بی وفایی

بی وفایی-خیانت

  1. “می دانی … !؟ به رویت نیاوردم … ! از همان زمانی که جای ” تو ” به ” من ” گفتی : ” شما “ فهمیدم پای ” او ” در میان است . . .”
  2. “من درد ميكشم اما تو چشمهايت را ببند سخت است بدانم مي بيني و بيخيالي …”
  3. “هر روز اين عشق يك طرفه را طي ميكنم. يكبار هم تو گامي به سوي من بردار نترس جريمه اش با من”
  4. “خواستم چشمهايش را از پشت بگيرم… ديدم طاقت اسم هايي را كه ميگويد ندارم”
  5. “یه رابطه از اونجایی خراب میشه که تو ناراحتش کنی و یکی دیگه آرومش . . .”
  6. “ميگن عاشق بيقراره،هميشه چشم انتظاره ،براي چشاي عاشق گريه كردن افتخاره! ميگن عاشق دل شكسته ست،زبونش هميشه بسته ست ميگن عاشقا هميشه كشتي شون به گل نشسته ست، آرزوهاشون قشنگه ،دلهاشون صاف و يه رنگه نميدونند چرا دنيا داره با اونا ميجنگه ميگن عاشقا نجيبند ، تو رفاقت بي رقيبند،”
  7. “آن نازنين كجاست كه يادم نميكند صد غم به سينه دارم و شادم نميكند يه لحظه آنكه بي من هرگز نمينشست امشب به ياد كيست كه يادم نميكند”
  8. “همچون شيشه شكستنم آسان بود… ولي ديگر به من دست نزن ، اين بار زخميت خواهم كرد…!!”
  9. “هرگاه از شدت تنهايي به سرم هوس اعتمادي دوباره ميزند خنجر خيانتي را كه در پشتم فرو رفته در مي آورم… صيقلي عاشقانه نوازشش كرده ، دوباره بر سر جايش ميگذارم… از قول من به آن لعنتي بگوييد: خيالش تخت من ديوانه هنوز به خنجرش هم وفادارم”
  10. “فرقي نكرده خود خودشه… فقط اوني كه باهاش قدم ميزنه من نيستم!!!”
  11. “اگر اورا براي تو ساخته اند من براي تو ويران شدم”
  12. “سلامي كن….! به خداحافظيت قسم دلم برايت تنگ شده!…”
  13. “روز مرگم در آخرين نفس فقط يك چيز را به او خواهم گفت: اونطوري نه !اين طوري بايد رفت!”
  14. “فکر میکرم در قلب تو محکومم به حبس ابد… به یک باره جا خوردم… وقتی زندان بان به سرم فریاد زد: هی … تو آزادی!! …. و صدای گامهای غریبه ای کهه به سلول من می امد…”
  15. “بدترین چیز دنیا میدونی چیه؟ اینه که هر دوتاییتون عاشق هم باشین اما یه نفر ثالث همه چیز رو بهم بریزه”
  16. “اخر دفترهای مشقم نام تو بود چون میدانستم اخرش میروی..”
  17. “برای من از دل شــکسته نگو که دلــﮯ دارم شــکسته تر از سکوتـــ شــکسته از درد شــکسته از زخــم شــکسته از عشــق”
  18. “من لیموشیرین زندگی توبودم تموم شیرینی های زندگیموبه تودادم اماچه زودتلخ شدم….. وچه ساده منودورانداختی…….”
  19. “همین مسیر را مستقیم بروی میرسی به دو راهی یک راه به من ختم می شود ، آن دیگری به ختم من . . .”
  20. “هر کس که از راهی رسید بی دریغ تکه ای از قلب ما کند و برید . . .”
  21. “همدیگر را دور میزنیم تا زودتر به مقصد برسیم غافل از اینکه زمین گرد است و باز به هم خواهیم رسید . . .”
  22. “کجای زندگی را با تو مشترک بوده ام؟؟؟!!!… که حالا تلفن خوش خیالت تو را… مشترک مورد نظر من میخواند…؟! مورد نظر شاید…ولی مشترک…!؟ هه…گفتم که خوش خیال است…!!! من + تو = محال”
  23. “كـــاش ميـدانستــى چـِـه لـِـذتــى دارد وقتــى كـِــه ميشــود خِيــــانَــت كـــرد… و نَكـــــرد..”
  24. “خیلی بده احساس کنی مثل شمعی ! فقط وقتی برق رفت می آیند سراغت و بعد با یک فوت خاموشت میکنند …”
  25. “گفتن :عشقت داره بهت خیانت می کنه! گفتم :می دونم! گفتن :این یعنی دوستت ندارها گفتم :می دونم! گفتن :احمق یه روز میذاره میره تنها میشی! گفتم :می دونم! گفتند :پس چرا ولش نمی کنی؟! گفتم :این تنها چیزیه که نمی دونم!”
  26. “جدیدا اسم خیانت شده یه اشتباه که باید ببخشی و فراموش کنی وگرنه محکوم میشی به کینه ای بودن!”
  27. “ضربه ای که تو به من زدی شیطان به خدا نزد!!! شیطان صادق بود و سجده نکرد. اما تو سجده کردی و خیانت!!!”
  28. من، تو، ما، یادت هست؟ تمام شد! حالا :تو، او، شما، من هم به سلامت.
  29. “قرعه کشی تمام شد… تو به اسم دیگری در آمدی… تقدیر جای خود, اما لااقل اسم مرا هم در کیسه ات می انداختی!!!”
  30. درد دارد.. وقتی میرود.. و همه میگویند :دوستت نداشت و تو نمیتوانی ثابت کنی که هرشب با ” دوستت دارم “هایش تو را خواب میکرد..
  31. برگرد….. بگو توهم به کسی دل نبستی….
