اصن یه وضی

اصن یه وضعی

  1. “با سگم عکس گرفتم گذاشتمش تو فیسبوک. پسر خالم زیر عکسم نوشته کدوم تویی؟ چرا من از هیچکی شانس نیاوردم عاخه؟ اصن ی وضی”
  2. “بدترین قسمت دیدن یه آشنا توی تاکسی اضطرابیه که تا مشخص شدن شخص حساب کننده ی کرایه ادامه داره و مدام ذهنتو درگیر میکنه …!!! دیدم که میگما … ^_^ اصن یه وضیااااااااااا …….”
  3. “یه روز داشتم یه قضیه رو واسه خواهرم (هنوزکوچیکه و درکش بالانیست) توضیح میدادم۲۰ باربراش گفتم باز گغت نفهمیدم منم سرش داد کشیدم :(خنننننننننننننننننننگ) بهد ۳ ثانیه تعجب و مکث ازم میپرسه ((خنگ)) یعنی چی؟؟؟ اصن یه وزی”
  4. “داداشم دیشب کلی تقلبی نوشته بود برا امتحانه فیزکش، صبش یادش رفته ببره مامانم دربست گرفته رفته سرجلسه بهش برسونه 😐 اصن یه وضی”
  5. “دعوت مودبانه ی بابام از من برای صرف شام: تَن لَشتو از پشت کامپیوتر جمع کن بیار، سفره پهن کن!! محبت همینجوری داره میپاچه رو در و دیوار اصن یه وضی”
  6. “توی این دوران امتحانا، یه خوابایی میبینم که قوه تخیل اسپیلبرگ و نولان هم صد سال دیگه نمیتونن هضمش کنن! چنین ذهن مغشوشی دارم… اصن یه وضی… “
  7. “من موقع تعارف خوراکی به دوستم: میخوای؟ چیزی که توفکرمه: بگو نه لعنتی جون مادرت بگو نه دوستم هم با اشتیاق فراوان آره عزیزم دست گلت درد نکنه………….. من در اون لحظه 😐 لال بشم الهی کوفت بخوری اصلا یک وضعیتی”
  8. اعتراف می کنم تو دوران دبستان یه روز همه گچایی که پای تخته بود رو با هزار بد بختی روی پنکه ریختم، یه عالمه هم گچ از دفتر کش رفتم اوناهم پودر کردم ریختم رو پنکه… سر کلاس که پنکه رو روشن کردیم کلاس مه شد، اصن یه وضعی!!!
  9. “دارم تو خیابون راه میرم طرف پریده تو بقلم میگه سلاااااام چطوری؟! میگم شما میگه واااا نشناختی تو فیس بوک دو تا فرند مشترک داریم!!!! اصا ی وزی”
  10. “به همین سوی چراغ طرف تو پروفایلش زده… Works at FBI… پیش خودم گفتم دمش گرم… پرچم ایرانی ها تو اف بی آی هم بالاست… بعد دیدم تو پرانتز زده…. Works at FBI (Fedrasion e Bikaran e Iran). خدایا رحم کن!… 😐 آخه این وضه نه وضههههههههههههههه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!”
  11. داشتیم دیوان حافظ میخوندیم یهو پسر خالم گفت :حافظ چه خوش خطه. اصن ۱وضی
  12. “استرسی که ما موقع باز کردن سایت دانشگاه واسه دیدن نمرمون داریم تروریست های القاعده برای عملیات انتحاری ندارن. اصن یه وضی”
  13. “بچه که بودیم بابامون بهمون اخم میکرد تا یه هفته جلوش سبز نمیشدیم بچه های این دورو زمونه یه نمونش دختر داییم بهش میگم بچه بشین میگه ساکت میزنمت خون بالا بیاری هااااااااا 😐 بچه نیستن که دایناسورن 😐 اینم از وضع ما”
  14. “یادش بخیر بچه بودیم، هرکی بهمون فحش میداد کف دستمونو نشونش میدادیم میگفتیم آینه آینه! حالا اگه جرات داری به بچه های امروزی فحش بده یه چیزی جوابتو میده که باید معنیشو از بابات بپرسی اصن یه وضی”
  15. “مامانم غذا میپزه نمک توش نمیکنه آخه فشار داره بهد سرسفره فقط خودش نمکپاش دستشه میگه غذا بی نمک بی مزه است من :/ مامانم:)) غذا :||| نمک:)))) اثن ی وضعی نیست چرا اینقدر دلت میخواد ی وضعییییی باشه ها؟؟؟؟”
  16. داشتم درس میخوندم یه پشه اومد گرفتم گذاشتمش زیر میکروسکوپ لامصب عجب بدنی داشت, اصن yeوضعی…
  17. “آقا مادیشب داشتیم با ماشین میومدیم تو کوچه یه گربه ای همون وسط لم داده واسه خودش حالا ما هر چی میریم جلوتر مگه بلند میشد! ماشینو نگه داشتیم تازه با عشوه راه افتاد رفت از اون نگاه های معنادار هم کرد جان خودم! اسن یع وضعیییییی شده بخدا!”
  18. “یه سوال خیلى مهم همین الان ذهنمو درگیر کرده. عربا به گوژپشت چى میگن. نه واقعا مهمه واسم. جواب بدید. اصلا یک وضعى”
  19. ﺩﯾﺸﺐ ﺯﺩﻡ ﯾﻪ ﭘﺸﻪ ﺭﻭ ﮐﺸﺘﻢ. ﺍﺯ ﺑﺲ ﺧﻮﻥ ﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﮔﺎﺵ ﺑﻮﺩ، ﺣﺴﯽ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ ﺑﻪ ﺭﺳﺘﻢ ﻣﻮﻗﻊ ﮐﺸﺘﻦ ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩ. ﺍﺻﻼ ﯾﻪ ﻭﺿﻌﯽ!!
