را با اشک می نویسند!
  185. “به خودت می آیی، یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند، نه دستی که شانه هایت را بگیرد، نه صدای که قشنگ تر از باد باشد تنهایی یعنی این…”
  186. بودن با کسی که دوستش نداری و نبودن با کسی که دوستش داری همه اش رنج است, پس اگر همچون خود نیافتی مثل خدا تنها باش……
  187. رفیق حسودی نکن به تنهایی من… وقتی تو دنیایه سنگی فقط کم داریم یه قبر…
  188. به چه میخندی تو؟ به مفهوم غم انگیز جدایی؟ به چه چیز؟ به شکست دل من یا به پیروزی خویش؟؟ به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟ یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟؟ به دل ساده من میخندی که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست؟ خنده دار است بخند….
  189. “از برق نگاه تو…….. من اینگونه شدم!”
  190. “چنین بی کس شدن در باورم نیست اگراین اخرو این عاقبت بود بجز افسوس هوایی در سرم نیست همه رفتن ولی این دل مارو همون که فکر نمیکردیم سوزوندش”
  191. گاهی تنها ماندن بهای آدم ماندن است…
  192. “از وقتی که تو رفتی، آینده هیچ وقت نیامد که هیچ گذشته هم هیچ وقت نگذشت…”
  193. دنیای عجیبی است، این روز ها لبخند را هم باید زد…
  194. “اگر قدرت این را دارید که کسی را شاد کنید، حتماً این کار را انجام دهید دنیا به چنین اعمالی نیازمند است.”
  195. “خیالت همیشه هست…! اما؛ امروزدلم خودت را میخواهد نه خیالت را…”
  196. “دلم… یک آغوش میخواهد آغوشی گرم که فقط برای هق هق های من باشه… دلم یه دوست میخواهد دوستی که مثه کوه پشتم باشه… دلم دستای گرم میخواهد تا کی دستام باید توی جیبای خالیم باشه؟ خدا… میشه اصن نباشم؟ کسی که نیست…”
  197. اشک هایم که سرازیر میشوند دیری نمی پاید که قندیل می بندند… عجیب سرد است هوای نبودن تو
  198. “بعد از.. ‏ “”او”” جای خالی دلم,, مثل کفش های سندریلا,, اندازه هیچ یک از مردمان شهر نشد..؟ حتی به زور…!”
  199. “در واپسین نگاه تو در لحظه وداع تنها سکوت بود تنها سکوت بود که فریاد کرد وگفت تنها نرو که من تنهایی تورا…. باور نمیکنم”
  200. چون زیاد دوستش داشتم….. تنهایم گذاشت…!
  201. “من تنهام مث ماهی توی تنگ فکرم دریاس نه که آب توی حوض…”
  202. مثل تو… نقاش میشوم… و هرشب تصویرت رابر بوم خیالم نقاشی میکنم… تا بادلهره تنها نمانم…
  203. این روزهای سخت از هر انگشتم یک هنر می بارد! شبها می بافم خیالت را روزها می کشم دردهای نبودنت را و غروب ها هم، وای غروب ها میرقصم با سازِ دلتنگی هایم…
  204. “صدای قلبم می پیچد در اتاق هیچ کس باور نخواهد کرد رگ های من به جای نبض بغض دارند… رگم را بزنم اشک می آید!”
  205. “رفت… می ترسید “”آویزانش “” شوم ولی حیف نفهمید من آنقدر هم به خودم نزدیک نمی شوم چه برسد به تو…”
  206. “چطو له کردم جسد خاطره هارو چطو طی کردم ساعتوفاصله هارو تورو گرون خریدمو خودمو ارزون فروختم بزا یبار راست بگم، آره من دیگه سوختم…!”
  207. همه چیزم بودی، دنیام، عشقم، نفسم، وجودم، اما تو لیاقت منو نداشتی، گذاشتی رفتی…
  208. “بزرگترین خطایش این بود! که می پنداشت من برای همیشه صبور خواهم ماند”
  209. “اینجا بجز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست”
  210. “نیامدی که بپرسی چرا نمی خندم! نیامدی که ببینی چقدر پابندم! چه خوب شد نرسیدی… چه خوب شد رفتی چه خوب شد که ندیدی چگونه جان کندم!”
  211. “چه رسم تلخیست همیشه که باشیم خسته میشوند…..! همان مردمی که اگر نباشیم میگویند بیمعرفتیم….!”
  212. “نمیدونم دیگه باید غصه ی چی رو بخورم اینکه تو بامن نیستی یا اینکه با اون هستی بغض بی تو طعم خیانت هم میدهد”
  213. “نشانی ام را نپرس… که اگر نیامدی… بهانه ای داشته باشی!”
  214. “میشود کمى به یادم باشى؟! میدانم… کار دارى سرت شلوغ است فقط لحظه اى به ذهنت خطور کند که یک جایى کسى وقت خوابش براى تو اشک میریزد کافیست…”
  215. “تلخ است، همه فکر کنند سرت شلوغ است، و تنها خودت بدانی چقدر تنهایی…”
  216. “هر که می خواهی باش… این عادت مشترک انسانهاست تو نیز، روزی، ساعتی، لحظه ای احساس خواهی کرد که هیچکس دوستت ندارد”
  217. “””دنیایه مجازی “” شلوغ ترین سرزمین تنهایی است…. با همه کس هستی….. وبا هیچکس نیستی!!!!!”