  32. چقدر سخته تو هق هق گریه هات نفس کم بیارى اون وقت عشقت به کسی دیگه بکه خوبی نفسم
  33. “نترس جانم! ظرفیت باور من به اندازه ی همه ی دنیاست تو دروغت را بگو”
  34. خیلی سخت دست کسی که دوست داری تو دست یکی دیگه ببینی هیچی جز این نتونی بگی:اهای غریبه مراقب عشقم باش
  35. “بهتره نداشته باشیش! تا این که داشته باشی و ندونی با چند نفر شریکی!”
  36. “آهایى عشقم… شبها راحت بخواب عزیزم نگران چیزى نباش عمرم چون همه شبها کسى هس ک ب یادت سر رو بالشت خیس بذاره بدون ى جایى تو دل یکى هس ک خالیه و فقط برا توه فقط ى سؤال… چرا دلت برا من خالى نبود؟”
  37. دستگاه مشترک مورد نظر از دست “دوستت دارم” های دروغ تو خاموش است، لطفا دیگر تنهایش بگذار…
  38. “می ترسم از آن روزی که، من و تو در اغوش دیگری… بیقرار یکدیگر باشیم..”
  39. “یه زمانی میگفتن ازتوچشماش میشه فهمیدراست میگه یادروغ… اماحالادیگه اینقدرتوانمندشدن بعضیاکه باچشمشونم دروغ میگن…”
  40. سخت نگیر…… عادت این قبیله است، دور آتشی که تو در ان می سوزی می رقصند…..
  41. “دیر فهمیدم… خیلی دیر…. “”عزیزم””… “”گلم””… “”عشقم””… تکیه کلامش بود”
  42. ترکت میکنم تا هر۳ راحت شویم،، من! تو! رقیبم!! من از قید تو!! او از قید من!! تو از قید خیانت،!!
  43. “با گرگها گشتیم، با ببر ها خوردیم، با شیرها نعره کشیدیم و شب را با کفتار ها در بیابان خوابیدیم و عاقبت، خود شکار “”خرگوش”” ها شدیم!”
  44. “توی ویترین زندگی به عروسکی نگاه نکن که مال تو نیستٰ چون اون فقط وسوسه ات میکنه تا اونیم که داری رو از دست بدی.”
  45. “بعضی جمله ها هستن به مرور تبدیل به دروغ می‌شن مثله » پنیر تازه رسید» رو شیشه‌ی بقالی یا مثله «دوست دارم» حالا هر جایی.”
  46. “آدم بعضی اوقات با بعضی کارا تا ابد به خودش مدیون میشه… مثل کات کردن یه رابطه ی بی سر و ته و پر از خیانت”
  47. بچه که بودیم یه دفتر خاطرات به تو هدیه کردم… امروز عاشقانه های دیگری را در آن خواندم…
  48. “کارم را تمام خواهد کرد یک روز! نه بی بهانه رفتنت نه انتظار برگشتنت تنها “”تصور بی وقفه ی تو کنار او”” کارم را تمام میکند یک روز!!! “”آرام”””
  49. فردا و دیروز با هم دست به یکی کردند دیروز با خاطراتش مرا فریب داد فردا با وعده هایش مرا خواب کرد وقتی چشم گشودم امروزم گذشته بود
  50. “خیانت بازی تمام شد رفیق…. توبردی…. حالا نقاب را بردار بگذار ببینم…. زندگی را به چه کسی باختم.”
  51. چه کردی با من که این روزها فقط با یک اشتباه می شناسمت…
  52. “شاید گاهی لازم است از یاد ببریم کسانی را که با “”نبودنشان””.. “”بودنمان”” را به بازی گرفتند..”
  53. “ارزان تر از آنچه فکرش را بکنی بودی؛ اما برای من.. گران تمام شدی”
  54. دردناک است، دوست بداری و گمان کنی دوستت دارد… حال آنکه او یگانه هستی تو باشد و تو یکی از هزاران لذت او…
  55. چقدرسخته که تمام توانت دو بذاری برای این که لحظه ای شادباشه وآخرش بفهمی با یکی دیگست
  56. چه احوال پرسی هایی که کردی که من هم بعد یه نگاه به دستای لرزانم و معده ی ورم کردم (که نتیجه فهمیدن خیانت تو بود) میکردم و میگفتم مرسی خوبم عزیزم راستی به اون حرف دکتر متخصصی خندم میگیره که گفت چیکار کردی با خودتت…
  57. “بعضی وقتا باید به بعضی آدما بگی: خب! بازی خنده داری بود، حالا از زندگیم برو بیرون!”
  58. “گفت جبران میکنم گفتم کدام را؟؟ عمر رفته را؟ روح شکسته را؟ دل مرده را؟ من هیچ جواب این تارموهای سفید را میدهی؟ نگاهی کردوگفت چقدر پیرشده ای؟ کفتم جبران میکنی؟ گفت کدام را؟:(“
  59. “سگی را خون دل دادم که بامن آشنا گردد/ نمیدانستم که سگ خون میخورد و خونخوار میگردد/ سگم را روی نادانی با رفیقم آشنا کردم/ هم اکنون آن دو یارند و من مثل سگ پشیمانم/ خیانت واژه تلخیست که از یادم نخواهد رفت…”
  60. بودم! دیدم با دیگری شادتری رفتم……..
  61. “افسانه ها را رها کن دوری و دوستی کدام است؟؟ فاصله هایند که دوستی را میبلعند!!! تو اگر نباشی دیگری جایت را پر میکند… به همین سادگی…”
  62. “نشسته ام کجا…؟ کنارهمان چاهی که برایم کندی! عمق نامردیت رااندازه میگیرم…”
  63. “شک کرده بودم کسی بین ماست.. اما فهمیدم من بین دو نفر بودم…”
  64. “اهای مردم……….! عاشقش نشوید………. به اندازه ی همه تان عاشقی کردم برایش…….!”