  20. “آسمان را ستاره زیبا میکند….. باغ را گل….. چشم را اشک…… کویر را آب…….. و تو را عمل دماغ عثن یه وزی”
  21. “یکی از هم کلاسی های دانشگاه عاشق یه دختره شده بود که کاپشن آبی می پوشید! هوا گرم شد دختره کاپشنش رو در آورد پسره گمش کرد اصن یه وضی”
  22. “عاقایه روزداشتم میرفتم دانشگاه سره کوچه منتظره دوستم بودم که بیادباهم بریم که یدفه بابام جلوم سبزشدگفت :اینجاچیکارمیکنی خیلی بااعتمادبه نفس گفتم :پس کجاچیکارکنم اصلن۱وضی”
  23. “از دست رفیقم قاطی بودم یه پیامک صوتی بهش دادم پر از فوش و دریوری بعد با کلی ذوق بهم زنگ زده میگه بگو چجوری صدات رو برام اس ام اس کردی؟!!!!!!!! این هم رفیق ما داریم عصن۱وزیه”
  24. “ته سطل، یه خورده ماست بود اقام اومد دوغش کنه دید اب تو یخچال نیست شربت و ریخت داخلش خورد ایستادم نگاش میکنم، میگه چیه :خوب تحقیق علمیه اسن ۱ وذئیه”
  25. “بابام از بیرون اومده میگه یه دختره رو دیدم لاک سبز طوطی ای زده بود!!!!!!! شما میدونین سبز طوطی ای چه رنگیه عایا؟ اصن یه وضییی”
  26. “پول دادم به برادر کوچیکم بره یه تیغ برام و بقیه پول رو برای خودش یه بستنی بگیره رفته با یه بستنی برگشته می گم :تیغ کو؟ می گه :پول کم اوردم اصن یه وضعی”
  27. “دارم میرم کلاس زبان به مامانم میگم همش فک میکنم چیزی رو جا گذاشتم. برگشته میگه دماغگیرتو برداشتی؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اثن یه وزی”
  28. “یه گودزیلا داریم شش سالشه! رفته بودیم دکتر دکتره میخواست آمپولش بزنه… دکتره گفت :خب حالا بیا این آب نباتو بگیر! گودزیلا یهو گفت بعدش شل کنم؟! اصن یه وضیییییی”
  29. “شماهاهم موقع شنیدن حساس ترین دیالوگ فیلم مامانتون تو آشپزخونه شروع میکنه به جابه جا کردن ظرفا اونم با بلندترین صدای ممکن آیا؟؟؟ یافقط مامانه من اینجوریه؟؟؟؟ اسن ی وضی”
  30. “مادر بزرگم داره دعا میخونه خواهر۴ساله ام رفته بهش میگه: مامانی به خدا بگو یه آقای خوب برای من بفرسته من عروس بشم. نسل جدید ما رو!!!!!! اصن یه اوضایی وا”
  31. “یعنی یه پشه تو نیم ساعت کاری با من کرد که چنگیزخان با مردم دنیا نکرد!!!!! اصن یه وضی…”
  32. “مامانم بهم زنگ زده…:| من :جانم؟ مامانم :جانم نیست منم!!! اصن یه وضی”
  33. “یارو تا دیروز توی خونه شون نمیزاشتن چایی بخوره، که یه وقت شب سیل نیاد حالا به ما که رسیده میگه :قهوه، فقط تلخ باشه پیلیززز اصن یه وضعیییییییییییییی”
  34. “یه روزباکلی احساساتوخیلی جدی به مامانم گفتم مامان عشق چیه؟!! مامانمم خیلی جدی بم گفت: عشق یعنی زندگی راباختن، چندسالی رابی دلیل باهرالاغی ساختن منo_Oo مامانم; -) عشق۰:) اصن یه وضعی”
  35. “صبح واس سحری پاشده بودیم به داداشم میگم خاموش کن اون برقو الان این طوطیه عرعرش در میاد دوباره سر صبحی مثل خروس بی محل شروع میکنه به واق واق کردن…… یعنی داداشمو با کاردک هم نمیشد جمعش کرد. اصلا یه وضعی”
  36. به دختره پیامک دادم دوستت دارم می خوام باهات ازدواج کنم اونوقت تو جواب نوشته چیکار کنم. اصلا یه وضضضضضضعی
  37. “پسره اومده گیر داده تو خیابون که “”شمارم بگیر””، “”شمارم بگیر”” خواستم از شرش خلاص شم، گفتم :خوب بده میگه آخه خودکار ندارم میگم بگو میزنم تو گوشیم، یه ذره فک کرده میگه :حفظ نیستم! اصن یه وضی… کی گفته زنا ناقص العقلن؟؟:))”
  38. ببین مال بقیه هم رفته یا فقط مال ماست؟ اولین جمله ای که موقع قطع برق ایرانیها به زبان می آورند
  39. “قلم چی کم مونده دیگه فقط اینو تبلیغ کنه: به نام خدا لیونل مسی هستم بهترین بازیکن جهان از سال اول دبیرستان در کلاس های آماده گی کانون شرکت می کردم والا اصلا یع وعضیه که نگو”
  40. “باورکنین راست میگم… پسره اومده سرکلاس نشسته یه مشت خودکاراکلیلی درآورده بایه دفترسیندرلا داره جزوه الکترونیک مینویسه!!! این بعد۲سال هنوز نفهمیده فرق دانشگاهوبامدرسه آیا؟؟؟ این افق کجاست پس؟؟! اصن یه وزییییییی”
  41. “ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺩﻡ ﺑﺨﺖ ﺑﻪ ﺩﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻴﺸﻦ: ﮔﺮﻭﻩ ﺍﻭﻝ ﮔﺮﻭﻩ ﺩﻭﻡ ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﻴﭻ ﻓﺮﻗﻲ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻥ ﭼﻮﻥ ﺗﻌﺪﺍﺩﺷﻮﻥ ﺧﻴﻠﻲ ﺯﻳﺎﺩ ﺑﻮﺩ ﺗﻮ ﻳﻪ ﮔﺮﻭﻩ ﺟﺎ ﻧﻤﻴﺸﺪﻥ ﺑﻪ ﺩﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﺗﻘﺴﯿﻤﺸﻮﻥ ﮐﺮﺩﯾﻢ! هار هار هار اینه وضعه ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا”
  42. “قدیما تا به دوس پسرت میگفتی تو خیابون بهم متلک گفتن جوش میکرد و داد میزد میگفت برم فلان فلانش کنم!!!! اما حالا تا به دوس پسرت میگی بهم متلک گفتن میگه بس که امروز ناز شدی حق دارن مردم!!!!”
  43. “اعتراف میکنم من وقتی دبستان بودم وقتی نمیخواستم برم صف پای راستمو میگرفتم و میرفتم پیش مدیر میگفتم آخ آخ پام درد میکنه بعدش مدیر میذاشت تو کلاس بمونم:))”
  44. به تبلیغات جدید انتشارات کنکوری و به اسامیشون دقت کردین؟ گردوی دانش…. کلاغ سفید… امروز فرداست که کتابهای انتشارات جدیدترم بیاد مثلا انگورعلم… کره الاغ دانا… غاز نارنجی!!!!
  45. یکی از شکست های عشقی که دخترا در دانشگاه می خورن اینه که:…پسر مورد علاقه شون… خودش جزوه می نویسه آخه به تو هم میگن مرد؟؟
  46. نظر مارکوپولو درباره اصفهان :مردمی بسیار با ادب وهنرمند دارند، ولی درعجبم که چرا به یک باغ چهار باغ میگویند به بیست ستون چهل ستون و یک پل را سی و سه پل واز همه عجیبتر یک شهر را نصف جهان میدانند!!!!!!
  47. تا حالا دقت کردین هر وقت یه تیکه یخ از دستت افتاده روی زمین با لگد زدی که بره زیر یخچال!
  48. “هیچوقت نفهمیدم چرا آدما زیرِ پتو احساس امنیت میکنن… حالا گیریم یه قاتل اومد توی اتاق خواب بعد حتما ًمیگه :«الان اومدم بکشمِت… اَه لعنتی پتو داره نمیشه!”
  49. ینی لذتی که من موقع پیدا کردن آجیل و شکلاتهایی که مامانم تو کابینتو سوراخ سمه های دیگه قایم میکنه میبرم, کریستف کلمب موقع کشف آمریکا نکرد:) عصن یه وضعیه خونه ی ما بعععلللههه
  50. “بیشرف این کودک درونم به ندای درونم شماره داده! دنیایی شده ها!!!”