  218. هرگز اجازه نده تنهاییت تو را در آغوش کسی که می دانی بهش تعلق نداری قرار دهد.
  219. “عشق تو شوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد زیبا بود امّا… شوخی بود! حالا… تو بی تقصیری! خدای تو هم بی تقصیر است! من تاوان اشتباه خود را پس می دهم تمام این تنهایی تاوان “”جدّی”” گرفتن آن “”شوخی”” ست!”
  220. آنکه دستش را آنقدر محکم گرفته ای دیروز عاشق من بود, دستانت راخسته نکن دیر یا زود توهم تنهایی…
  221. “این روزها تلخ می گذرد، دستم می لرزد از توصیفش همین بس که: نفس کشیدنم در این مرگِ تدریجی، مثل خودکشی است با تیغِ کُند”
  222. “چه میموندیم چه میرفتیم بهم بازی رو میباختیم!”
  223. “سیگار رو هم که ترک کرده باشی… یه گوشه میشینی واز روزگار میکشی…..!”
  224. “دوستش داری و نمیداند دوستش داری و نمی خواهد دوستش داری و سهم تو از بودنش فقط تصویری رویایی است در سرزمین خیالت دوستش داری و سهم تو از این همه فقط تنهایی است.”
  225. صدایش را که شنیدم فراموش کردم قول و قرارهایم با خودم. صدایش را که شنیدم یادم رفت بغضم را شب گریه هایم را تنها چیزی که یادم ماند شادی او بود بس
  226. “نمیدانم دوستش دارم یا نه!!! باهم قدم میزنیم… باهم میخوابیم… دلم که میگیرد آغوشش را باز میکند و به گونه هایم بوسه میزند… اما… اما نمیدانم دوستش دارم یانه این تنهایی را!!!”
  227. علت تنهاییم را در یک کلمه خلاصه میکنم………… « عاشقی»
  228. چاره ای جز این ندارم آخه خون شدی تو رگهام میمیرم اگه نباشی بی تو من بدجوری تنهام
  229. “اگه دیدی آدمی با تنهاییش حال میکنه! بدون راز قشنگی تو دلش داره و اگه تونستی حریم این تنهایی رو بشکنی بدون تو از رازش قشنگتری!”
  230. “زودتر از من بمیر یکم زود تر تا تو آن نباشی که مجبور است راه خانه را تنهایی باز گردد”
  231. غلط است هر آنکه گفته دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد
  232. تنهایی یعنی این که سایز قلب کسی سایز قلب تو نباشد…
  233. باران بهانه ای بود… که زیره چتره من تا انتهای کوچه بیایی. کاش… نه کوچه انتها داشت و نه باران بند می امد…
  234. “چتر نمی‌خواهد این هوا تو را می‌خواهد!”
  235. گفت ضمایر را بگو؟ گفتم :من من من گفت فقط من؟ گفتم آری بقیه رفته اند!
  236. “تلخی الکل روبه جون خریدم فقط واسه اینکه موقع خوردنش بگم: به سلامتی اونیکه هیچوقت نفهمید چقدر دوستش دارم”
  237. “یادم باشه: دیگه یادت نباشم”
  238. “چندان هم دور نیستی، فقط به اندازه یک نمیدانم از من فاصله گرفتی! آری””””نمیدانم”””” کجایی؟؟؟؟”
  239. “مرور میکنَم.. خاطِراتِمان را اما مَگر.. کپی برابَر اَصل میشَوَد؟……..”
  240. “درد من از تنهاییم نیست… درد من این است که هر روز از خودم میپرسم… مگر خودش مرا انتخاب نکرد…”
  241. بارون نبار نه چتر دارم نه یار
  242. “تنها که باشی… آرزو میکنی یه نفر اسمت رو صدا کنه!!! حتی اشتباهی…”
  243. تو میری از این خونه تا باز هم چشای منو در هم اغوش شن منو خط زدی اما میشه بگی چطور خاطراتت فراموش شن؟
  244. “می کِشد، می کِشی، می کِشم او ناز تو را تو عشق او را و من… فندکم کجاست؟”
  245. سکوت و صبوری ام را به حساب ضعف و بی کسی ام نگذار، دلم به چیز هایی پای بند است که تو یادت نمی آید…!!! تلنگری بزنی آواره میشوم…. شکستنی تر از آنم که محتاج سنگی باشم…….
  246. خیلی سخته دلت براش پر بکشه ولی اون نخواد ببینیش و توهم قبول کنی…. چون نمیخوای ناراحت بشه…. خیلی سخته….
  247. میگویند قسمت نیست، حکمت است. خدایا من معنی قسمت و حکمت را نمیدانم، اما تو معنی طاقت را خوب میدانی، مگر نه؟؟؟!!!
  248. آنقدر دلتنگ یک نامه ام که قبض برق هم خوشحالم میکند…….
  249. “بمیرم من فهمیدم نمی مانی.. دیدم می روی.. رفتی باز هم ایستاده ام نگاه میکنم آخرم میکشد مرا این غرور لعنتی…”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × یک =