  65. گریه ام میگیرد وقتی میبینم او که همه دنیای من است (منت دیگری را میکشد)
  66. هرکجا محرم شدی چشم از خیانت بازدار/ ای بسا محرم که با یک نقطه مجرم میشود
  67. “می گفت با دنیا عوضم نمکنه…! راست میگفت :بادنیا نه… با یکی دیگه عوضم کرد…!!!”
  68. سال ها بعد…. من درکنار زنی زندگی میکنم که شاید من مرد رویاهاش باشم، اما اون هیچ وقت زن روها ی من نمیشه… چون، رویایی ترین کسی که میخواستم تو بودی….
  69. “بعضیا مث دیوار تازه رنگ شده اند!!… فقط هستن نمیشه بهشون تکیه کرد! اگه تکیه کنی فقط خودتو کثیف کردی!!”
  70. “خیلی وقتها آدما برای اینکه رو قولشون وایسند قولشون رو زیر پا میزارند تا بتونند روش وایسند!”
  71. “هیسسسسسسس این بازی ___________ عادلانه نیست….. این زندگی همه اش… مار بود پلّه هایش کجاست…”
  72. “ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻟﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺳﻮﺧﺖ ﻭﻗﺘﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﻫﻤﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﻋﺸﻘﻢ ﺷﺪ ﯾﻪ ﺟﻤﻠﻪ ﮐﻪ ﮐﻮﺑﯿﺪ ﺗﻮﺻﻮﺭﺗﻢ: ﻣﮕﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﯿﻦ ﻣﺎ ﺑﻮﺩﻩ؟ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻟﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺳﻮﺧﺖ ﻭﻗﺘﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﻫﻤﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﻋﺸﻘﻢ ﺷﺪ ﯾﻪ ﺟﻤﻠﻪ ﮐﻪ ﮐﻮﺑﯿﺪ ﺗﻮﺻﻮﺭﺗﻢ: ﻣﮕﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﯿﻦ ﻣﺎ ﺑﻮﺩﻩ؟”
  73. “مشترک مورد نظر من!!! باور کن خسته ام؛ از طعنه های آن صدای تکراری: “”مشترک مورد نظر در حال مکالمه میباشد… “””
  74. “طناب را به گردنم انداختند گفتند :آخرین آرزویت؟ گفتم :دیدن عشق م گفتند :خس ته است، تا صب ح برایت طناب بافت ه! — مات شدم”
  75. “بـــرگ پـــاییــزی راهـی نـدارد جـــز سُــــــــقوط وقـتی می دانـد درخت عِشــقِ بَـــرگ تـــــازه ای را در دِل دارد !”
  76. “شد کوچه به کوچه جستجو عاشق او شد با شب و گریه رو به رو عاشق او پایان حکایتم شنیدن دارد من عاشق او بودم و او عاشق او”
  77. “یه روزی من بودم نفسش ولی بعد شدم عامل تنگی نفسش رفت سراغ یه نفس تازه”
  78. “این من هستم که وفادار خواهم ماند این تو هستی که تنها بی وفایی از تو جا خواهد ماند ! این من هستم که آخرش میسوزم این تو هستی که میروی و من با چشم های خیس به آن دور دستها چشم میدوزم”
  79. “گفتم دوستت دارم نگاهی به من کرد و گفت : چندتا ؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشت های دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود”
  80. “خیلی حالش خراب بود از زمین و زمان بریده بود رفتم تو زندگیش … خیلی طول نکشید که حالش خوب شد تشکر کرد و رفت … !”
  81. “به من چه که بعد از تو او می آید ؟ مشکل از قواعد دستوریست !”
  82. “ساده بودم که تورا ساده تصور کردم بعد لبخند تو با گریه تبسم کردم آشنا با همه ی پنجره های شهرم چون تورا پشت همین پنجره ها گم کردم”
  83. “بی وفا این روزها نه مجالی برای دلتنگی دارم نه حوصله ات را ولی با این همه گاه گاهی دلم هوای تو را می کند”
  84. “بیچاره دلم با دیدنت باز هم لرزید نمی دانست تو همان بی وفای دیروزی بیچاره دل است عقل ندارد”
  85. “بعضی وقت ها چنان کیشت می کنند که سال های سال مات می مانی”
  86. ” بهم می گفت با دنیا عوضم نمی کنه راست می گفت با دنیا نه با یکی دیگه عوضم کرد”
  87. ” فکر می کردم در قلب تو محکومم به حبس ابدم به یکباره جا خوردم وقتی زندان بان سرم فریاد زد : هی تو… آزادی و صدای گام های غریبه ای که به سلول من می آمد”
  88. ” بی وفایی کن وفایت می کنند با وفا باشی خیانت می کنند مهربانی گرچه آیینه ی خوشیست مهربان باشی رهایت می کنن”
  89. “هرگز نشد بیای پیشم بگیری دستای منو بدونی من عاشقتم گوش کنی حرفای منو تو بی وفا بودی ولی اون که برات میمرد منم تا زنده ام دوستت دارم اینه کلام آخرم”
  90. ” سکوت دردناک ترین پاسخ من است به بی وفایی های تو”
  91. ” با دل عاشق بد نکن ای آدم نامهربون سنگدل و بی وفا نشو یه دل داری اینم نشون”
  92. “ای مسافر غریبه چرا قلبمو شکستی ؟ رفتی و تنهام گذاشتی دل به ناباوری بستی حالا من تنها نشستم با نوای بی نوایی چه غریبم بی تو اینجا ای غریبه بی وفایی”