  51. “اعتراف واقعی از خودم سرفه هام خوب نمی شد رفتم شربت توسیان خریدم ماما میگه یه هفته نخور خوب نشدی بخور کلی پولشه من میدونم سرراهی هستم”
  52. معلم کلاسمون گفت اگه به مادرتون بگی منو بزن مطمین باشید نمی زنه بعد من به مامانم گفتم منو بزن گفت برو گمشو تورو خدا زده دیگه من برچی بزنم حالا شما حال منو ترسیم کنید
  53. “بابام عصبانی شده برگشته میگه همچین میزنم تو سرم که چشام بپره بیرونا آقا من،، بابام،، چشمای بابام، oo؛ اصن ی وضی”
  54. “یکی از بچه های فامیلمون گیر داده میگه کولر گازی با گاز کار میکنه فک و فامیله ما داریم والا اصن یه وضی”
  55. به یارو یه توپ فوتبال نشون میدن میگن این چیه!? میگه اونقدر هم خنگ نیستم معلومه دیگه زمین شطرنجه
  56. بابای من رفته یک میلیون پول پخش و باندو LCDبرای ماشین کرده میگم برو یه فلش بگبر توش اهنگ بریزم میگه :بزار پولدار بشم بعد!!!!!!! اصن یه وضی
  57. “امیدوارم یه روزی اونقدر فرهنگ سازی بشه که تا دستت به کمرِ کسی زدی؛ نگه: آهان… همونجارو بخارون..!”
  58. “تقصیرخودمونه بعضیاعددی نبودن ما اوناروبه توان رسوندیم…!!! اسن ی وزی”
  59. “ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯿﺂ ﺑﺂﺱ ﮔﻔﺖ ﻭﺁﺳﻪ ﺭِﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﺂ ﺑﺂﯾَﺪ ﺩَﺳﺖ ﻭ ﭘﺂ ﺑِﺰَﻧﯽ.. ﺯَﻧﮓ ﻭ ﺍِﺱ ﺍِﻡ ﺍِﺳﻮ ﮐﻪ ﻫَﻤﻪ ﻣﯿﺰَﻧَﻦ. اصن یه وز وزی “
  60. “هدف دخترا برای حضور در اماکن مختلف: دانشگاه :پیدا کردن شوهر شبهای قدر :پیدا کردن شوهر اموزش رانندگی :پیدا کردن شوهر سیزده بدر :پیدا کردن شوهر فیس بوک :پیدا کردن شوهر گفتن اییش بعد از خواندن این پست :یافتن شوهر (بنده)”
  61. “ما پیر شدیم و آخرش هم نفهیمیدیم: لب تاب؟ لپ تاپ؟ لپ تاب؟ لب تاپ؟ هرکدومم میگیم یه لامصبی، پیدا میشه میاد گیر میده والا…”
  62. “زمانی که مامدرسه می رفتیم یه نوع املاء بود به اسم””دیکته پاتخته ای””! توی زمان خودش ودرنوع خودش عذابی بود الیم! برای کسی که پای تخته می رفت یه حسی داشت تومایه های اعدام در ملاء عام…!!! وبرای همکلاسی های تماشاچی چیزی بود مصداق تفریح سالم…”
  63. خیلی خسته ام…………. نه اینکه کوه کنده باشم! نه! یه ده_ بیست دقیقه ای درس خوندم!!!!!!
  64. عاقا شنیدم خط تولید پراید متوقف شده… یعنی جامعه ی بشری ایران از خطر انقراض نجات یافتن… یعنی دیگه میتونیم در جاده ها با ارامش رانندگی کنیم…
  65. “خدایا….. خدایا………. خدایا……………… آخه تواین دنیای کثیف این چهره ی جذاب چی بود بما دادیا…..”
  66. باید رفت…… گاه از قلب کسی……… گاه جفت پا تو صورت کسی!
  67. “مورد داشتیم یارو ماشینش پنچر شده بود کاپوت میزنه بالا!!!!!!!!!!!! اصلا یک وضعی هست (مودبانه)”
  68. نبخش مرامادر این قد با لگد به شکمت زدم (خاطرات بروسلی)
  69. “امروز دیدم پشت یه نیسان آبی نوشته :‎ ‎من و ماشینم، شما همه!!! با توجه به شناختی که از نیسانای آبی دارم این حرفش کاملا منطقی بود”
  70. “هیچ چیز گرانتر از اشک یک زن وجود نداره… یک قطرش که بریزه اول خط چشم loreal بعد ریمل dior پخش میشن بعد که میاد پایین با رژگونه D&G مخلوط میشه و بعد رژ لب kiko رو خراب میکنه ینی حداقل ۶۰$ تموم میشه براش!”
  71. یکی از کاربردای کارت ملی اینه که هراز چندگاهی ۱نگاه بهش بندازی و به قیافه الانت امیدوار بشی;))))
  72. “ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﻪ ﺩﻭﺱ ﭘِﺴﺮﺵ ﮔﻔﺘﻪ :ﻣﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﯾﺦ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﻋﺸﻘﻢ! ﭘِﺴﺮﻩ ﮔﻔﺘﻪ :ﻋﺸﻘﻢ ﯾﻪ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺻﺐ ﮐﻦ ﺍﻻﻥ ﮐﺎﭘﺸﻨﺘﻮ ﺑﺖ ﭘﺲ ﻣﯿﺪﻡ…… اصن ی وضعی شده”
  73. واقعا چه معنی داره روزا به این کوتاهی آدم هر روز رختخوابشو جمع کنه. پس مسئولین چی کار میکنند!
  74. خدائیش دم این پرستارای ایرانی گرم توی همه فیلما و سریالا میگن :هیس ساکت اینجا بیمارستانه اگر تذکر این عزیزان نبود قطعاٌ مراجعین بیمارستان را با کارگاه نجاری اشتباه میگرفتن. درست نمیگم
  75. “تو خیابون یه ماشینه پشتش نوشته بود= (این بابا خر شده میخاد منو بفروشه) من=… ۸*&@ تو=خخخخخخخخ تبلیغ برنج هایلی=! *) ۶^$”
  76. آقا ما دسته جمعی رفته بودیم باغ که خواهر زادم دستوییش گرفت، ماهم گفتیم بره کنار درخت کارش رو انجام بده که به عنوان کود واسه درخت هم باشه، که باغبون اومد دید، هیچی دیگه کاری کرد ما همون رو بذاریم تو پلاستیک با خودمون ببریم ا۳ن۱وzی
  77. “بعضیا آبرو هرچی دانشجویه بردن…. نه مشروط میشن نه درسی رو می افتن حتی حذفم نمیکنن….. به خدا خجالت داره……!!!:”
  78. “با دختر عمم رفتیم عطاری به فروشنده میگه ۱۰۰۰تومن زردچوبه بده ۱۰۰۰تومن فلفل سیاه بده، بعد فروشنده کشیده داده، بعد دختر عمم میگه خب عاقا چقدر میشه؟ من 😐 فروشنده 😐 asan yeeeeeeeeee vaziee”
  79. يارو داشته دنبال جاي پارك مي گشته اما پيدا نمي كرد! در همون حال گشتن به خدا ميگه: خدايا اگه يه جاي پارك برام پيدا كنيا من نماز مي خونم، روزه مي گيرم كه يه دفعه يه جاي پارك مي بينه و به خدا مي گه! خدا جون نمي خوادخودم پيدا كردم
  80. “ﻣﻦ ﺁﺧﺮ ﺳﺮ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﻩ ﺍﯾﻦﺩﺧﺘﺮﺍ ﺩﺭ نیاوردم: ﻣﺘﻨﻔﺮﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﻨﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﭙﺮﺳﯽ …. ﻭﻟﯽ ﭘﺪﺭﺗﻮ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺭﻥ ﺍﮔﻪ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺗﻮﻟﺪﺷﻮﻥ ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺮﻩ”
  81. “یارو زنگ ميزنه فرودگاه و ميگه: ببخشيد از اينجا تا تهران چقدر راهه؟ کارمنده ميگه: يه لحظه… ميگه: خب خيلي ممنون! و قطع مي‌کنه!!”
  82. “ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺑﻪ پسره ﮔﻔﺘﻦ ﺍﻻﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﯽ؟؟ ﮔﻔﺘﻪ :ﺍﻻﻥ؟؟ ﯾﺎ ﺍﻻﻥ؟؟:”
  83. “تو ماشین بودم راننده ۱۰۰ تومن خورد نداشت، برگشت به طرف یه آدامس داد من:) راننده =) اون طرف 😐 انجمن ادامس خورا O o”
  84. “دیروز مامانم رفت پیش بابام گفت پول بده میخوام برم ارایشگاه بابام پولو داد و مامانم از تو کشو موچین برداشت سیبیلا و ابروهاشو تمیز کرد رفت بیرون بعد ی ساعت برگشت بدون هیچ تغییری تازه با کلی عشوه هم میگه خوب شدم؟ بابای منم میگه اره ماه شدی ماه من۰_o”
  85. “مورد دیده شده پسره عکس احسان علیخانی رو گذاشته عکس پروفایلش، دختره اومده زیرش نوشته واییی چقد شبیه احسان علیخانی هستی…!؟ پسره زیرش نوشته :مرسی عزیزم همه همینو بهم میگن…:(“
  86. دکتر به بنده خدا گفت :زنت سکته ناقص کرده! بنده خدا گفت :مرده شور برده هیچ کاریو کامل انجام نمیده
  87. “ﺳﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻣﺤﺎﺳﺒﺎﺗﯽ ﻣﻦ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ… ﺑﯿﺴﮑﻮﺋﯿﺖ ﺭﻭ ﭼﻘﺪﺭ ﺗﻮ ﭼﺎﯾﯽ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻧﺮﻡ ﺑﺸﻪ ﻭﻟﯽ ﻭﺍ ﻧَﺮﻩ!؟ اینه وضه ما ……”
  88. “حالا هر شب تا ۴ صبح پای نت ول می چرخی، ولی یه شب بخوای برا امتحان بیدار بمونی کافئین خالص هم بخوری ۱۰/۳۰ بیهوش میشی رو تخت! عثن ی وظی!!!”
  89. “به خدا گفتم: وجدانن من چی کم دارم که یه مخاطب خاص ندارم؟؟! ندا آمد که: تو همه چی داری بنده من، این دخترا هستند که لیاقت تورو ندارن :|”
  90. “یارو پى ام داد میشه خواهش کنم پیجمو لایک کنى? گفتم آره خواهش کن زد بلاکم کرد… ملت مریض شدن اصن واااااااااااااااااااااااااااا……………………”
  91. وقتی بچه بودیم زنگ یه خونه رو که میزدیم در نمیرفتیم، وامیستادیم تا صاحبخونه در رو باز کنه بعد قدم زنان از جلوش رد میشدیم! اونم محاسبه میکرد با خودش میگفت :کسی که زنگ رو زده الان رسیده سر کوچه پس اینا نیستن!! از همون طفولیت علم فیزیکمون خوب بود 😐
  92. “دو راه برای خانم مهندس شدن هست: ۱-اینقدر درس بخونی تا خانم مهندس بشی ۲-یه شوهر مهندس پیدا کنی!!!!”
  93. “این دخترایى هستن که توخونه دست به سیاه وسفیدنمیزنن.. اما تومهمونیا میخوان خودشونه تو ظرفشویى خفه کنن!! اینا رو اذیت نکنین.. اینا دنبال مادرشوهرمیگردن..!! ;))))))))))))))) اصن یه وزین اینا”
  94. “مورد داشتیم طرف تو پروفایلش زده بود فرانسه زندگی می کنه بعدش تو دوشنبه بازار دیده شده:”
  95. امروز سوار تاکسی شدم تا راننده دید یه ماشین دیگه داره نزدیک میشه فرمون رو ول کرد گارد تکواندو گرفت!!!!!!!!!!!!!!!!!! منو میگی!! مردم اعصاب ندارنا
  96. “برنامه نود کارشناس :اقا عادل این تلویزیون چند اینچه؟؟؟؟ فردوسی پور :ااااا خیلی اینچه اخه مجریه ما داریم!!!!! والا”
  97. “امروز ۲ نفر بخاطره من دعواشون شده بود ﻫﺮﺩﻭﺷﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻦ ﻣﻨﻮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ ﺍﺻﻦ ﺍﺷﮏ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﻡ ﺟﻤﻊ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﻣﻬﻢ ﺑﺎﺷﻢ ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﻋﻮﺍ ﺑﯿﻦ ۲ ﺗﺎ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺑﻮﺩ… ﻭﺍسم اصلا مهم نیست”
  98. “وقتی ناخنام بلنده: والدین گرامی=ناخن گربه ای دوستان=چرکولک وقتی سرخورده میشم و کوتاشون میکنم: والدین=اصن ما حدیث داریم ناخن زن بلند باشه دوستان=کصافط بدسلیقه، ناخن به اون ناز داشتی من میخوام ناخونامو با انبردست بکنم….. نظرت؟”
  99. “مردها را باید کشت جور دیگر باید زیست… خخخخخخ”
  100. “به یارو میگم از اینجا چطوری میشه برم میدون ونک..؟؟؟!!! میگه باید بپرسی 😐 بهش گفتم خو بنظرت من الان دارم حموم میکنم؟؟!!!!!!! اصن نمیدونم خودتون بگین چه وضیه..”