  93. ” گر تو را از ابلهی کردم رها ، برمن ببخش بر سر پیمان نه بر مهر و وفا بر من ببخش راه و رسم عاشقی را نابلد چون کودکان اشتباه و ناروا کردم خطا بر من ببخش”
  94. ” آمدی دیوانه ام کردی و رفتی بی وفا با غمت هم خانه ام کردی و رفتی بی وفا مثل شمعی بودی و با یاد خود ای نازنین تا ابد پروانه ام کردی و رفتی بی وفا”
  95. ” ای رفته به قهر , وعده های تو چه شد ؟ مهر تو کجا رفت و وفای تو چه شد ؟ این تیرگی آخر ز کجا روی آورد ؟ ای آیینه رخسار صفای تو چه شد ؟”
  96. ” دوست خوبه ، نه بی وفا زندگی خوبه ، نه بی صفا عشق خوبه ، نه بی معشوق من خوبم ، نه بی تو”
  97. ” خداوندا چه سخت است این جدایی چه تلخ است این شراب بی وفایی جدایی ، بی وفایی ، درد دوری همه باشد گناه آشنایی”
  98. ” دل من همی داد گفتی گواهی که باشد مرا روزی از تو جدایی دریغا دریغا که آگه نبودم که تو بی وفا در جفا تا کجایی”
  99. ” هر رهگذری محرم اسرار نگردد صحرای نمکزار چمن زار نگردد هرجا که رسیدی طرح رفاقت مکش ای دوست هر بی سر و پا یار وفادار نگردد”
  100. “همه جا به بی وفایی مثلند خوبرویان تو میان خوبرویان مثلی به بی وفایی”
  101. “با دل عاشق بد نکن ای آدم نامهربون سنگدل و بی وفا نشو یه دل داری اینم نشون”
  102. “حل شده ام، مثل یک معما ! راست می گفتی که خیلی ساده ام …”
  103. “وقــتی دست فــشردیــم و قـــول دادیـــم … فقــــط ،دست ِ تــو مـردانـه بــود! و … قـــــول ِ من !!”
  104. “بــــوی رفـتن مــی دهــی … عطـــر تـــازه ای خــــریــــده ای..؟!”
  105. “تـمـام مـعـلوم هـا و مجـهـول هایـم را بـه زحمـت کـنـار هـم مـی چـیـنم فـرمـول وار ؛ مـرتـب و بـی نـقـص … و تــو بـا یـک اشـاره هـمـه چـیـز را در هـم می ریــزی …”
  106. ” نمیدانم گنجشک ها که شبیه هم هستند ، چه طور همدیگر و میشناسن؟! و نمیدانم چند نفر شبیه من هستند که تو دیگر مرا نمیشناسی …!”
  107. “می دانی … !؟ به رویت نیاوردم … ! از همان زمانی که جای ” تو ” به ” من ” گفتی : ” شما “ فهمیدم پای ” او ” در میان است . . .”
  108. “من درد ميكشم اما تو چشمهايت را ببند سخت است بدانم مي بيني و بيخيالي …”
  109. “هر روز اين عشق يك طرفه را طي ميكنم. يكبار هم تو گامي به سوي من بردار نترس جريمه اش با من”
  110. “خواستم چشمهايش را از پشت بگيرم… ديدم طاقت اسم هايي را كه ميگويد ندارم”
  111. “یه رابطه از اونجایی خراب میشه که تو ناراحتش کنی و یکی دیگه آرومش . . .”
  112. “ميگن عاشق بيقراره،هميشه چشم انتظاره ،براي چشاي عاشق گريه كردن افتخاره! ميگن عاشق دل شكسته ست،زبونش هميشه بسته ست ميگن عاشقا هميشه كشتي شون به گل نشسته ست، آرزوهاشون قشنگه ،دلهاشون صاف و يه رنگه نميدونند چرا دنيا داره با اونا ميجنگه ميگن عاشقا نجيبند ، تو رفاقت بي رقيبند،”
  113. “آن نازنين كجاست كه يادم نميكند صد غم به سينه دارم و شادم نميكند يه لحظه آنكه بي من هرگز نمينشست امشب به ياد كيست كه يادم نميكند”
  114. “همچون شيشه شكستنم آسان بود… ولي ديگر به من دست نزن ، اين بار زخميت خواهم كرد…!!”
  115. “هرگاه از شدت تنهايي به سرم هوس اعتمادي دوباره ميزند خنجر خيانتي را كه در پشتم فرو رفته در مي آورم… صيقلي عاشقانه نوازشش كرده ، دوباره بر سر جايش ميگذارم… از قول من به آن لعنتي بگوييد: خيالش تخت من ديوانه هنوز به خنجرش هم وفادارم”
  116. “فرقي نكرده خود خودشه… فقط اوني كه باهاش قدم ميزنه من نيستم!!!”
  117. “اگر اورا براي تو ساخته اند من براي تو ويران شدم”
  118. “سلامي كن….! به خداحافظيت قسم دلم برايت تنگ شده!…”
  119. “روز مرگم در آخرين نفس فقط يك چيز را به او خواهم گفت: اونطوري نه !اين طوري بايد رفت!”
  120. “فکر میکرم در قلب تو محکومم به حبس ابد… به یک باره جا خوردم… وقتی زندان بان به سرم فریاد زد: هی … تو آزادی!! …. و صدای گامهای غریبه ای کهه به سلول من می امد…”
  121. “بدترین چیز دنیا میدونی چیه؟ اینه که هر دوتاییتون عاشق هم باشین اما یه نفر ثالث همه چیز رو بهم بریزه”
  122. “اخر دفترهای مشقم نام تو بود چون میدانستم اخرش میروی..”
  123. “برای من از دل شــکسته نگو که دلــﮯ دارم شــکسته تر از سکوتـــ شــکسته از درد شــکسته از زخــم شــکسته از عشــق”
  124. “من لیموشیرین زندگی توبودم تموم شیرینی های زندگیموبه تودادم اماچه زودتلخ شدم….. وچه ساده منودورانداختی…….”