  101. “به دختره میگم داری چی کار میکنی! میگه دارم با یکی از عشقام میچتم!! لامصب دل نیست که اتوبان همته”
  102. “شب امتحان خوابگاه دخترا_وااای من وقت نکردم سه دور بخونم توچی؟ منم یه دور بیشتر نخوندم… حالا خوابگاه پسرا_تقققق _چیه چرا میزنی؟ خاک برسرت تک حکم دست تو بود نیمدی پایین؟”
  103. این سوال از بچگی تو ذهنمه :اگه ی روز زلزله اومد من تو حموم بودم دقیقا باید چیکارکنم؟؟؟؟
  104. “نمیدونم چه حکمتیه این پسرایی که بدنسازی میرن اصرار دارن که سردشون نمیشه.. دقت کردین؟؟ اصن ی وضیه.. :|”
  105. مورد داشتیم پسره پدربزرگش فوت شده تا چهلم ابروهاش بر نداشته اصلا ۱۰۰۰۰۰۰۰وعضی
  106. “اعتراف می کنم همیشه هرسال هاااااااااااااااا وقتی تازه میرم کتاب هامو میگیرم تا۳روزه اول شایدهم یک هفته ی اول وسط کتابومیارم هی بوی میکنم اصن یه بوی خاصی میده اصن بدوضعی”
  107. دقت کردین توکلاس وقتی معلم نیست همه هم دارن شلوغ می کنن تا میاین یه چیزخصوصی به دوستاتون بگین همه ناخوداگاه وبصورت اتفاقی ساکت میشن؟
  108. “یکی از آپشنایی ک پسرا دارن اینه :شکست عشقی میخورن در حد خودکشی اصلا داغونا! بعد تا یه دختر خوشگل میبینن :جووووووووووون….. اصلا یه وعضضضضی”
  109. “مورد داشتیم عروس اسم تو شناسنامه ش سکینه بوده تو خونه کلثوم صداش میکردن ولی خودش اسمشو گذاشته آندیا….. اصن یه وضی……”
  110. بعضی ها انقدر سیب زمینی و خیار و بادمجون رو کلفت پوست میکنن که آخرش فقط یاد و خاطره ش می مونه :((
  111. “یه دیونه یه سنگیو میندازه توچاه, صدتا عاقل نمیتونن درش بیارن, فقط خودش میتونه!! اصن یه وضی”
  112. “رفتم سر جلسه امتحان یچیزایی دیدم که باورم نشد!!! نمیدونم چرا وقتی به برگه نگاه میکردم، استاد و عمش مث این فیلما ازجلوم رد میشد؟ اسنا یه وزغی بود”
  113. “واسه دوتا از دوستام تعریف میکردم که این احمقای خولو چله شکم پرست (داداشمو دوستاش) صبح ساعت ۵با اون سرما رفتن بیرون کلی راهو کوبیدن رفتن کله پاچه زدن اونوخت برگشتن میگن آااااه چ باحال میای فردا ماهم بریم؟؟؟!!! اصن یه وضعیه”
  114. تا حالا دقت کردین «موفق باشید» های استاد آخر برگه امتحان، جواب همون «خسته نباشید» هایی هستش که وسط درس دادنش می گفتی
  115. “دقت کردین شب های امتحان تلویزیون چه قدر فیلم های جدید و متنوع پخش میکنه و اینترنت هم سرعتش بالا میره؟ تازه هرچی امتحان سخت تر، فیلم ها بیشتر و سرعت بالاتر… اگر دقت نکردین همین شبا فرصت خوبیه! چه وضعیه؟؟؟”
  116. “قابل توجه کسانی که زیاد میرن در یخچال. یه پیشنهاد خوب براتون دارم درساتونو خلاصه کنید بزنید رو در یخچال باور کنید روزی ۲۰ بار دوره میشه من الان با این کار شدم شاگرد دوم ولی فک کنم شاگرد اول کلاسمون یخچالشون از این دو دره هاست کصافط”
  117. “دوستم زنگ زده به تلفن خونمون میگه :سلام. کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من :-@ دوستم 🙂 عثن ۱ وذی”
  118. “پسره از پیاده رو داد زد و گفت :چطوری سیبیلو؟! دختره با خونسردی گفت :وقتی تو ابرو بر میداری مو رنگ می کنی و گوشواره میزاری منم، مجبورم سیبیل بزارم تا جامعه احساس کمبود مرد نکنه!!!”
  119. “اومدن یه کاری کنن مردم از ویچت استفاده نکنن تازه با کلی برنامه و اپلیکشن جدید و بهتر آشنامون کردن! چقد باحالن دمشون گرم که اینقد دوسمون دارن!”
  120. “خیلی بده با شنیدن یه اهنگ عاشقونه..یاد چند نفر بیوفتی ادم تمرکزشو از دست میده خخخخخ اصن یه وضی”
  121. “اعتراف می کنم بچه که بودم تو نقاشی هام ماه و ستاره و خورشید و ابر رو با هم می کشیدم……………….. اصن یه وضی”
  122. دقت کردید هر موقع بد تیپ میزنید یه نفری که خیلی مهمه واستون رو میبینید!
  123. “خسته ﺍﻡ ﺭﻓﯿﻖ ﺧﺴﺘﻪ!!!! ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﻮﻩ ﮐﻨﺪﻩ ﺑﺎﺷﻢ ﻓﻘﻂ………. ۲۰ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻡ”
  124. “میگم یه وقت زشت نباشه دیروز با مامانم دعوا کردم، امروز آلبوم بیرون ندادم؟”
  125. “می دانی اگر هنوز هم تو را آرزو می کنم برای بی آرزو بودن من نیست شاید برای آرزویی زیباتر از تو سراغ نداشتن است.”
  126. “امروز سر جلسه امتحان رسیدم به یه سوال خیلی سخت 😐 دقیقا همون لحظه مزخرف ترین آهنگ عمرم تو مغزم پلی شد: امشب دل من هوس رطب کرده/عاشق شده از عشق تو تب کرده…:| آخه خدایا! چرا من؟! این چه وعضیه عاخه؟:(((“
  127. “جواب ایرانی ها به اس ام اس یه ناشناس: دهه پنجاهی :حتما” اشتباه فرستاده دهه شصتی بعد چند بارتکرار :شما؟ دهه هفتادی :هنوز عرقه پیام خشک نشده u؟ دهه هشتادی :کدوم یکی هستی؟ اینطور پیش بره نودی ها شماره ناشناس ندارن!”
  128. “دعای من روز امتحانات: خدایا من حاظرم برم کارگری کنم ولی درس نخونم امین………”
  129. “اﺯ مسئولین ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺩﺍﺭﻡ ﺳﻮﺭﺍخ هاﯼ ﻧﻮﻥ ﺳﻨﮕﮏ ﺭﻭ ﭘﺮ کنند، ﻣﺮﺑﺎی ﺁﻟﺒﺎﻟﻮ ﮐﻮﻓﺘﻤﻮﻥ می شه!”
  130. “خونمون مهمون اومد، وقتی دروبازکردم دخترشون یک مترو نود بود، وقتی کفششورودر آورد شد یک مترو هفتادوپنج، اومدتوی خونه گلیپسشو بر داشت شد یک مترو پنجاه، نگرانم محو بشه….”
  131. “دقت کردین موقع خواب اگه پات بیرون پتوباشه چه حسه بدیه؟؟ ولی وقتی زیره پتوباشه یه احساس امنیتی به ادم دست میده که نگوووو:)))”
  132. “نسلِ امروز وقتی‌ بحثِ ازدواج می‌کنه، دیگه صحبت از یه عمر نیست، صحبت از یکی‌ دو سالِ آینده ‌ست…!!!! اصن یه وزی دیگه”
  133. “طرف با نارنجک بازی میکرده میگن نکن می ترکه میگه خوب بترکه دوتا دیگه دارم… با کیا شدیم ۷۵ میلیون اصن یه وضی”
  134. آغا امروز بادوستم رفته بودیم بیرون وقتی خواستیم سوار تاکسی بشیم دیدم یه دختر عقب نشسته که دوستم رفت عقب نشست به من گفت تو برو جلو، حالا من موندم ببینم خواست به من احترام بزاره یا مخ طرف رو بزنه….
  135. “بنا به عامار جمعیتی ایران… به هر پسر دو دوست دختر میرسه…. خدا شاهده ازش نمیگذرم اونی که حق منو خورده… :)”
  136. “غلط کرده هر کس میگه من برات تره هم خورد نمیکنم… من برای تو خیلی چیزا خورد میکنم…! مثلا دندونات یا حتی قلم پات..! والااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا”
  137. “دقت کردین؟ بعضی ترانه ها برای تست کردن دکمه Next ساخته می شن…!!!”
  138. “شیوه خرید کوکا کولا در شیراز سلام کاکو، کوکا کولام داری؟ – ها کاکو. کوکام هَس. همون جُو وردار.. – کو؟ ایکه کاکائوئه کاکو!!! – نه کاکو، پشتِ کاکائوا کوکان اصن بد وضیه”
  139. خواسته ها و آرزوهای من دارن لخت می گردن هنوز نتونستم بهشون جامه عمل بپوشونم!