  125. “همین مسیر را مستقیم بروی میرسی به دو راهی یک راه به من ختم می شود ، آن دیگری به ختم من . . .”
  126. “هر کس که از راهی رسید بی دریغ تکه ای از قلب ما کند و برید . . .”
  127. “همدیگر را دور میزنیم تا زودتر به مقصد برسیم غافل از اینکه زمین گرد است و باز به هم خواهیم رسید . . .”
  128. “کجای زندگی را با تو مشترک بوده ام؟؟؟!!!… که حالا تلفن خوش خیالت تو را… مشترک مورد نظر من میخواند…؟! مورد نظر شاید…ولی مشترک…!؟ هه…گفتم که خوش خیال است…!!! من + تو = محال”
  129. “كـــاش ميـدانستــى چـِـه لـِـذتــى دارد وقتــى كـِــه ميشــود خِيــــانَــت كـــرد… و نَكـــــرد..”
  130. “خیلی بده احساس کنی مثل شمعی ! فقط وقتی برق رفت می آیند سراغت و بعد با یک فوت خاموشت میکنند …”
  131. “گفتن :عشقت داره بهت خیانت می کنه! گفتم :می دونم! گفتن :این یعنی دوستت ندارها گفتم :می دونم! گفتن :احمق یه روز میذاره میره تنها میشی! گفتم :می دونم! گفتند :پس چرا ولش نمی کنی؟! گفتم :این تنها چیزیه که نمی دونم!”
  132. “جدیدا اسم خیانت شده یه اشتباه که باید ببخشی و فراموش کنی وگرنه محکوم میشی به کینه ای بودن!”
  133. “ضربه ای که تو به من زدی شیطان به خدا نزد!!! شیطان صادق بود و سجده نکرد. اما تو سجده کردی و خیانت!!!”
  134. من، تو، ما، یادت هست؟ تمام شد! حالا :تو، او، شما، من هم به سلامت.
  135. “قرعه کشی تمام شد… تو به اسم دیگری در آمدی… تقدیر جای خود, اما لااقل اسم مرا هم در کیسه ات می انداختی!!!”
  136. درد دارد.. وقتی میرود.. و همه میگویند :دوستت نداشت و تو نمیتوانی ثابت کنی که هرشب با ” دوستت دارم “هایش تو را خواب میکرد..
  137. برگرد….. بگو توهم به کسی دل نبستی….
  138. چقدر سخته تو هق هق گریه هات نفس کم بیارى اون وقت عشقت به کسی دیگه بکه خوبی نفسم
  139. “نترس جانم! ظرفیت باور من به اندازه ی همه ی دنیاست تو دروغت را بگو”
  140. خیلی سخت دست کسی که دوست داری تو دست یکی دیگه ببینی هیچی جز این نتونی بگی:اهای غریبه مراقب عشقم باش
  141. “بهتره نداشته باشیش! تا این که داشته باشی و ندونی با چند نفر شریکی!”
  142. “آهایى عشقم… شبها راحت بخواب عزیزم نگران چیزى نباش عمرم چون همه شبها کسى هس ک ب یادت سر رو بالشت خیس بذاره بدون ى جایى تو دل یکى هس ک خالیه و فقط برا توه فقط ى سؤال… چرا دلت برا من خالى نبود؟”
  143. دستگاه مشترک مورد نظر از دست “دوستت دارم” های دروغ تو خاموش است، لطفا دیگر تنهایش بگذار…
  144. “می ترسم از آن روزی که، من و تو در اغوش دیگری… بیقرار یکدیگر باشیم..”
  145. “یه زمانی میگفتن ازتوچشماش میشه فهمیدراست میگه یادروغ… اماحالادیگه اینقدرتوانمندشدن بعضیاکه باچشمشونم دروغ میگن…”
  146. سخت نگیر…… عادت این قبیله است، دور آتشی که تو در ان می سوزی می رقصند…..
  147. “دیر فهمیدم… خیلی دیر…. “”عزیزم””… “”گلم””… “”عشقم””… تکیه کلامش بود”
  148. ترکت میکنم تا هر۳ راحت شویم،، من! تو! رقیبم!! من از قید تو!! او از قید من!! تو از قید خیانت،!!
  149. “با گرگها گشتیم، با ببر ها خوردیم، با شیرها نعره کشیدیم و شب را با کفتار ها در بیابان خوابیدیم و عاقبت، خود شکار “”خرگوش”” ها شدیم!”
  150. “توی ویترین زندگی به عروسکی نگاه نکن که مال تو نیستٰ چون اون فقط وسوسه ات میکنه تا اونیم که داری رو از دست بدی.”
  151. “بعضی جمله ها هستن به مرور تبدیل به دروغ می‌شن مثله » پنیر تازه رسید» رو شیشه‌ی بقالی یا مثله «دوست دارم» حالا هر جایی.”
  152. “آدم بعضی اوقات با بعضی کارا تا ابد به خودش مدیون میشه… مثل کات کردن یه رابطه ی بی سر و ته و پر از خیانت”
  153. بچه که بودیم یه دفتر خاطرات به تو هدیه کردم… امروز عاشقانه های دیگری را در آن خواندم…
  154. “کارم را تمام خواهد کرد یک روز! نه بی بهانه رفتنت نه انتظار برگشتنت تنها “”تصور بی وقفه ی تو کنار او”” کارم را تمام میکند یک روز!!! “”آرام”””
  155. فردا و دیروز با هم دست به یکی کردند دیروز با خاطراتش مرا فریب داد فردا با وعده هایش مرا خواب کرد وقتی چشم گشودم امروزم گذشته بود
  156. “خیانت بازی تمام شد رفیق…. توبردی…. حالا نقاب را بردار بگذار ببینم…. زندگی را به چه کسی باختم.”