  140. یارو تو علایق شخصیش نوشته غذای مورد علاقه ام اسپاگتی با سس قرمز و با سالاد میوه و نوشیدنی کمی خنک. اون وقت تو صف نذری بر اثر برخورد قابلمه نفر بقلی به سرش رفته کما!!!
  141. استادهای دانشگاه رو بردن تو هواپیما از بلندگو اعلام کردن که” این هواپیما ساخت دانشجوهای شماهست..! همه اساتید فرار کردن! جز یه استاد پرسیدن :چرا نشستی؟ استاد گفت :اگه این هواپیما ساخت دانشجوهای منه که شک دارم پرواز بکنه تازه اگه روشن شه..!
  142. ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﻴﺴﺖ ﺻﻔﺤﻪ ﺗﺎﻳﭗ ﻣﻴﮑﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻳﻬﻮ ﻳﺎﺩﻡ ﺍﻭﻣﺪ ﺯﺑﺎﻥ ﻭﻳﻨﺪﻭﺯﻭ ﭼﮏ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ…. ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﻴﺨﻮﺍﻡ ﺗﺎ ﺳﺮﻣﻮ ﺑﺎﻼ ﺍﻭﺭﺩﻡ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﻤﻴﺸﺪ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﻮﺩ و ﻟﺞ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ…. ﻳﻪ ﺧﻂ ﺩﻳﮕﻪ ﺗﺎﻳﭗ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺮﻕ ﺭﻓﺖ.
  143. “اعتراف می کنم یه بار رفته بودم مجلس عزا، یارو اومد بهم دستمال تعارف کرد گفت :بفرمایید. منم از دهنم پرید گفتم :نوش جونت. خودت بخور. عسن یح وزی”
  144. آقا این دلسترا هست که اسم برندش “اینو” ئه. خداییش خیلی تابلوئه ها فکرکن بریم سوپر بگیم سلا م اینو داری؟؟؟ o-O یا مثلن بزاریم جلو مهمون بگیم بفرمایین اینو میل کنین…. مهمونا میرن تو افق که!!!
  145. “اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید؟؟ ۱_چیز خاصی نمی آفرید ۲_پیراشکی ۳_خروس دریایی ۴_فضای خالی”
  146. “چراغ کنترل تلویزیون ما حتی اگه باتری هاش داغونم شده باشن تا منو میبینه شروع میکنه چشمک زدن و اعلام وجود کردن از بس محکم زده بودم پشتش”
  147. بیچاره بچه های ماچون نه میتونن تو کامپیوتر فایل مخفی کنن. نه میتونن یواشکی اس ام اس بدن. نه میتونن سر روابط و کاراشون مارو بپیچونن….. خلاصه از هر جهت حساب کنید پوستشون کنده س چون خودمون آخرشیم!! مخصوصا من.
  148. زمین گفت :قر تو کمرممم فرااااوونه نمممدونم کجا بریزممم….. من بش گفتم :همینجاااا همینجاااا…… و اینگونه بود ک زلزله اومد….. خو چیکا کنم قرش میومد..
  149. چند وقته خونه خودمونم دلم واسه خونه مجردیمون تنگ شده اصلا مگه میشه خونه همش مرتب باشه اه نگاه کن یه چیز اضافیم رو زمین نیس چقد تحمل کنم واللا
  150. وقتی بچه بودم دادشم یه بار خواست منو با کامپیوتر آشنا کنه بعد منو تنها گذاشت وقتی برگشت تمام آیکون کامپیوتر غیب شده بود یعنی یه کاری کردم که خود بیلگیتس هم بلد نیست
  151. ی روز با دوستم داشتیم تو پارک قدم میزدیم، یهویی خورد زمین… بدبخت از خجالت سرخ شده بود… فوری بلند شد گفت هیچی نشد بعدش هم میخندید… رفت خونه اس ام اس داد ببخشید دکتر بودم دستم شکسته دارم گچ میگیرم.
  152. “تو این روزها اگه ساعت ببندیم انقد روش بلوز پشمی و کت و کاپشن هست که آدم از دیدن ساعت مچیش منصرف میشه زمانو با همون موبایلش چک میکنه اصن یه وزی”
  153. هواپیما میخاسته سقوط کنه مسافرا را باچتر میفرستن پایین. یکیش نمیرفته بهش میگن زودبپر بابات مرد. نمیپره _میگن خونت آتیش گرفته زن و بچه ت سوختن باید سریع بپری بازم نمیره _ میگن مادرت تصادف کرده. بازم نع!! آقا تا بهش میگن یارانه ت قطع شد. بدون چتر میپره بدبخت
  154. “یه نادون یه کتاب مینویسه صدتا عاقل نمیتونن پاسش کنن “
  155. “ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﺷﺐ ﻋﺮﻭﺳﯿﻢ ﺗﻮﯼ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﯾﻪ ﺩﻓﻌﻪ ﭘﺎﺷﻢ ﻣﯿﮑﺮﻭﻓﻦ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﺪﻥ! ﻋﺮﻭﺱ ﻭ ﻧﯿﮕﺎﻩ ﮐﻦ ﭼﺸﺎﯼ ﺁﺑﯽ ﺷﻮ، ﺍﻭﻥ ﻣﺎﻝ ﻣﻦ ﺷﺪ ﺑﻪ ﭘﺴﺮ ﻋﺎﻟﯽ ﺷﺪ ﺑﻌﺪ ﻋﺮﻭﺱ ﺍﺯ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺑﺮﻩ ﺗﻮ ﺍﻓﻖ ﻣﺤﻮ ﺷﻪ، ﻣﻨﻢ ﺑﺮﻡ ﻫﺮ ﭼﯽ ﺑﮕﺮﺩﻡ ﭘﯿﺪﺍﺵ ﻧﮑﻨﻢ :)”
  156. “بزرگترین گناه؟ شوهر نداشتن بزرگترین تفریح؟ شوهر سرکار گذاشتن بزرگترین کار؟ شوهر تربیت کردن بزرگترین شگفتی؟ شوهرعاقل دیدن بزرگترین آرزو؟ داشتن مردی به اسم شوهر”
  157. “میرن ۱۰۰۰متر زیر آب به ماهیه سیخ میزنن، گاز که میگیره میگن ببینید چه خطرناک و وحشیه؟ بعد اسم برنامه رو میزارن جستجوی هیولا… هیولا تویی، ول کن زبون بسته رو!”
  158. کلاس سوم راهنمایی یه بار همه ی کلاس هماهنگ کردن که زنگ آخر رو تعطیل کنیم همه رفتن به جزء من و ۳ نفر دیگه، معلممون اومد دید همه جیم زدن و باید به خاطر ما چهار نفرمجبورا” کلاس رو برگزار کنه از حرصش هر ۴ نفر مارو کتک زد که چرا با بقیه کلاس هماهنگ نبودیم
  159. “یه بنده خدایی مو کاشته دماغشو عمل کرده بوتاکسم کرده ابروهاشم که مثه نخ کرده.. لبشم پروتزیه فقط هر کاریش میکنیم سیبیلاشو نمیزنه… میگه: “”مرد باید سیبیل داشته باشه..! “””
  160. تاحالا دقت کردین تو خیلی از فیلمای هنگ کنگی زنا از مردا قوی ترن.
  161. “دیروز با مامانم دعوام شد ولی خدایی در حد بیرون دادن آلبوم نبود:) به امید دعوا های شدید تر تا خواننده شدن من:)))”
  162. فانتزی من اینه که بعد از تعطیلات پنجشنبه و جمعه ایران جمعه بعد از ظهر با یه پرواز ویژه به یه کشور اروپایی برم تا در تعطیلات شنبه یکشنبه اونا هم شرکت کنم
  163. “ﭘﺎﺗﺮﯾﮏ :ﯾﻪ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﻃﻼ ﻣﯿﺨﺮﯾﻢ ﺑﺎﺏ ﺍﺳﻔﻨﺠﯽ :ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﻃﻼ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﮐﻨﻪ ﭘﺎﺗﺮﯾﮏ :ﻣﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﯾﻢ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺭﻭ ﻣﺎ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻧﺪﺍﺭﻩ”
  164. “مراسم ختم پدر بزرگم بود یکی از خانم ها ک نمیشناختیمش وارد شدو خودشو معرفی کرد عمم هم با گریه گفت شما هر کی میخوای باش ممنون ک اومدین!!! خانمه رو دیگه خودتون تصور کنین!!!! اصن ی وضی”
  165. “دوست دخترم فهمیده که باخواهرشم دوست شدم.. میخوان بیان به نامزدم بگن.. خیلی بدمیشه اخه نامزدم همکلاسی زنمه…. شما میگین چیکارکنم؟؟”
  166. “این جور که پیش میره وقتی ما پیر شدیم اگه بخوایم برا نوه هامون خاطره تعریف کنیم باید بگیم: یادش بخیر اون قدیما وقتی توی صفحه های فیس بوق گشت میزدم مامان بزرگتم اینجوری پیدا کردم و… اصن یه وضی شده ها”
  167. “جوری امتحانا رو گند زدم که باید اول پاسخ نامه بنویسم: استاد گرامی! با توکل به خداوند و آرامش سوالات زیر را تصحیح نمایید!!”
  168. “چند وقت پیش رفته بودیم امامزاده بعد تو مسیری ک باید پیاده میرفتیم، با یه آقای پیری داشتم تو مسیر حرف میزدم آقاهه میگه :دخترم قبلاً این مسیرو با الاغ و قاطر میرفتیم، امروز داریم با شما میریم اصن یه وضیههههههههه والاااااا”
  169. تنها موقعی که خانمها با دقت تمام به حرف شوهراشون گوش میدن؛ وقتیه که شوهراشون تو خواب حرف میزنن.
  170. من نمیدونم چرا وختی امتحان میدم میگم ۲۰ میشم یه ۱۰ دیقه بعده اون ۱۹ توی خونه ۱۸ ولی برگمو میگیرم میشم ۱۳؟؟؟؟
  171. “انقدر که حقمون رو خوردن وقتی میگیریمش فک میکنیم هدیه است!”
  172. “استاد :بچه ها امروز میخوام امتحان بگیرم… دخترای کلاس :استاااااااااااااااااااد…! استاد :امتحان کنسل شد!!”
  173. بزرگترین ارزوی برادرم از وقتی قرص چاقی میخوره اینه….. خدایا زودتر غذا اماده بشه اصن یه وزیهههههه
  174. “خدایا به ما که مخاطب خاص ندادی حداقل رفقامون که دارن ازشون بگیر جیگر ما رو خنک کن: D :)))))))))) اصن یه وضیههههه”
  175. “آقا پسر شلوار رنگی میپوشی بپوش… ولی خدایی دیگه کفش زرد و شلوار قرمز و پیراهن سبز و باهم نپوش اسمارتیز که نیستی لامصب ای بابا ول کن ما رو این وضه آخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟”
  176. “ﻣﻦ ﻫﺮ ﭼﯽ ﺻﺒﺮ کردم ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﺭﻭ ﻏﻠﺘﮏ ﺧﺒﺮﯼ نشد… ﺍﻻﻥ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﮐﻪ ﻏﻠﺘﮏ ﺑﯿﻮﻓﺘﻪ ﺭﻭﻡ ﺧﻼﺹ شم برم…!!”
  177. “معمولا اون دسته از آدمایی که هندونه زیر بغلت میزارن همونایی هستن که پوست موزَم زیر پات میندازن…… کثافطااااااااا!”
  178. امروز ی دختری تو خیابون دیدم فکر کردم دوستمه رفتم جلوتر دیدم ته ریش داره!!! نکنین اینکارا رو بعد کشور دچار کمبود پسر میشه باید از چین پسر بیاریم 🙂
  179. “آن چیست که بدون آن نمیتوان زندگی کرد اما دیده نمیشود؟ جواب ما :هوا جواب نسل جدید :وایرلس!”
  180. “طرف تو آهنگش میگه: چرا خورشید میتابه چرا میچرخه زمین عشق من بگو چرا تو فقط بگو همین خب روانی مگه با گالیله و نیوتون طرفی!؟ آخه این وضه”
  181. قدیما مراسم خواستگاری برای این بود خونواده ها دختر پسر رو بهم نشون بدن الان برای اینه که دختر و پسر خونواده هاشونو بهم نشون بدن!
  182. “ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﺪ ﺟﻤﻠﻪ ﯼ”ﺍﻭﮐﯽ… ﺑﺎﺯﻡ ﺩﺳﺖ ﺩﺭﺩ ﻧﮑﻨﻪ“ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﻌﻨﯿﻪ؟ ﻫﻤﻮﻥ ﻣﻮﺩﺑﺎﻧﻪ ﯼ! ”ﺧﺎﮎ ﺗﻮ ﺳﺮﺕ… ﺑﺎﺯﻡ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺩﺭﺩﯼ ﻧﺨﻮﺭﺩى الاغه“!!! اینه وضعه مااااا”
  183. “بعد از یک سال جنگ سرد بین من و مورچه ها تصمیم گرفتم خونه رو به صورت مسالمت آمیز تسلیم مورچه ها کنم. الانم دارم ساکمو می بندم. تختمو هم دادم به ی زوج جوان مورچه که دیشب اومدن از شیرینی ما بردن جای کیک عروسیشون استفاده کردن. اسن ی جوری”
  184. “یه ساندویچ خریدم روش با فونت ۳۶ نوشته با سس یه نفره رایگان!!!!! لامسب انگار بلیط سفر پاریس گذاشته باشه توش!!!!! اصن یه وضی ها”
  185. پوست کنارِ ناخن خر است
  186. “کاربرد های مختلف مردن برو بمیر :برو گمشو! بمیرم برایت :خیلی دلم برات می سوزه! می میرم برایت :عاشقتم! می مردی؟:چرا کار رو انجام ندادی؟ مردی؟:چرا جواب نمیدی؟”
  187. “پسره گودزیلای ۸ ساله اومده پست گذاشته کیا یادشونه با دود چراغ درس خوندن؟؟؟؟ من که همش با دود چراغ درس میخوندم اخه یکی نیس بگه اصلا تو درس خوندی که بخوای با دودچراغ باشه… گودزیلای دروغ گو نداشتیم که اونم تولید شد… ع ۳ ن ۱ و e z یه”
  188. امروز از صبح تا بعدازظهر نه پیام ارسال می شد نه میتونستم زنگ بزنم نه کسی بهم پیام می داد نه کسی بهم زنگ می زد خلاصه اعصابم خورد بود بالاخره پس از کلی بررسی فهمیدم خطمو برعکس گذاشتم داخل گوشی فک کن…. بیچاره ایرانسل چه قد فحش خورد!!!!! اصن یه وضی بود!