  157. چه کردی با من که این روزها فقط با یک اشتباه می شناسمت…
  158. “شاید گاهی لازم است از یاد ببریم کسانی را که با “”نبودنشان””.. “”بودنمان”” را به بازی گرفتند..”
  159. “ارزان تر از آنچه فکرش را بکنی بودی؛ اما برای من.. گران تمام شدی”
  160. دردناک است، دوست بداری و گمان کنی دوستت دارد… حال آنکه او یگانه هستی تو باشد و تو یکی از هزاران لذت او…
  161. چقدرسخته که تمام توانت دو بذاری برای این که لحظه ای شادباشه وآخرش بفهمی با یکی دیگست
  162. چه احوال پرسی هایی که کردی که من هم بعد یه نگاه به دستای لرزانم و معده ی ورم کردم (که نتیجه فهمیدن خیانت تو بود) میکردم و میگفتم مرسی خوبم عزیزم راستی به اون حرف دکتر متخصصی خندم میگیره که گفت چیکار کردی با خودتت…
  163. “بعضی وقتا باید به بعضی آدما بگی: خب! بازی خنده داری بود، حالا از زندگیم برو بیرون!”
  164. “گفت جبران میکنم گفتم کدام را؟؟ عمر رفته را؟ روح شکسته را؟ دل مرده را؟ من هیچ جواب این تارموهای سفید را میدهی؟ نگاهی کردوگفت چقدر پیرشده ای؟ کفتم جبران میکنی؟ گفت کدام را؟:(“
  165. “سگی را خون دل دادم که بامن آشنا گردد/ نمیدانستم که سگ خون میخورد و خونخوار میگردد/ سگم را روی نادانی با رفیقم آشنا کردم/ هم اکنون آن دو یارند و من مثل سگ پشیمانم/ خیانت واژه تلخیست که از یادم نخواهد رفت…”
  166. بودم! دیدم با دیگری شادتری رفتم……..
  167. “افسانه ها را رها کن دوری و دوستی کدام است؟؟ فاصله هایند که دوستی را میبلعند!!! تو اگر نباشی دیگری جایت را پر میکند… به همین سادگی…”
  168. “نشسته ام کجا…؟ کنارهمان چاهی که برایم کندی! عمق نامردیت رااندازه میگیرم…”
  169. “شک کرده بودم کسی بین ماست.. اما فهمیدم من بین دو نفر بودم…”
  170. “اهای مردم……….! عاشقش نشوید………. به اندازه ی همه تان عاشقی کردم برایش…….!”
  171. گریه ام میگیرد وقتی میبینم او که همه دنیای من است (منت دیگری را میکشد)
  172. هرکجا محرم شدی چشم از خیانت بازدار/ ای بسا محرم که با یک نقطه مجرم میشود
  173. “می گفت با دنیا عوضم نمکنه…! راست میگفت :بادنیا نه… با یکی دیگه عوضم کرد…!!!”
  174. سال ها بعد…. من درکنار زنی زندگی میکنم که شاید من مرد رویاهاش باشم، اما اون هیچ وقت زن روها ی من نمیشه… چون، رویایی ترین کسی که میخواستم تو بودی….
  175. “بعضیا مث دیوار تازه رنگ شده اند!!… فقط هستن نمیشه بهشون تکیه کرد! اگه تکیه کنی فقط خودتو کثیف کردی!!”
  176. “خیلی وقتها آدما برای اینکه رو قولشون وایسند قولشون رو زیر پا میزارند تا بتونند روش وایسند!”
  177. “هیسسسسسسس این بازی ___________ عادلانه نیست….. این زندگی همه اش… مار بود پلّه هایش کجاست…”
  178. “ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻟﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺳﻮﺧﺖ ﻭﻗﺘﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﻫﻤﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﻋﺸﻘﻢ ﺷﺪ ﯾﻪ ﺟﻤﻠﻪ ﮐﻪ ﮐﻮﺑﯿﺪ ﺗﻮﺻﻮﺭﺗﻢ: ﻣﮕﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﯿﻦ ﻣﺎ ﺑﻮﺩﻩ؟ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻟﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺳﻮﺧﺖ ﻭﻗﺘﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﻫﻤﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﻋﺸﻘﻢ ﺷﺪ ﯾﻪ ﺟﻤﻠﻪ ﮐﻪ ﮐﻮﺑﯿﺪ ﺗﻮﺻﻮﺭﺗﻢ: ﻣﮕﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﯿﻦ ﻣﺎ ﺑﻮﺩﻩ؟”
  179. “مشترک مورد نظر من!!! باور کن خسته ام؛ از طعنه های آن صدای تکراری: “”مشترک مورد نظر در حال مکالمه میباشد… “””
  180. “طناب را به گردنم انداختند گفتند :آخرین آرزویت؟ گفتم :دیدن عشق م گفتند :خس ته است، تا صب ح برایت طناب بافت ه! — مات شدم”
  181. به خدا بگویید زمستانش سرد نیست، جمع کند تکرار فصلهایش را! من در تابستانش هم از بی وفایی دندان به دندان ساییده ام…
  182. “دل است دیگر خسته میشود… بی حوصله میشود… از روزگار از آدمها از خودش از این قابها, از اثبات, از توضیح از کلماتی که رابطه ها را به گند میکشد”
  183. ای کاش همدردت نمی شدم… که بشی دردم
  184. “درنگ عجب دنیای عجیبیست! رفتن و ماندن من به یک نقطه بند بود زمانی که گفتی”برو” چقدر عاشقانه می شد، اگر نقطه اش بالا بود…”
  185. “یک دوست خیالی که واقعا دوستت باشه خیلی بهتر از یک دوست واقعی که خیال می کنی دوستته”
  186. “یادت عادت است… همین روزها ترک میکنم… مثل سیگار که ماه هاست نخ آخریست که روشن میکنم… مثل اس ام اس هایی که هفته هاست بار آخریست که میخوانم… مثل عکس هایی که روزهاست بار آخریست که نگاه میکنم…!”