  189. “ﯾﻪ ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ۳ﺳﺎﻟﺶ ﺗﻤﻮﻡ ﻧﺸﺪﻩ ﻭﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻪ “ﺯﺭﺍﻓﻪ”ﭼﯿﻪ؟ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺍﻭﻣﺪﺑﺮﺍﺵ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺑﺪﻩ ﮐﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﻣﺘﻮﺟﻪﺑﺸﻪ ﮔﻔﺖ :ﺯﺭﺍﻓﻪ ﯾﻪ ﺣﯿﻮﻭﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﮔﻨﺪﺳﺖ، ﺧﯿﻠﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺰﺭﮔﻪ، ﺍﺯ ﺩﺍﯾﯽ ﻫﻢ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻩ.. ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﺣﻀﻮﺭﻡ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﻭﻧﻘﺪﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﺪ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺭﺷﺪ ﻋﻠﻤﯽ ﺍﯾﻦ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﻪ اینم وضع مااااااااااااااااااااااااااا”
  190. “چاقو، برو بچه دماغو! حقته حقته غورباقه هم قدته، فردا روز عقدته! قهر قهر قهر تاروز قیامت! دوچرخه، سیبیل بابات می چرخه! آشتی، آشتی آشتی فردا می ریم تو کشتی…! یادش بخیر! چقدررررررررررررر اسکول بودیم! یادش بخیر!”
  191. “خیلی دوست دارم یکی بهم بگه :“قدر این روزاتونو بدونید” بعد بزنم پس گردنش و بگم دقیقا کدوم روزا..؟ نشون بده با دست!!!”
  192. “الان بچه ۱۱ ساله از باباش Galaxy Note III می‌خواد. من ۱۴ سالم بود یه فامیل داشتیم به اسم رضا هر کی می‌گفت سکوت علامت رضاست، فکر می‌کردم علامت اونه..!!!”
  193. “دﺧﺘﺮ :ﺷَﻼم ﻋِﺠﻘَﻢ ﻗﻠﺒﻮﻧﺖ ﺑﻠَﻢ، واﺷﻪ ﺗَﻔَﻠُﺪِت ﭼﯿﮑﺎل ﮐﻨﯿﻢ ﻋﺴﯿﺴﻢ؟ ﭘﺴﺮ :ﺑﺎﻫﻢ دﯾﮕﻪ زﺑﺎن ﻓﺎرﺳﯽ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ!!!”
  194. مورد داشتیم ترم اولی به مامانش سپرده ک بیاد بااستاد حرف بزنه اجازه بده بیاد عروسی…
  195. “گودزیلامون اومده بود خونمون من داشتم همسایه جهنمی بازی میکردم ۱۰۰بار یه مرحله رو رفتم بازم نتوستم ردش کنم همون لحظه رفیقم زنگ زد رفتم جلو در نیم ساعت دیگه برگشتم خونه دیدم جناب گودزیلا همه ی مرحله هارو تموم کرده کامپیوترم خاموش کرده… اصن یه وزی”
  196. “سوال :جمع “”اژدها””چی میشه؟ جواب :وای چقدر اژدها اژدهایان اژدهایون اژدهاجات اژدهاها اژدهاین چندین اژدها!!!! نه! واقعا جمع اژدها چی می شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اصن یه وزی”
  197. “امروز چشمم به یه جا از اتاقم افتاد که خیلی کثیف شده بود! هیچی دیگه تصمیم گرفتم به جاهای دیگه ی اتاقم نگاه کنم که اون جاها خعععلی کثیف تر بودن! اصن یه وضی”
  198. “به بابام میگم پدر من گرسنه هستم میگه سلام گرسنه من پدر هستم بش گفتم پدر من جدی ام میگه نه تو گرسنه ای گفتم فکر میکنی با این کارات خوشمزه ای؟ میگه نه من پدرتم اصن یه وعضیه “
  199. “باید یه قوطی نارنجی بخرم و توش اسمارتیز بریزم، هروقت سردرد داشتم و ازم پرسیدن چی شده ؟ بگم “همون سردردهای همیشگی” و چندتاشو بخورم و بگم آه اینه وضه ما”
  200. “مامانم اس ام اس داده شامت آماده ست، فقط دوتا لیوان برنج بریز تو پلوپز،40min بعدم زنگ بزن واست دوسیخ کباب بیارن:):| اصن یه وضی”
  201. “یه مکتب الزهرا هست نزدیک خونه ی ما هر سه شنبه شب آبگوشت میده بابای منم عاشق آبگوشته همیشه آخر مجلس میره آبگوشت میخوره میاد. این مکتب الزهرا هم ایمیل داره هم سایت بابام دیشب ایمیل داده فردا شب آبگوشت برقراره؟؟تو سایتش هم انتقادات داره همه از سخنرانی و مداحی و اینا انتقاد کردن بابای من نوشته لطفا در آبگوشت ها دارچین کمتر استفاده کنید. 😐 اصن یه وضی”
  202. “رفتم خونه دوستم خواهرش داشت تو اتاقش بازی میکرد، یهو بغض کرده از اتاق دویید بیرون اومد بغل خواهرش.از پرسیدیم چی شد؟ گفت با عروسکام دعوام شده بازیم نمیدن من:| نویسنده کتاب هری پاتر 😐 الییس در سرزمین عجایب 😐 اصن یه وضی”
  203. “یکی دیگه از فانتزیام اینه بچه دار بشم اسمشو بذارم پرچم و بفرستمش پُشت بوم بعد همسرم بگه عزیزم پرچم کجاس؟ منم بگم پرچم بالاس! بعد دوتایی کلی حال کنیم..”
  204. “ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻫﻨﺪ ﺩﯾﮕﻪ ﺟﻮﺭی شده ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﺍﻭﻧﺠﺎ تا ﺍﺯ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﻣﯽﺷﻪ؛ ﺍﻭﻧﻮﺭِ ﻫﻨﺪ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﻣﯽﺍﻓﺘﻪ ﺗﻮﯼ ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱ..!”
  205. آقا ما تو خونمون ی خون اشام دهه نودی داریم (پسرمه) هر وقت فیلم تولدشو نگاه میکنه مجبورمون میکنه بریم کیک بخریم. اصن oneوضی
  206. اولاکه برای داداشم ماشین خریده بودن هروقت میرفت بیرون مامانم تندتند بهش زنگ میزد ولی زود قطع میکرد به دادشم گفتم مامان چی بهت میگه گفت هیچی فقط میگم الو الوبعد قطع میکنه علت رو از خود مامان جویا شد گفت فقط مطمئن میشم هنوز زنده هسته قطع میکنم
  207. “مورد داشتیم دختر اومد مغازه گفت: ببخشید مودم…. وای وای….. دارید. گفتم نه اما مودم…. وای فای…. دارم. جالبش اینجاست…….. گفت نه مررسی دوستم یدونه وای وای خریده میرم از همونجا میخرم اصن چند وضی”
  208. مورد داشتیم سر کلاس صدای حیوون (ببیی) در آورده استاد حذف واحد نمودند همچین کلاس باغ وحشی داریم.
  209. “سیگار رو واسه مشکلای خارجیا ساختن اگر میخواستن طبق استانداردای مشکلات ایرانی بسازنش الان سیگار باید یک متر بود در قُطر ۵۰ سانت!”