  187. کاش زندگی من هم مثل دوست داشتنهای تو کوتاه بود…
  188. “مرد سیگار میکشد… تو دود میبینی… او خاطره!”
  189. “بخدا درد دارد…. وقتی آرزوهایت را…. در دلت حبس می کنی…. حتی تا آن لحظه که…. دلت در زیر خاک…. ذره ذره به تاراج بُرده می شود”
  190. “چشمانه پر از اشکم را به راه رفتنت دوختم… نه به امید اینکه برگردی… نه! به امید اینکه شاید روزی… دوباره… اتفاقی…. ازاین جاده ی اشنا رد بشی!!!”
  191. قلب من غصه نخور اون بالاخدایی هم هست!!!
  192. همه میروند و روزی باز میگردند جز ثانیه های ساعت اتاقم که وقتی رفتن دیگر پشت سرشان هم نگاه نمی کنند
  193. همه میخواهند جای اورا بگیرند بی آنکه بدانند او هم دیگر جایی ندارد…
  194. “شاید دل من عروسکی از چوب است مثل قصه ی پینوکیو محبوب است اما چه دماغی داره این بیچاره از بس که نوشته: حال من هم خوب است”
  195. “خدایا حالم داغونه… خدایا برم نمیگردانی؟؟؟ یک طرفم سرخ شد….”
  196. “مثل کبریت کشیدن در باد. زندگی دشوار است. من خلاف جهت آب شنا کردن را، مثل یک معجزه باور دارم. آخرین دانه کبریتم را می کشم در این باد. هرچه باداباد!…”
  197. وفا؟ هه، سگ گله ام را با گرگ دیدم…
  198. “مشترکم که بودی در دسترس نبودی! خاموشت کردم تا ابد…”
  199. ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺭﻭﺯﯼ ﺭﻭﺡ ِ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﺗﺮﮐﻢ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﯿﺴﺖ…
  200. این روزها فریادها فقط در تاریکیست.
  201. “کتاب سرنوشت برای هر کسی چیزی نوشت نوبت به ما که رسید قلم افتاد… دیگر هیچ ننوشت! خط تیره گذاشت و گفت: تو باش اسیر سرنوشت…”
  202. ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻟﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪﮐﺴﯽ ﺁﺭﺍﻣ ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻮﯾﺪ :”ﺑﻤﯿﺮﯼ ﺍﻧﺸﺎﺍﻟﻠﻪ “ﻭ ﻣﻦ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺑﺰﻧﻢ :ﺁﻣﯿﻥ :”
  203. “گفت سیگار نکش…. دردهیم را برایش گفتم! خودش کبریت کشید”
  204. خیلی تلخه بعد مدت ها عشقت و جلو یه بوتیک زنونه ببینی که داره واسه زنی که جای تو وایساده خرید میکنه…
  205. “روزهای تعطیل سخت تر میگذرند! چون میدانم وقت داری به من بیندیشی، اما نمی اندیشی…”
  206. از همه غم انگیز تر زمانیه که کسی که دوستش داری هیچ تلاشی برای نگه داشتنت نمی کنه
  207. نمی دانم گناه توست یا عیب از چشمهای من است؟ اینکه بعد از تو تمام عالم از چشمم افتاده اند…
  208. “دلَم رُمان عاشِقانه میخواهد.. که تو آن پِسرک سینه سِتَبرش باشی.. ومن دخترکی سربِه هَوا.. که باتَمام سَربه هَوابودنَش به راه آورده تو و دِلَت را”
  209. “با آمدنت کوهی از امید را به زندگی ام آوردی و حالا با رفتنت آتشی در قلبم روشن کردی که همه ی عمرم را باید در آن بسوزم ولی همچنان آرزوی من خوشبختی توست…”
  210. نه به دیروز هایی که بودی فکر می کنم نه به فرداهایی که شاید بایی. می خواهم امروز را زندگی کنم! خواستی باش، خواستی نباش!
  211. “کاش ناشناس بودم کاش میتوانستم حرف بزنم از ته دلم حرف بزنم از لحظات تنهای از نافرجامی قلبی که شکست افسوس که محکوم به سکوتم… تلخ میشکنم و میبارم”
  212. “گاهی باید نباشی… تا بفهمی نبودنت واسه کی مهمه… ؟! اونوقته که میفهمی باید همیشه با کی باشی….”
  213. “ذهنم فلج می شود وقتی می خوانمت و تو نمی گویی جانم؟”
  214. “عجیب است دریا…. همین که غرقش می شوی… تورا پس می زند…. درست مثل ادم ها…”
  215. “میانِ آدمک هایِ هزار رنگ دلباخته یک رنگی او شدم افسوس… گذر زمان بیرنگش کرد کم رنگ وکم رنگ تر….. وآخر مَحو..!”
  216. “اوج غمِ این قصه در این شعر همین جاست من بی تو پریشان و تو انگار نه انگار…”
  217. “باختم تا دل خوشت کنم بدان که برگ برنده ات سادگیم نبود دلم بود……”
  218. “نه با خودت چتر داشتی نه روزنامه نه چمدان… عاشقت شدم… از کجا می فهمیدم مسافری…”
  219. آدم ها دروغ نمی گن اگر چیزی می گویند صرفا ” احساسشان ” درهمان لحظه ست… نباید روش حساب کرد…
  220. “خیلی سخته برای فرار از فکروخیالش خوابیدن رو ترجیح بدی، اما اون واسه دیوونه کردنت به هرکجا سربکشه، یعنی حتی تو خواباتم ولت نکنه!”
  221. “عطر ِ تَنت روی ِ پیراهنم مانده.. امروز بوییدَمَش عمیق ِ عمیق ِ! و با هر نفس بغضم را سنگین تر کردم! و به یاد آوردم که دیگر، تنت سهم ِ دیگری ست… و غمت سهم ِ من!…”
  222. “تنها اشتباهم این بود که سخنانم را صادقانه گفتم گفتم که چقدر دوستت دارم و تو را برای همیشه از خودم فراری دادم”
  223. “نترس جانم! ظرفیت باور من به اندازه ی دنیاست تودروغت رابگو….”
  224. “تو این روزگار این شعر اینجوری میشه: چو عضوی به درد اورد روزگار دگر عضوها خنده و هار هار╮ (╯_╰) ╭”
  225. تنم سرد است گویا یکی دارد جام زندگی مرا به سلامتی کس دیگری مینوشد……..
  226. هرگز تمامت را برای کسی رو نکن, بگذار کمی دست نیافتنی باشی… آدم ها تمامت که کنند, رهایت میکنند
  227. “مثل اتاقی که از تاریکی پر شده باشد، پر شده ام از درد.. بی هیچ روزنه ای….”
  228. جهان تنها جاییست که عکاسانش برای جایزه، از گرسنگان جهان سومی عکس می گیرند!
  229. دیگر این اندام سوزان تو نیست که مرا احاطه کرده، دود سیگار است و بس…
  230. “بعضی از ادما “”خوب نمی بینن”” اما بدتر از اون اینه که بعضی دیگه “” خوبی نمی بینن “””
  231. “دیوانه اینها شعر نیستند!!!!! هذیان اند… به خودت نگیر… اینجا کسی براى تو نمی سراید!!!! دلباخته ات مرد….. هنگامی که چشم در چشمش باغریبه ها می خندیدی….!!!!”
  232. “سرت گرم شد سرم گرم شد تو به او… من به تب…”
  233. من همانم که با عشق تو سر به بالش میگذارم. دریغ از اینکه تو با دیگری به سر میبری…
  234. “برای اولین بار بود که از سیگار بدم اومد… وقتی که لبات بوی سیگار میداد… اما تو سیگاری نبودی…”
  235. “دست از پا خطا کنی تعویض میشوی.. همین حوالی کسی شبیه توست. این است پیام عشق های امروزی!”
  236. “دختر گل را به مرد داد وگفت :این مال شماست مرد گل را به همسرش تقدیم کرد و گفت :این مال شماست و زن گل را لای دفتر خاطراتش گذاشت آن شب زن به عشق همسرش می اندیشید مرد به دست های یخ زده ی دختر و دختر به این که چرا مرد بابت گل پولی نداد!”
  237. معنی فلفل نبین چه ریزه را روزی فهمیدم که اشک هایم ب این کوچکی پر از حرف ها و غم های بزرگ شد.
  238. “خدایا… دستم را بگیر که من از آدمهایت ترس دارم زیرا از دورنگی به چندرنگی رسیده اند…”
  239. “در دنیایی که همه یا گوسفندند یا گرگ ترجیح میدهم چوپان باشم همدیگر را بدرید من نی میزنم”
  240. “خداااااا یا!!! به قولت وفا نکردی!! گفته بودی حق انتخاب داریم!! پس چرااااا انتخابم در آغوش دیگریست…”
  241. “میدونی غَم انگیزْ ترین جای قِصه کجاستْ؟ اونجاست که نِگاهِت میکُنه میگه: “” خوشْبَخت بشی”
  242. “شد کوچه به کوچه جست و جو عاشق او شد با غم و غصه رو به رو عاشق او پایان حکایتم شنیدن دارد من عاشق او بودم و او عاشق او”
  243. نیمکت درونم خاک گرفته است… هر رهگذری که رد میشود فقط بند کفش هایش را سفت میکند و میرود…
  244. “برای به گریه انداختن من نیازی به داد و فریاد نیست بغض لعنتی من این روزها با عزیزم… جانم…. میشکَند!!”
  245. این روزها هر نفس درد است که میکشم در نبودنت… ای کاش بودی یا اصلا نبودی!!! اینکه هستی و کنارم نیستی دیوانه ام میکند
  246. به محتاج تو محتاجی حرومه…………
  247. “این روزها زیادی ساکت شده ام…! نمیدانم، چرا حرفهایم بجای گلو، از چشم هایم بیرون میاید؟؟؟”
  248. “یه وقتایی باید بری… اونم با پای خودت… باید جاتو تو زندگی بعضیا خالی کنی… درسته تو شلوغیاشون متوجه نمیشن چی میشه! ولی بدون یه روزی… یه جایی… بدجوری یادت میفتن.. که دیگه دیر شده! خیلییییییییی دیر…”
  249. عاشق آن آغوشی هستم که بوی بی کسی میدهد نه بوی هر کسی…..!!
  250. “شابلون نمی‌خواهد؛؛؛ کِشیدن درد های ِ یک زن؛؛؛ کافیست سَرِ سَطر؛؛؛ بنویسی: زَنانگی؛؛؛”
  251. پاهایم برهنه است!! کفشهایم را کسی برداشت که قرار بود “سالها با من بماند”…..
  252. “بیچاره سنگی که از دست کودک به سوی پرنده رها شد مانده است بال پرنده را بشکند یا دل کودک را…”
  253. دستاتو مشت میکنی، میگی گل یا پوچ، من میگم ههیچ کدوم! فقط دستانت…!!!
  254. “صدای باران زیباترین ترانه خداست، که طنینش زندگی را برایمان تکرار می کند، نکند فقط به گل آلودگی کفشهایمان بیاندیشیم!!!”
  255. “همیشه چوب سوختنی نیست… بلکه خوردنی هم هست… ما چوب حماقت خودمون رو می خوریم….”
  256. منم دیگر…. گاهی دلم شب بی گریه ویک زندگی آرام می خواهد….!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده − ده =